تبليغاتX
منتقم زهرا س
ghadir 

غدير

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

  

داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم, آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتراست همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبرداناترند.

 رسول گرامي مي فرمايد آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر.نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر  كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند  سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

  

سنديت واقعه غدير خم

 مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود  نام راويان  حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر,.
در ميان تابعين 84 نفر,
در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر,
در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر,
در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر,
در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر,
در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر,
در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر,
در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر,
در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر,

در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر,
در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر,
در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر,
در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر,
در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر

 

حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل, در «سنن» ترمذى, «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى  به مضامين مختلف ذکر شده است.

 

مفهوم عيد

هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصا شيعيان عيد شمرده اند  لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در  نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند حياتي كه در هجوم خزان به  سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه  گويي هرگز نبوده است. 

در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي   بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است   كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلا در ماه مبارك رمضان   آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را   ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد  اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس   غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خوبشتن است   .و هم از طرف شرع مشخص شده است.غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است   علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است در زير به نمونه هايي از رواياتي كه   غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود   فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل   از پيامبر اكرم فرمودند   يوم غدير خم افضل اعياد امتي  روز غدير بزرگترين عيد امت من است   حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم غير از عيد فطر و   قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست فرمودند بلي و اين عيد از آن دو عيد  ديگر با فضيلت تر است   گفتم كدام روز است   فرمود روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم   عرض كردم قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم   روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد فرمودند   انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز  را جشن بگيرند  وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و  امير مومنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و  مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت كرده اند  امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.

 امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس  به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام  هدايايي به مردم اعطا مي فرمود   .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

 

اعمال غدير
 حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد   مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده   است كه به برخي از آنان اشاره مي شود
 1ـ تحكيم بيعت با ولايت
 همانگونه كه پيامبر اكرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به   جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بيعت كنند در سالروز آن حماسه جاويد   پيامبر تجديدآن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه  مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است
 2ـ اظهار سرور و شادماني
 در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است كه به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما   محزون و مسلم است كه عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه  در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذي حجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم كه  فرمود حقا كه روز غدير روز عيد فرح و سرور است  در روز عيد غدير اظهار فرح و  امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
 در روز عيد غدير اظهار فرح وشادماني کنید
و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد
 3ـ مصافحه كردن
 مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاكيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند روز عيد غدير هنگامي كه  يكديگر را ملاقات مي كنيد با هم مصافحه کنید.
 
ذكر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است   الحمد لله الذي جعلنا من التمسکین  بولایت اميرالمومنين و الائمه   عليهم السلام   ترجمه سپاس خداي را كه ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمومنين علي  و ائمه عليهم السلام قرار داد
 4ـ پيمان اخوت و برادري
 از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اكرم   بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با   خويش برادر نمود و در برخي از زيارات كه خطاب به پيامبر مي خوانيم السلام   عليك و علي اخيك علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي  اشاره به همين برادري است  پيمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه  مخصوصي دارد كه در مفاتيح الجنان آمده است
 5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر  آن تاكيد بيشتري شده است  در سيره امام حسن عليه السلام است كه ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص  امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شركت مي كرد
6ـ صله رحم
صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاكيد  فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نكته سفارش بيشتري شده است  امام صادق عليه السلام مي فرمايد از كارهايي كه در روز عيد غدير مستحب است  صله رحم است
 7ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالي است كه اسلام براي آن ارزش خاصي قائل شده  است. و ائمه آن را از چند طواف برتر مي دانند. در روز غدير اين عمل فضيلت  بيشتري دارد. امام علي عليه السلام فرمودند
كسي كه مومنان را در روز غدير تكفل كند نزد خداي متعال من ضامنش هستم  كه از كافر شدن و پريشان شدن در امان باشد   یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خيري است .
8ـ غسل كردن و لباس نو پوشيدن
امام صادق عليه السلام فرموده اند در روز عيد غدير پاكيزه ترين لباسهاي خود  را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوي حاصل مي شود و با  نظافت طهارت ظاهري
9ـ تشكيل اجتماع
در روز عيد غدير به جهت يادآوري روزي كه پيامبر به امر خداوند علي عليه السلام  را به امامت امت اسلامي نصب كرد بجاست در مراكزگوناگون گردآييم و به  ياد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشيم. ائمه سفارش كرده اند كه به جهت  يادآوري مقام محمد صلوات الله عليه و آل او عليهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نيز از اين گونه اجتماعات برپا مي داشتند .
10ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالي است كه در همه اعياد مورد سفارش و تاكيد است خاصه در  روز عيد غديرحسن بن راشد گويد از امام صادق عليه السلام درباره عيد غدير  پرسيدم و حضرت فرمود اين عيد از عيد قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه  بگيريد و بر محمد و آلش زياد صلوات بفرستيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 

tabrik

میلاد باسعادت دهمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام هادی ع را خدمت شیعیان جهان مخصوصا نوه بزرگوار حضرت حجه ابن الحسن العسکری ع تبریک می گویم

نام: على‏ پدر و مادر: امام جواد و سمانه‏ شهرت: هادى، نقى كنيه: ابو الحسن سوّم‏ زمان و محلّ تولّد: 15 ذيحجّه سال 213 هجرى در مدينه

 

 

امام هادي (ع) :
كسي كه خودپسند است دشمنان او بسيارند.
 
امام هادي (ع) :
هر كسي خداوند را به خشم آورد ، يقين كند كه مورد خشم مردم قرار مي گيرد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 

 

 محبت امام زمان (ع)، كه همان محبت خدا مى باشد مَن آحبكم فقد احب الله (1) هم جنبه موضوعيت دارد، هم جنبه طريقيت.

محبت و عشق به آن بزرگوار موضوعيت دارد، يعنى نفس و ذات اين محبت و اظهار عشق و نياز به آن محبوب، مطلوب و ممدوح حضرت حق است. چنانكه در احاديث و روايات ائمه معصومين (ع)، از طريق عامه و خاصه بر آن تاكيد شده است 0 زَمَحشَرى در تفسير آيه: قل لا اسئلکم عليه اجرا الا المودة في القربي (2) اين حديث را نقل مى كند:

رسول خدا(ص) فرمود: هركه با دوستى آل محمد بميرد، شهيد مرده است؟ بخشوده از عذاب مرده است. هركه با دوستى آل محمد بميرد، فرشته مرگ او را بشارت مى دهد و سپس منكر و نكير نيز او را به بهشت بشارت مى دهند. هركه با دوستى آل محمد بميرد او را معزز ومحبوب به سوى بهشت مى برند. آنگونه كه عروس را معزز و محبوب به خانه داماد مى برند. هركه با دوستى آل محمد بميرد، خداوند قبر او را زيارتگاه فرشتگان رحمت قرار مى دهد 0 هر كه با دشمنى آل محمد بميرد، روز قيامت در حالى وارد مى شود كه بر پيشانى او نوشته است: مأيوس از رحمت خدا

هركه با دشمنى آل محمد بميرد، كافر مرده است. هركه با دشمنى آل محمد بميرد، بوى بهشت را استشمام نمى كند 0" (3) از روايت فوق و ده ها روايت ديگر چنين برداشت مى شود كه

نفس محبت اهل بيت (ع)، داراى ارزش و اعتبار فوق العاده مى باشد. تا آن جا كه در برخى از روايات آمده است كه از همه عبادت ها بالاتر است 0 چنانكه در روايتى از امام صادق (ع) مى خوانيم: بالاتر از هر عبادتى، عبادتى است، و محبت اهل بيت (ع) برترين عبادت هاست. (4) و اما محبت امام زمان طريقيت دارد؟ وقتى فردى محب يك انسان كامل مانند حضرت ولى عصر(ع) مى شود، طبيعى است كه لازمه اش تبعيت محب " از محبوب و نتيجتاً متصَف گشتن محب به صفات "محبوب " است.

چنانكه اهل معرفت مى گويند: تأثير نيروى "محبت " درپيراستن جان از رذائل، و آراستن آن

به فضايل، از قبيل تأثير مواد شيميايى بر روى فلزات است كه همچون اكسيرى دفعتاَ فلزى را مبدل به فلز ديگر مى سازد 0 و يا مانند سيم برقى كه از وجود محبوب " به "محب " اتصال مى يابد و يك جا و با سرعت، تمام صفات "محبوب " را به محب " انتقال مى دهد. بنابراين اگر ديديم مدعى محبت به كسى، عارى از صفات محبوب، بلكه متصف به صفات ضد صفات اوست، طبيعى است كه در صدق ادعاى وى دچار ترديد شويم و احيانا تكذيبش كنيم.

چنانكه در روايتى كه شيخ كلينى ، به اسناد خود از امام صادق (ع)، نقل مى كند، آمده است: ما اساس هر خوبى و خيرى هستيم و هر چه نيكى است از فروغ ماست... و دشمنان ما، ريشه و اصل هر شر و بدى هستند. وهر چه پليدى و زشتى است از شاخه هاى شجره خبيثه آن هاست 0. بنابراين دروغ گفته است كسى كه پنداشته است كه با ماست، در حالى كه او به گواهى اعمال زشتش وابسته به فروع غير ماست از پيوند خوردگان به درخت نپاک دشمنان ماست(5)

اين حديث شريف، هشدارى به دوستان و منتظران حضرت ولى عصر(ع) مى دهدكه در اعمال خود بيانديشند و بنگرند كه رفتار وگفتارشان مشابهت با محصول كداميك از آن دو د رخت خبيث " و طيب " دارد . (6)

1. سوره شورى، 023

2. قسمتى از زيارت جامعه كبيره

3. بحار الانوار ج27 ص 111.

4. بحارالانوارج 27 ص 1 09

5. كافى ج 8 ص 243.

6. نشريه موعود شماره 11 و 10 ص 46

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 
tashakkor

بسم الله الرحمن الرحیم

باعرض سلام وادب خدمت دوستان محترم و عاشقان اقا امام زمان عج. وهمچنین تبریک به مناسبت عید سعید قربان

بنده خواستم در این پستم از دو برزگواری که زحمت قالب و لوگو را کشیدند تشکر و قدرانی کنم. گرچه نشدنی هست اما تا این حد میتونم بگم که اجرشان با مهدی فاطمه.

برای این دو بزرگوار آرزوی موفقیت دارم و از درگاه خداوند متعال اجر معنوی را برای این دو عزیز مسئلت می نمایم . ان شاالله

در آخر هم از کلیه دوستانی که وبلاگشان پرشین هست معذرت میخواهم و اینکه نتونستم جواب نظرات زیبایشان را بدهم شرمنده هستم. بنده تقصیری ندارم. بعد از نوشتن نظرات پیغام خطا میداد. ممنون میشم اگر بزرگواری علتش را به بنده توضیح دهد

                                                            یا مهدی فاطمه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 

یا باصالح المهدی ادرکنی

از کجا شروع میکند؟

صادق اهل بیت سلام الله علیه فرمودند:... یا مفضل قائم ما از مکه به مدینه می آید و مومنان مسرور و کافران ذلیل می شوند و سر قبر شریف رسولخدا حاضر می شود و می فرماید اینجا قبر جدم رسو الله است سپس میفرماید چه کسانی اینجا مدفونند. گویند دو خلیفه و دو پدر زن رسول الله. روز سوم ورود دستور میدهد آن دو را بیرون کشید. این خبر به عالم می رسد و آن دو به اذن خدا و خلیفه خدا احیا  و اخراج می شوند و بازجویی شروع می شود.

چرا سلمان را زدید؟ چرا آتش افروختید؟ چرا باب علی و فاطمه و حسن و حسین را به آتش کشیدید؟ آیا می خواستید اهل خانه را بسوزانید؟ چرا تازیانه به دست فاطمه زدید؟ چرا ضربه به بطن زهرا زدید و محسن را اسقاط نمودید و در نتیجه حسن مسموم و حسین مقتول و بچه هایش و انصارش... و ذریه رسولخدا... شدند؟

شما باعث شدید که زناها به عمل آمد و خباثت ها فحشاها ستم ها و ناروایی ها تا قیام معمول گردید.

سپس دستور می دهد این دو را بالای چوبه دار ببرید و آتش بزنید.

یا مفضل این عمل در زمان ظهوری ها و رجعتی ها ادامه پیدا میکند حتی هزاران بار شب ها و روزها.

ای مفضل: مهدی به آیه  و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون   عینیت و مصداق خارجی می بخشد.

جناب مفضل: یا سیدی " فرعون و هامان کدامند؟ فرمود: ابوبکر و عمر ای مفضل. در همچو برهه گویا پیش چشم من است که گذشته ها مطرح می شود از جمله مصائب نازله بر ما تکذیب ها سب ها لعن ها تهدیدها هتک حرمت ها قتل ها و حبس ها که رسولخدا را می گریاند.

نزول اجلال می فرماید و در همانجا اصحابش عبارتند از 46000 ملائکه و 6000 اجنه  و 313 نفر نقبا.

مفضل: یا سید" در هموچو زمانی مراکز فاسقان چطور می شود؟

فرمودند: در لعنت و غضب و خرابی قرار می گیرد. وای بر آن امکنه و وای بر اهل آنها...

به خدا قسم بر ایشان انواع عذاب ها نازل می شود که از اول روزگار به متمردین نازل شده است.عذابی به آنها نازل می شود که نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده می شود. بر آنها طوفان نازل می شود لکن طوفان شمشیر و وای بر سکنه آن سرزمین ها که ساکنانشان بدبختانند.

مفضل  ,  مراکز فاسقان چنان می شود که گویا دنیا همانجاست و کاخ های آنها مثل قصرهای بهشت و دخترانشان – گفته می شود- حوریانند و پسرانشان ولدان اند و گویا رزق خدا مخصوص آنهاست. ولی امرای آنجا بر خدا و رسولخدا می شورند و به غیر کتاب حکم می کنند و شراب می نوشند و خونها می ریزند و کذابی ها می کنند و رشوه ها و رباها می خورند ولی بالاخره تبدیل به خرابی می شوند.

و امام صادق (ع) در موردی دیگر فرمودند: وای بر عرب که خبر ناگواری در سراغشان است که ایشان در معیت مهدی نمی شوند. و ابن عربی در فتوحات آورده است که ان وزراء المهدی من الاعاجم و ما فیهم عربی یعنی وزرای مهدی از عجم هاست و در بین آنها عربی نیست.

برگرفته از کتاب دولت مهدی با کابینه ۳۱۳ نفری

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 
 یا اباصالح المهدی ادرکنی

نخستين كسى كه به غيبت امام زمان (ع) اشاره كرده، رسول گرامى اسلام، سپس امير المؤمنين و ساير ائمه (ع) بودند.

آنان غيبت او را پيش بينى كرده و سر زبان ها انداخته اند. (1)

پيامبر (ص) فرمود: سوگند به خدايى كه مرا براى بشارت برانگيخت، قائم فرزندان من بر طبق عهدى كه به او مى رسد، غايب مى شود . هركس زمان غيبت را درك كرد، بايد دينش را نگهدارى كند وشيطان را از طريق شك به خود راه ندهد.. (2)

امير المؤمنين (ع) فرمود: آگاه باشيد كه آن جناب به طورى غايب مى شود كه شخص نادان خواهد گفت: خدا به آل محمد احتياجى ندارد. (3)

مسلمانان به دليل همين احاديث، غيبت را براى امام مهدى (ع) ضرورى واز جمله خصايص آن حضرت مى دانستند. لذا بعضى ها كه از مهدويت سوء استفاده كرده و خود را مهدى موعود معرفى مى كردند، مقيد بودند كه تا حدى ويژگى غيبت را نيز براى خود ثابت كنند سيد حميرى مى گويد: من درباره محمد حنفيه غلو کرده و عقيده داشتم كه غايب است. تا مدتى به اين عقيده غلط بودم تا اين كه خداوند بر من منت نهاد وبه وسيله امام صادق (ع) هدايت شدم، واز اين عقيده برگشته وتوبه كردم.

به هر حال، مسأله غيبت آن چنان بين شيعيان شايع بود كه مؤلفان بسيارى درباره آن كتاب ها نوشته اند . و اما كسانى كه قبل از ولادت امام زمان (ع) درباره غيبت كتاب هايى نوشته اند عبارتند از : فضل بن شاذان نيشابورى كتاب اثبات الغيبة ابو الحسن طائى جرمى الغيبة، حسن بن على بن ابو حمزه بطائنى الغيبة، ابو الحسن على بن عمر اعرج لغيبة، ابوعلى حسن بن محمد بن سماعة الغيب، ابوالفضل عباس بن هاشم ناشرى الغيبة، ابوالحسن على بن محمد بن على سواق الغيبة، ابو اسحاق ابراهيم بن صالح انماطى الغيبة، عبدالله بن جعفر حميرى الغيبة والحيرة والغيبة ومسائله، الفترة والغيبة، على بن حسن بن على بن فضال، الغيبة والملاحم، حافظ نعيم بن مادالفتن والملاحم، ابراهيم بن اسحاق احمرى، الغيبة و (4)

بنابراين، موضوع غيبت حضرت مهدى (ع) امر جديد وناشناخته اى نبوده است تا برخى شيعيان از قبيل عثمان بن سعيد براى حفظ موقعيت خويش آن را اختراع كرده باشنداما ويژ گي ها ومميزات دو غيبت : زمان غيبت صغرى محدود بود هفتاد سال به خلاف غيبت كبرى كه غير از خدا كسى از مدت آن اطلاع ندارد.

در دوران غيبت صغرى، استتار و احتجاب امام (ع) همه جانبه وعمومى نبود، بلكه كسانى مانند نواب خاص وبرخى از وكلاى ديگر، مى توانستند با امام در تماس باشند و سؤالات و نامه هاى مردم را خدمت امام ببرند وپاسخ امام را به مردم برسانند، ولى در غيبت كبرى، امام از انتظار مردم پنهان است وباب مكاتبات ومراسلات بسته است.

البته اين معنايش اين نيست كه امكان ندارد ديده شود، بلكه ممكن است حضرت را بعضى از افراد- كما اين كه با سندهاى معتبر هم نقل شده ببينند. در غيبت صغرى، حضرت چهار نماينده داشت كه آنان اقامتگاه حضرت را مى دانستند، ولى در غيبت كبرى چنين نيست. در غيبت صغرى ممكن بود كسى او را ببيند وبشناسد ولى در غيبت كبرى كسى او را نمى بيند، واگر هم ببيند او را نمى شناسد.

بايد توجه داشت كه پيشوايان دين، با بيان روايات درباره غيبت، نظرشان اين بودكه هرگونه شك وترديد را از دل شيعيان برطرف سازند و آنان را براى غيبت طولانى امام خود آماده نمايند تا با غيبت امام انس بگيرند وبا وظايف خود در دوران غيبت آشنا شوند واز روى دلايل قطعى، به وجود غيبت امام خود ايمان راسخ و استوار پيدا كنند .

  1. سيماي آفتاب، ص84.

2. ثبات الهدى ج6، ص 386.

3. همان ص 393.

4. در انتظار ققنوس مقدمه ص 17.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت   توسط حاج روح الله  |