تبليغاتX
منتقم زهرا س
امروز امير در ميخانه توئی تو
فرياد رس اين دل ديوانه توئی تو

مرغ دل ما را ، که به کس رام نگردد
آرام توئی دام توئی دانه توئی تو

آن مهر درخشان که به هر صبح دهد تاب
از روزن اين خانه به کاشانه توئی تو

آن ورد که زاهد به همه شام و سحرگاه
بشمرد با سبحه صد دانه توئی تو

آن باده که شاهد به خرابات مغان نيز
پيمود به جام و خم و پيمانه توئی تو

آن غل که ز زنجير سر زلف نهادند
بر پای دل عاقل و ديوانه توئی تو

ويرانه بود هر دو جهان نزد خردمند
گنجی که نهان است به ويرانه توئی تو

در کعبه و بتخانه بگشتيم بسی ما
ديديم که در کعبه و بتخانه توئی تو

بسيار بگوييم و چه بسيار بگفتيم
کس نيست به غير از تو در اين خانه توئی تو

يک همت مردانه در اين کاخ نديديم
آن را که بود همت مردانه توئی تو

« ميرزا حبيب خراسانی »
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1383ساعت   توسط حاج روح الله  |