|
شناسنامه صاحبالزمان(عج)
و بدان از آن حضرت
ـ علل و اسرار اين مخفى بودن در بحث علت غيبت مفصلا بيان مى شود ولادت از ديدگاه اهل سنت القاب و كنيه ها :القاب آن حضرت مهدى، قائم، منتظر، صاحب الامر، خلف الصالح و حجّت است و كنيه آن حضرت ابوالقاسم مى باشد مادر بزرگوار آن حضرت جناب نرجس خاتون دختر يكي از قيصرهاي روم و از خاندان شمعون، وصيّ حضرت مسيح(ع) بودند پدر گرانقدر آن حضرت امام عسگرى(ع)با كنيزى كه بواسطه يكى از فتوحات اسلامى،به اسلامگرويده بود،ازدواج كرد.همسر امام(ع)از سوى ايشان به نامهاى گوناگونناميده ميشد .امام(ع)در تغيير نام آن بانو هر چند مدت برنامهاى مخصوصداشت و از آن رو بود كه ميدانست وى بزودى مادر مهدى(ع)خواهد شد واز طرف حكومت تحت تعقيب قرار خواهد گرفت و مدتى در زندان خواهدگذراند.به اين جهت امام براى او طرحى محتاطانه انديشيد و براى محافظتآن بانو و فرزندش و براى اينكه مساله را در ذهن مقامات دولتى و دولتمرداندگرگون جلوه دهد و نگذارد بفهمند كه اين اسامى مختلف،همه از آن يك نفرمىباكه بانوى زندانى صاحب كداميك ازآن نامها است،كداميك از بانوان باردار است و كداميك مادر طفل موعوداست،مسئولان امر را دچار اين تصور كرده بود كه آن نامها متعلق به بانوانمتعدد است و ازين غافل شدند شد
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت   توسط حاج روح الله
|
آزمايش هاى دينى براى ايمان آورندگان در همه زمان ها، قانون الهى است: أ حَسِبَ الناس ان يترکوا أَنْ يقّولوا آمَنا وَ هُم لا يفتنون
اما اين قانون، در روزگار غيبت به دو جهت مورد تأكيد است: آن كه امام از نظرها پنهان است ومنتظران، منتظر ظهور اويند وچون اين امر به درازا مي كشد، افكار و دعوت هاى باطل، در ميان مسلمانان پديد مى آيد وگروهى گمراه مى شوند..
در اين دوران، شرايطى به وجود مى آيد و اوضاعى بر جوامع حاكم مى شود كه نگاهداشتن دين، بسيار دشوار مى شود . بيشتر مردمان، به انگيزه هاى گوناگون، ايمان دينى خويش را در زندگى از دست مى دهند و ديندارى را كنار مى نهند(1)
امام رضا(ع) درباره آزمايش در دوران غيبت مى فرمايد: آن چه كردن هاى خود را به جانبش درازكرده ايد تشكيل حكومت آل محمد اتفاق نمى افتد، تا اين كه مشخص شويد وامتحان گرديد و باقى نمى ماند از شما مگر اندكى .(2)
نعمانى، باب دوازدهم ازكتاب الغيبة خويش را به امتحان شيعيان در عصر غيبت اختصاص داده واحاديث گوناگونى در اين زمينه آورده است. اما مهمترين انگيزه اى كه سبب مي گردد در دوران غيبت، دينداران با آزمايش اعتقادى و عملى بسيار رو به روگردند، عبارتند از: گسترش زمينه هاى ناباورى، افزايش انگيزه هاى انحراف وگريز از دين، ستيزه جويى ها با ديندارى.
پس قانون آزمايش وقربال شدن مؤمنان، در ظرف زمانى غيبت كه گمراهى ها و ستم ها هجوم مى آورند، در شكوفا شدن حق جويى و خلاصى دينىِ دينداران و شايستگى براى حضور در جهادى فراگير و سخت در ركاب حضرت مهدى (ع) نقشى اساسى وزيربنايي دارد به فرموده پيامبر(ص )چشم به راه فرج داشتن، همراه با صبر واستقامت، عبادت است(3).
1. بحارالانوار ج 51 ص 118.
2. همان ج 52 ص 259.
3. ارشاد مفيد ج 2 ص 375
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت   توسط حاج روح الله
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت   توسط حاج روح الله
روز يازدهم ماه ذيقعده سال 148 هجرى در مدينه در خانهى امام موسى بن جعفر (ع) فرزندى چشم به جهان گشود (1) كه بعد از پدر تاريخساز صحنهى ايمان و علم و امامتشد.او را«على ناميدند و در زندگى به«رضا»معروف گشت. مادر گرامى او«نجمه» (2) نام دارد،و در خردمندى و ايمان و تقوى از برجستهترين بانوان بود (3) ، اصولا امامان پاك ما همگى از نسل برترين پدران بودند و در دامان پاك و پر فضيلت گرامىترين مادران پرورش يافتند. امام رضا عليه السلام در سال 183 هجرى،پس از شهادت امام كاظم (ع) در زندان هارون،در سن سى و پنجسالگى بر مسند الهى امامت تكيه زد و عهده دار پيشوايى امتشد.امامت آن گرامى همانند ساير ائمهى معصومين عليهم السلام،به تعيين و تصريح رسول خدا صلى الله عليه و آله،و با معرفى پدرش امام كاظم (ع) بود،امام كاظم عليه السلام پيش از دستگيرى و زندان،مشخص كرده بود كه هشتمين امام راستين و حجتخدا در زمين پس از او كيست،تا پيروان و حقجويان در ظلمت نمانند و به كجروى و گمراهى نيفتند. «مخزومى»مىگويد:امام موسى بن جعفر عليهما السلامما را احضار فرمود و گفت: -آيا مىدانيد چرا شما را طلبيدم؟ -نه! -خواستم تا گواه باشيد كه اين پسرم-اشاره به امام رضا (ع) -وصى و جانشين من است... (4) «يزيد بن سليط»مىگويد:براى انجام عمره به مكه مىرفتيم،در راه با امام كاظم روبرو شديم، و به آن حضرت عرض كردم:اين محل را مىشناسيد؟ فرمود:آرى.تو نيز مىشناسى؟ عرض كردم:آرى من و پدرم در همين جا شما و پدرتان امام صادق عليه السلام را ملاقات كرديم و ساير برادرانتان نيز همراه شما بودند،پدرم به امام صادق عرض كرد:پدر و مادرم فدايتان،شما همگى امامان پاك ما هستيد و هيچ كس از مرگ دور نمىماند،به من چيزى بفرما تا براى ديگران باز گويم كه گمراه نشوند. امام صادق به او فرمود:اى ابو عمارة!اينان فرزندان منند و بزرگشان اين است-و به سوى شما اشاره كرد-در او حكم و فهم و سخاوت است،و به آنچه مردم نيازمندند علم و آگاهى دارد،و نيز به همهى امور دينى و دنيوى كه مردم در آن اختلاف كنند داناست،اخلاقى نيكو دارد و او درى از درهاى خداست... آنگاه به امام كاظم عرض كردم:پدر و مادرم فدايتان،شما نيز مانند پدرتان مرا آگاه سازيد (و امام بعد از خود را معرفى كنيد) . امام-پس از توضيحى در مورد امامت كه امرى الهى است و امام از طرف خدا و پيامبر (ص) تعيين مىشودفرمود:«الامر الى ابنى على سمى على و على»پس از من امر امامتبه پسرم«على»مىرسد كه همنام امام اول«على بن ابيطالب»و امام چهارم«على بن الحسين»است. .. در آن هنگام خفقان سنگينى بر جامعهى اسلامى حكمفرما بود،و بهمين جهت امام كاظم (ع) در پايان كلام خود به«يزيد بن سليط»فرمود:اى يزيد!آنچه گفتم نزد تو چون امانتى محفوظ بماند و جز براى كسانى كه صداقتشان را شناخته باشى باز گو مكن. «يزيد بن سليط»مىگويد پس از شهادت امام موسى بن جعفر (ع) خدمت امام رضا شرفياب شدم،پيش از آنكه چيزى بگويم فرمود:اى يزيد!مىآيى به عمره برويم؟ عرض كردم:پدر و مادرم فدايتان،اختيار با شماست،اما من خرج سفر ندارم. فرمود:مخارج سفرت را من مىپردازم. با آن حضرت به سوى مكه رهسپار شديم،و به همانجا كه امام صادق و امام كاظم را ملاقات كرده بودم رسيديم...و داستان ملاقات با امام موسى بن جعفر و آنچه شنيده بودم براى آن حضرت شرح دادم... (5)
1- به كافى ج 1 ص 486 و اعلام الورى ص 302 و ارشاد مفيد ص 285 و قاموس الرجال ج 11 ص 31 ملحقات مراجعه شود. 2- نام ديگر اين بانو«تكتم»است. 3- اعلام الورى ص 302 4- اعلام الورى ص 304 5- اعلام الورى ص 305- كافى ج 1 ص 316
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت   توسط حاج روح الله
|
از مسائلى كه درباره امام زمان(ع) مطرح است، مكان و محل زندگي ايشان است.
رواياتى كه دراين زمينه وجود دارد سه دسته اند:
1. برخي ازآن ها محل خاصى را تعيين نمي كند وجايگاه حضرت را در بيابان ها وكوه ها معرفى مي كند.ازآن جمله، حضرت مهدى(ع) به پسر مهزيار مى فرمايد : فرزند مهزيار پدرم امام حسن (ع) از من پيمان گرفت... و فرمان داد كه براى سكونت، كوه هاى سخت وسرزمين هاى خشك ودور دست را برگرينم. (1)
اين بخش از روايات گوياىآن است كه حضرت ازحوزه دسترسى مردم به دوراست و به سختى و دشوارى زندگى مي كند وكسي ازمحل زندگى وىآگاه نيست.
2 . برخى روايات، منطقه خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت نام مى برند ومحدوده آن را نيز تعيين مي كنند:
الف: مدينه و پيرامون آن : ابي بصير مي گويد از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود: صاحب الزمان را عزلت وغيبتي است كه درآن، نيرومنداست به سى نفرى كه با حضرت هستند ووحشت وتنهايى رااز وى دور مي كنند؟ و خوب جايگاهي است مدينه. (2)
روايت ديگرى است كه مكان حضرت را كوه رضوى، دراطراف مدينه نام مى برد. راوى مي گويد: باامام صادق(ع) از مدينه خارج شديم، به روحاء اطراف مدينه كه رسيديم، حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زماني ادامه داد... و فرمود :اين كوه رضوى نام دارد. خوب پناهگاهي است براى خائف امام زمان(ع) و غيبت صغرى وكبرى. (3)
ب: مکه و پيرامون آن : برخى روايات استفاده مى شود كه آن حضرت در مكانى به نام ذى طوى پيرامون مكه زندگى مي كند واز همان جا نيز همراه يارانش قيام خواهد كرد.امام باقر(ع) فرمود : امام زمان(ع) را غيبتي است در بعضي از دره ها واشاره كرد به منطقه ذى طوى (4) درادامه اين روايت و روايات ديگر، محل ظهور و خروج آن حضرت و مركز تجمع ياران و دوستان وى نيز، همين منطقه ياد شده است. (5)
3. دسته سوم اخبارى ايست كه مانند دسته اول، جايگاهى خاص را نام نمى برد، ولي از وى
به عنوان فردى كه با مردم حشر و نشر دارد و به گونه ناشناس زندگى مي كند، نام برده است امام صادق(ع) مى فرمايد: صاحب الامر(ع) در ميان مردم رفت وآمد مي كند، در بازار قدم مى زند، لكن او را نمى شناسند تا زمانى كه خداوند به وىاذن دهد تا خود را معرفى كند... (6)
بين اين سه دسته از روايات، تضاد وتنافى نيست نام بردن مكانى خاص، با زندگى به شكل ناشناس قابل جمع است انتخاب کوه ها و مکانهاي دست نيافتني در حال ضرورت و نياز نيز امري است طبيعي و موافق با اصل تقيه.(7)
1. غيبة طوسى ص 266.
2. بحارالانوار، ج 52 ص 153 اصول كافى، ج1، ص 340.
3. غيبة طوسى، ص 162.
4. غيبت نعماني ص 182 .
5. همان ص 315 .
6. همان ص 164 .
7. چشم به راه مهدى، ص 351.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت   توسط حاج روح الله
|
بيشتر فقهاى شيعه، تشكيل حكومت اسلامى را در دوره غيبت ضرورى مى دانند و بر اين باورند كه فقهاى عادل، بايد به اين مهم اقدام كنند و اگر يكى از آنان تشكيل حكومت داد، بر ديگران واجب است كه از او پيروى كنند . در مقابل، شمارى برآنند كه اقامه حكومت از شؤون امام معصوم (ع) است، بنابراين در عصر غيبت تشكيل حكومت جايز نيست. اين تفکر، كه نخست به صورت يك اختلاف نظر فقهى كلامى مطرح بود، در اين اواخر رنگ سياسى به خود گرفت. اين تفكر، چون تضادى با خود كامگى حکام نداشت، بلكه غير مستقيم، توجيه گر اعمال آنان نيز بود، از سوى آنان حمايت و ترويج شد، تا جايى كه پيش از انقلاب اسلامى، هواداران اين انديشه به صورت تشكيلاتى منسجم درآمدند. با نگاهى به گفته ها و نوشته هاى طرفداران اين نظريه و دلايلى كه بدان استناد كرده اند، مى توان گفت كه اين باور از سه راه سرچشمه گرفته است : 1. برداشت از رواياتى كه گسترش ستم و فساد را از نشانه هاى ظهور امام زمان (ع) معرفى مى كند. 2. استناد به رواياتى كه از هرگونه قيامى در عصر غيبت، نهى و به سكوت و سكون و صبر در بلاها دعوت كرده است. 3. تفسير از امامت و رهبرى و تصور اين كه تشكيل حكومت در عصر غيبت، دخالت در قلمروكار امام معصوم (ع) است. و اما تلاش مردم، به ويژه فقها براى حاكميت قسط و عدل و ايجاد حكومت اسلامى جايز بلكه واجب است. آيا مى توان گفت كه در طول مدت غيبت صغرى، كه بيش از هزار سال از آن مى گذرد و ممكن است هزارها سال ديگر ادامه داشته باشد، اجراى احكام اسلام لازم نيست بدون ترديد، پاسخ منفى است چرا كه لازمه سخن فوق، اين است كه احكام اسلام، محدود به صدر اسلام و زمان حضور معصوم باشد و اين بر خلاف ضروريات اعتقادى اسلام است و به گفته حضرت امام خمينى (رحمه الله ): اعتقاد به چنين مطالبى، يا اظهار آن ها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است... هركه اظهاركند كه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده و جامعيت احكام و جاودانگى دين مبين اسلا م را انكاركرده است. (1) بر همين اساس، بعضى از فقهاى شيعه، از جمله امام خمينى، در دوره غيبت، تشكيل حكومت اسلامى را واجب مى دانند و بر اين باورند كه اگر يكى از فقها تشكيل حكومت داد، بر ديگران واجب است از او پيروى كنند و اگر تشكيل حكومت اسلامى به جز از راه قيام و اقدام دسته جمعى امكان پذير نباشد، همگان بايد بدين مهم اقدام كنند و در صورتى كه تشكيل حكومت ممكن نباشد، باز هم تكليف ساقط نيست و بايد به اندازه توان، احكام اسلامى را اجرا كنند. (2) پس انتظار فرج و حكومت جهانى مهدى (ع) به هيچ روى، ناسازگارى با قيام هاى پيش از ظهور ندارد، بلكه برخى از قيام ها و حكومت ها، زمينه ساز قيام و حكومت جهانى حضرت خواهند بود. (3)
1. ولا يت فقيه امام خمينى ص 27 انتشارات آزادى قم. 2. كتاب البيع امام خمينى ج 2ص 465 اسماعيليان قم 3. چشم به راه مهدى ص 108 و 0150
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت   توسط حاج روح الله
|
زنان در حكومت قائم آل محمد(ع) چه مى كنند؟ چه كسانى هستند؟ چند نفرند ازكجا مى آيند وچه مسؤوليتى بر عهده دارند؟ بر اساس برخى از روايات، حضور ونقش اين زنان از نظر زمان و موقعيت، چهارگونه است: الف : حضور پنجاه زن در بين ياران امام : اولين گروه اززناني که به محضر امام زمان مي شتابند، آن هايند كه در آن ايام مى زيسته اند وهمانند ديگر ياران امام (ع) به هنگام ظهور، در حرم امن الهى به خدمت امام (ع) مى رسند. در اين باره دو روايت وجود دارد: روايت اول: ام سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود: در آن هنگام پناهنده اى به حرم امن الهى پناه مى آورد ومردم همانندكبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مى برند، به سوى او جمع مى شوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده نفرگرد مى آيندكه برخى از آنان زن مى باشندكه بر هر جبار و جبارزاده اى پيروز مى شود. (1) روايت دوم: جابر بن يزيد جعفى، ضمن حديث مفصلى از امام باقر(ع) در بيان برخى نشانه هاى ظهور نقل كرده كه: به خدا سوگند، سيصد وسيزده نفر مى آيندكه پنجاه نفر از اين عده زن هستندكه بدون هيچ قرار قبلى در مكه كناريكديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هر جا باشيد خداوند همه شما را حاضر مى كند. زيرا او بر هركارى توانا است .(2) نکته شگفت در اين دو روايت اين است كه مى فرمايد: سيصد و سيزده مردگرد آيندكه پنجاه نفر ايشان زن هستند دوم آنكه: در روايتى كه نام ياران برشمرده شده است نام هيچ زنى وجود ندارد. (3) در پاسخ اين شبهه مى توان گفت: اين چند نفر در زمره همان سيصد و سيزده نفر هستند. زيرا اولا امام (ع) مى فرمايد: (ع)فيهم ؟ يعنى در اين عده پنجاه زن مى باشد. دوم: شايد تعبير مردان بدين سبب باشد كه بيشتر اين افراد مرد هستند و اين كلمه از باب فزونى عدد مردان، چنين ذكر شده است . سوم: اگر مقصود همراهى خارج از اين عده بودكه امام مى فرمود: (ع)معهم... نه اينكه بفرمايد فيهم ، زيرا اين سيصد وسيزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده ا ند و همه ياران و فرماندهانعالى رتبه واز نظر مقام وقدرت در حد بسيار بالايى هستندكه برخى با ابر جابه جا مى شوند واين ها بدون شك با بقيه مردم آن زمان فرق بسيار دارند . بنابراين اگر بگوييم آن ها جزو همان سيصد وسيزده نفر هستند براى آن ها رتبه وموقعيت ويژه قائل شده ايم واگر بگوييم در زمره ياران ديگر حضرت باشند از امتيازكمترى برخوردارند. ب) زنان آسماني : دسته دوم چهارصد بانوى برگزيده هستندكه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى عصر(ع) در آسمان ذخيره كرده است وبا ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسى (ع) به زمين مى آيند 0 ابوهريره از پيامبر(ص) روايت كرده كه: عيسى بن مريم (ع) به همراه هشتصد مرد وچهارصد زن از بهترين وشايسته ترين افراد روى زمين فرود خواهد آمد. آيا اين زنان از امت هاى پيشين هستند يا امت اسلامى زمان پيامبر(ص) ومعصومين (ع) يا از دوران هاى مختلف؟ آن ها از چه زمان وبه چه علت به آسمان برده شده اند وبراى عهده دارى منصبى در حكومت حضرت مى آيند يا براى مسايل ديگر؟ اين ها پرسش هايى است كه اين حديث از آن ها چيزى نمى گويد. ج) رجعت زنان: سومين گروه از ياوران حضرت بقية الله (ع) زنانى هستندكه خداوند به بركت ظهور امام زمان آن ها را زنده خواهد كرد وبار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود. اين گروه دو دسته اند: برخى با نام ونشان از زنده شدن شان خبر داده شده وبرخى ديگر فقط از آمدن شان سخن به ميان آمده است .در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مى شودكه به هنگام ظهور قائم آل محمد(ع) زنده خواهند شد ودر لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بيماران خواهند پرداخت. طبرى در دلائل الامامة، از مفضل بن عمر نقل كرده كه امام صادق (ع) فرمود: همراه قائم آل محمد(ع) سيزده زن خواهند بود. گفتم آن ها را براى چه كارى مى خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را به عهده خواهندگرفت. عرض كردم: نام آن ها را بفرماييد. فرمود: قنواء دختر رشيد هجرى، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه مادر عمار ياسر زبيده ام خالد احمسيه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنيه. (4) اين گروه سيزده نفرى رجعت خواهندكرد وخداوند براى قدردانى از آن ها، به بركت امام زمان آن ها را زنده خواهد كرد . در اين روايت امام صادق (ع) از سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد مى كند. دركتاب خصايص فاطميه به نام نسبيه، دختر كعبه مازينه ، ودركتاب منتخب البصائربه نام وتيره و"احبشيه " اشاره شده است. د) بانوان منتظر:، چهارمين گروه ياوران امام زمان (ع) بانوان پرهيزكارى هستندكه پيش از ظهورحضرت بقية الله(ع) رحلت كرده اند. به ايشان گفته مى شود: امام تو ظاهرگشته است، اگر مايلى مى توانى حضور داشته باشى. آنان نيز به اراده پروردگار زنده خواهند شد. رجعت زنان مربوط به گروه خاصى نيست وهر بانويى خود را با خواسته ها وشرايط زندگى در حكومت مهدى آل محمد(ع) تطبيق دهد، ممكن است در آينده از رحمت خداوندى بهره مندگشته، براى يارى امام زنده شود. يكى ازآن شرايط خواندن دعاى عهد است كه در فرد، نوعى آمادگى براى پذيرش حكومت آخرين ذخيره الهى ايجاد مى كند. (5) 1. معجم احاديث الامام المهدى ج ا ص 500 2. همان. 3.بحار الا نوار ج 52 ص 223. 4.دلائل الکافي الامامة ص 314. 5. نشريه موعود شمار27 ص 75.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت   توسط حاج روح الله
|
|
|