تبليغاتX
منتقم زهرا س

ya  hosein

الهی رضا به رضاک تسليما لامرک لا معبود سواک

االلهم صل علی سیدنا محمد خاتم النبیین و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اصحابه المنتجبین و جمیع الملائکه و الانبیاء و المرسلین و الشهدا ء و الصالحین الی یوم الدین

اللهم الحقنا بالحسین و بالاولاد الحسین و بالاصحاب الحسین.

آمین

سلام و درود و رحمت بر حسین حجت خدا و جانشین حجت او و بر ارواح و اجساد پاک و مطهر پدران او و اهل بیت و اصحاب و یارانش... سلام بر او در این لحظه و در همه لحظات.

قال رسول الله (صلوات الله علیه و آله و سلم): طوبی لمن کان من اولیاء الحسین و شیعته هم الفائزون یوم القیامه(امالی شیخ صدوق ص203).

ماربین:آری در ظاهر یزید حسین و یارانش را نابود کرد اما در باطن حسین یزید و سلسله بنی امیه را بیشتر از هزار بار کشت. یزید آنها را در یک روز و حسین او را و قومش را تا ابد میکشد و نابود میکند.

آنطون بارا: اگر حسین از آن ما بود در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا مینمودیم و مردم را با نام او به آیین مسیحیت فرامیخواندیم.

امام حسین (علیه السلام): ای شیعیان ابوسفیان! اگر دین ندارید اگر از روز قیامت نمی هراسید  دست کم در این دنیا آزاده باشید.

ادوارد براون:آيا کسی پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و الم نگردد، حتي غيرمسلمانان نيز نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در تحت لواي او انجام گرفت، انکار کنند.

توماس کارلایل: بهترين درسي که از تراژدي کربلا مي گيريم، اين است که حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند، آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددي در جائي که حق با باطل روبه رو مي شود، اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي که داشت باعث شگفتي من است. شب عاشورا حضرت زینب (س) برادرش حسین (ع) را میبیند که مشغول جمع آوری سنگریزه ها از روی زمین است. وقتی علت را جویا میشود امام (ع) میفرمایند: من میدانم که فردا بعد از کشته شدنم کودکان با پای برهنه در این دشت به این سو و آن سو میدوند تا از دست دشمن فرار کنند. اینک این سنگریزه ها را جمع میکنم تا مبادا پای کودکان زخمی شود.

مهاتما گاندی(رهبر آزادی بخش هند):من زندگي امام حسين عليه السلام آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافي به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد يک کشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين عليه السلام پيروي کند.

ونستان (امريكايى): تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون:(1) قرآن كه تلاوت شود و پيام‏هايش پيروى گردند، (2)كعبه‏اى كه قصد شود و ايجاد همدلى و وحدت كند و (3)حسينى كه ياد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هيچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.قال رسول الله (صلوات الله علیه و آله و سلم):

یا جابر زر قبر الحسین بکربلا فان کربلا قطعه من الجنه

هنگامی که امیرالمومنین (ع) از کربلا میگذشت اشک از دیدگانش جاری گشته و فرمودند: اینجا قتلگاه عاشقان شهیدی است که نه پیشینیان از ایشان جلو می افتند و نه افرادی که پس از آنها می آیند به مقام ایشان دست میابند.

 

آن حنجره آهنگ و سرودش خون بود

آن پنجره دستی که گشودش خون بود

در وادی اشراق شهادت آن یار

خون بود همه کشف و شهودش خون بود

توندون: شهادت امام حسين عليه السلام از همان زمان که طفلي بيش نبودم در من تأثير عميق و حزن آوري مي بخشيد. من اهميت برپا داشتن اين خاطره بزرگ تاريخي را مي دانم. اين فداکاري هاي عالم از قبيل شهادت امام حسين عليه السلام سطح بشريت را ارتقاء بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه بماند و يادآوري شود.

توماس گاریک مازاريک (مبارز ایتالیایی): بسياري از مورخين ما از کم و کيفيت اين رسم و ازدياد عزاداري واقف نبوده، جاهلانه سخن مي گويند و وضع عزاداري پيروان حسين عليه السلام را مجنونانه مي پندارند و ابداً بدين نکته پي نبرده اند که اين مسئله در اسلام چه تحولاتي را به وجود آورده و با جنبش و نهضت مذهبي که از تعزيه داري در اين قوم پيدا شده در هيچ يک از اقوام و ملل ديگر عالم پيدا نشده با يک نظر دقيق در ترقيات دويست ساله پيروان علي عليه السلام در هندوستان که عزاداري را شعار خود نموده اند تصديق خواهيم کرد که بزرگترين عالم اصلي مزيت را آنها پيروي مي کنند.

دويست سال پيش پيروان علي و حسين عليها السلام در سرتاسر هندوستان در اقليت بودند و همين حال را ممالک ديگر داشتند. امروزه در ممالک مترقي و ثروتمند مسيحي اگر بخواهند چنين ماتم و عزاداري را به پا نمايند با صرف ميليونها دلار باز هم به تأسيس چنين مجامع و مجالس عزاداري موفق نخواهند شد.

 واشنگتن ايروينک مورخ آمريکایي :براي امام حسين عليه السلام ممکن بود که زندگي خود را با تسليم شدن اراده يزيد نجات بخشد، ليکن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي داد که او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشک و در روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح حسين فناناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين.

وقتی بنی اسد بالای پیکر پاک ابا عبدالله(ع) آمدند زخم هایی را یر شانه آن حضرت مشاهده کردند. پرسیدند این زخم ها چیست؟ امام سجاد (ع) فرمودند این زخم ها آثار کیسه هایی است که پدرم آن را از غذا پر کرده و بر شانه های خود حمل میکردند تا آنها را به دست فقرا برسانند.

جرح جرداق (مسيحى): فرق على (ع) با معاويه اين است كه اصحاب معاويه فريفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى ياران امام على (ع) فريفته اخلاق و فضيلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پديدار بود كه وقتى يزيد مردم را تشويق به قتل امام حسين (ع) و مامور به خونريزى مى‏كرد، ياران يزيد مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ يعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشيم‏» اما انصار امام حسين (ع) به او مى‏گفتند: «يا حسين نموت معك؛ ما با تو هستيم و با تو مى‏ميريم .» از جمله حبيب اين پير حافظ قرآن به امام حسين (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شويم، سوزانده شويم و پراكنده شويم و سپس جمع شويم و از نو زنده شويم، باز مى‏خواهيم در ركاب تو جنگ كنيم و كشته شويم .

كاپيتان هانيبلت: آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان برق مى‏زد، پيروان خويش را به اطراف خود جمع كرد و طى يك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بيعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: يقينا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند يقينا شهيد خواهند شد . سپس عمل بسيار زيبايى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پيروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ايستادگى و شهادت را در خود نمى‏بيند، در تاريكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام ياران آن شب با ايمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.

چارلز دیکنز: اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته هاي دنيائي خود بود، من نمي فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند، پس عقل چنين حکم مي نمايد که او فقط به خاطر اسلام فداکاري خويش را انجام داد.

دكتر طه حسين (مصرى): ابن زياد چنان مى‏پنداشت كه با كشتن حسين (ع) فتنه را ريشه كن و شيعه را نوميد خواهد ساخت و به اين ترتيب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشويند و به آنچه ناچار بايد به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زياد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد ديگرى را سبب شد و خون‏هاى ريخته شده و شكنجه‏هايى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زياد مى‏خواست نتيجه به بار آورد.

  موریس دو کبری:اگر مورخين ما، حقيقت اين روز را مي دانستند و درک مي کردند که عاشورا چه روزي است اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند، زيرا پيروان حسين به واسطه عزاداري حسين مي دانستند که پستي و زيردستي و استعمار واستثمار را نبايد قبول کنند، زيرا شعار پيشرو و آقاي آنها ندادن تن به زيربار ظلم و ستم بود.

قدري تعمق و بررسي کنيم که در مجالس عزاداري حسين عليه السلام چه نکات دقيق حيات بخشي مطرح مي شود! در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود، که حسين عليه السلام براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجوئي يزيد نرفت.

پس بيائيد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زيردستي استعمارگران( بيگانگان) خلاصي يابيم و مرگ باعزت را بر زندگي با ذلت  ترجيح دهيم زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است. مسلم است ملتي که از گهواره تا گور تعليماتش چنين است داراي چه مقام و مرتبي است، داراي هر گونه شرافت و افتخاري است، همه سرباز حقيقي عزت و شرافتند. علاوه بر منافع سياسي که ذکر شد و اثراتش طبيعي است. بزرگترين پاداش اخروي را مسلمانان در اين عمليات( يعني تعزيه داري حسين مي دانند) آشنايان به تاريخ تصديق خواهند نمود که اصلاح اخلاق و تعليمات بين المللي جز به وسيله مذهب امروزه بلکه در قرنها در ملل خاورميانه غيرممکن است. جمعيت تسليح اخلاقي به خوبي بدين نکته پي برده که وطن خواهي و اتحاد و اتفاق را در سايه دين و مذهب و ديانت ملل خاور زمين به دست آورده اند. امروزه در ممالک متحده آمريکا مردم را به نام خدمت به وطن دعوت مي کنند، ولي در آسيا مي توان خدمات شاياني را به نام دين و مذهب حاصل نمود.

اگر مسلمانان مذهب را ناديده انگارند و به نام وطن خواهي بخواهند ترقيات سياسي حاصل کنند، بجاي نفع، زيان خواهند برد. زيرا اگر تعليمات سربازي را با دين توأم سازند، سربازان تا خون در بدن دارند، حاضر نيستند حتي يک وجب از خاک مقدس وطن را تسليم اجانب نمايند. امروز اگر استقلالي در مسلمانان مشاهده مي شود، عامل اصلي آن پيروي از دستورات قرآن و اسلام است و خواهيم ديد روزي را که سلطنت هاي اسلامي در سايه همين نکته اساسي قوت گيرند و بدين وسيله مسلمانان عالم در سايه اتحاد و اتفاق واقعي مانند صدراسلام ممالک مشرق و مغرب عالم را مطيع اوامر خود سازند، حسين عليه السلام شبيه ترين روحانيين به حضرت مسيح است، ولي مصائب او سخت تر و شديدتر است.

 ماربین: در تاريخ دنيا، هجوم اين گونه مصائب پي در پي مخصوص حسين عليه السلام است، اين است که به مجرد اينکه حسين شهيد گرديد و زن و فرزند او را اسير کردند و آن واقعات دردانگيز پيش آمد، يک مرتبه قبايح و فجايع اعمال بني اميه ظاهر شد و يک مرتبه جنبش و نهضت عظيمي در مسلمانان پيدا و عليه ( حکومت) يزيد و آل اميه قيام کردند. و بني اميه را مخرب اسلام دانستند و آنها را ظالم و غاصب ناميدند و برعکس بني هاشم را مظلوم و شايسته خلافت دانسته و حقيقت اسلام را رونقي تازه دادند، مسلماناني که جنبه روحانيت اسلام را به يکباره فراموش نموده بودند با يک جنبش روشني به دنبال حق و حقيقت رفتند و نهضتهاي عظيم اسلامي شروع شد و دنباله آن تا به امروز امتداد يافت و روز به روز واقعه بزرگ کربلا اهميت و درخشندگي بيشتري يافت.

مهم ترين اثر اين نهضت اين بود که رياست روحاني که در عوالم سياست اهميت  شاياني داشت، مجدداً به دست بني هاشم افتاد و به ويژه در بازماندگان حسين عليه السلام مسلم گرديد. چندي طول نکشيد که ( حکومت) ظلم و جور معاويه و جانشينان او منهدم شد و در کمتر از يک قرن قدرت از بني اميه سلب گرديد. منهدم شدن( قدرت) از بني اميه به قسمي شد که امروز نام و نشاني از آنها نمودار نيست و اگر در متن کتب تاريخي نامي از اين قوم ذکر شده  در تعقيب آن هزاران نفرين و ناسزا هم نوشته شده و اين نيست، مگر به واسطه قيام حسين و ياران با وفاي او.

درس امام حسين عليه السلام و هر قهرمان شهيد ديگري اين است که در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغيير ناپذيرند و همچنين مي رساند که هرگاه کسي براي اين صفات ابدي مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

امام حسین(ع): زندگی  جز عقیده و مبارزه در راه آن چیز دیگری نیست.

            علامه علائلى، (نويسنده مصرى):

تاريخ هر ملتى واقعا تاريخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاريخ سترگ ندارد يا اصلا تاريخش شايسته نگارش نيست؛ و ما چون حسين (ع) را ميان رجال تاريخ داريم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاريخى ديگر در نظر داريم، بلكه بزرگترين رجال تاريخ است كه همه را كوچك كرده و شخصيت ‏خود را سرمقاله همه آنان پديد آورده و اين عجيب نيست؛ زيرا همه مردان عالم را كه تاريخ شناخته، عمر خود را در تحصيل مجد و بزرگوارى زمين صرف كرده‏اند؛ ولى حسين (ع) مجد آسمان را طلبيد و جان خود را فداى آن كرد.

ل . م . بوید: در طي قرون افراد بشر هميشه جرات و پردلي و عظمت روح و بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته اند و در همين هاست که  آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين عليه السلام و من مسرورم که با کساني که اين فداکاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند، شرکت کرده ام، هر چند که 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.

  گیبون: در طي قرون آينده بشريت و در سرزمين هاي مختلف شرح صحنه حزن آور مرگ حسين موجب بيداري قلب خونسردترين قارئين خواهد شد.

 ماربین: مي توان ادعا نمود که تا به امروز تاريخ بشريت نظير چنين شخص والاانديش و فداکار به خود نديده و نخواهد ديد. هنوز اسراي حسين عليه السلام نزد يزيد نرسيده بودند که علم خون خواهي حسين عليه السلام  برافراشته شد و نهضت عظيمي عليه يزيد آغاز شد، مظلوميت حسين عليه السلام بر همه ثابت شد و پرده از روي نيات و جنايات بني اميه برداشته شد و کار به جايي رسيد که خاندان و حرمسرايان يزيد زبان شماتت بر او دراز کردند و با اينکه ممکن نبود نام حسين و خاندان علي عليه السلام در اطراف و جوانب يزيد به نيکوئي برده شود. پس از اين واقعه در " پايتخت" يزيد، همه جا صحبت از مظلوميت حسين و ياران او بود و خاندان علي عليه السلام را به تقديس و عظمت ياد مي کردند و با اينکه يزيد ياراي شنيدن چنين کلماتي را نداشت، جز سکوت چاره اي نديد.

لازم میدانم از دوست بزرگوارمان جناب سایه نور که زحمت ارسال این مطالب زیبا و تحقیقی  را کشیدند نهایت تشکر را کنمبرایشان آرزوی موفقیت دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 
baghy

شيخ مفيد و كليني شهادت حضرت را سال 95 هجري نوشته اند.(اصول كافي،ج2، ص368). لكن برخي ديگر از محدثان و سيره نويسان سال 94 را ذكر كرده اند.(اربلي، كشف الغــــمه، ج2، ص101). در روز شهادت حضرت نيز اتفاق وجود ندارد. برخي آن را دوازدهم محرم و برخي بيست و دوم همين ماه ذكر كرده اند. كفعمي در مصباح مي نويسد: حضرت روزشنبه بيست و دوم محرم سال 95 هجري با زهري كه به دستور هشام بن عبدالملك بدو خوراندند مسموم شد. مشهور بين اصحاب اين است كه وليد بن عبدالملك به تحريك برادرش هشام بن عبدالملك(لعنت الله عليهم) امام را مسموم كرد. امام صادق(ع) فرمود:علي بن الحسين در 57 سالگي در سال95هجري وفات يافت و بعداز امام حسين 35 سال زندگي كرد.(اصول كافي،ج2، ص372).حضرت هنگام مرگ لختي از هوش رفت و چون به هوش آمد سوره واقعه و فتح را خواند و سپس فرمود:الحمدلله الذي صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنه حيث نشاء فنعم اجر العالمين(سپاس خدايي را كه وعده خويش را درباره ما راست فرمود و بهشت را ميراث ما كرد تا هر جا كه خواهيم جاي گيريم، پس نيكوست پاداش عمل كنندگان(.زمر /74) و ديده برگذاشت و به سراي باقي شتافت.ابن سعد به سند خود از امام باقر آورده است كه: امام سجاد وصيت كرد كه او را در كفني از جنس پنبه بپيچند و در حنوط او مشك نياميزند.(ابن سعد،طبقات،ج5، ص163).به هنگام تشيع ودفن آن بزرگوار انبوهي از مردم فراهم آمد كه مدينه مانند آن را كمتر ديده بود. مدفن آن حضرت قبرستان بقيع در كنار عموي بزرگوارش امام حسن مجتبي و فرزندانش امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 

ya hosein

بسم الله الرحمن الرحیم

چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این متنی که الآن خواهید خواند حرف دل خودم نسبت به عاشوراست.

از شب عاشورا بگم که کیا گذاشتند و رفتند؟یا استغفار زیبای 72 عاشق یار مهربان و باوفا به همراه امامشان؟

از صبح شدن روز عاشورا بگم؟

از دلهره های و ترسیدن های بچه ها و زنان بگم؟

از یکی  یکی رخصت خواستن یاران امام بگم برای رفتن به میدان نبرد؟

از یکی یکی شهیدن آن 72 یار باوفا بگم؟

از به میدان رفتن جناب علی اکبر بگم یا حضرت قاسم؟

از شهید شدن نوزاد شش ماهه که تیر قبل از بوسه پدرش به گلو اصابت میکنه؟

از به میدان رفتن حضرت ابوالفضل العباس تنها ساقی کربلا و روحیه امام حسین ع بگم؟

از اسب افتادن حضرت ابوالفضل العباس ع در حالی که دوتا دست نداشت و به چه شکلی افتاد؟

از نا امید برگشتن حضرت ابوالفضل العباس ع  و خجالت کشیدن از مادر شش ماهه؟

از شهید شدن امام حسین بگم؟

از سیلی خوردن حضرت رقیه س از دست شمر ملعون بگم ؟

از دل خون خون خون خون حضرت زینب بگم؟

از کتک خوردن زنان و بچه ها بگم؟ یا از سوزندان خیمه ها ؟ یا به اسارت گرفتن آنها؟

فقط می تونم بگم یابن الحسین آجرک الله مصیبت فی جد الحسین

اری

 الان امام زمان ما خون گریه می کنه

الان اسمان و زمین خون گریه می کنند

الان ملائکه ها خون گریه می کنند

بخدا خون گریه میکنند. بخدا از ما بیشتر گریه می کنند

در یک مجلسی که عزای امام حسین ع بود موقع روضه خواندن جماعت دیدند ملاحسین قلی همدانی بیش از حد گریه می کنند و نزدیک بود از حال برود . ایشان گفتند ملائکه ها را می بینم که انها هم گریه می کنند ما هم گریه می کنیم. به والله آنها از ما بیشتر گریه می کنند.

آری ملائکه ها بیشتر از ما گریه می کنند و ما نمی توانیم به انها برسیم

لااقل کارهایمان حسینی گونه باشد. وفاداری مان به رهبر و شهدا و جانبازان و علمای بزرگ مثل وفاداری آن 72 یار باوفا باشد. گرچه یا خیلی سخته و یا برای برخی ها نشدنیه.

در اخر هم فقط اینو از شما می خواهم حب ولایت در دلمان باشد

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 

haram

 

رقیه در اصل از واژه ارتقاء به معنی «صعود به طرف بالا و ترقی» است. نخستین کسی که در اسلام این نام را داشت یکی از دختران هاشم(جد دوم پیامبر) و عمه پیامبر خدا (ص) بوده است. پس از ان یکی از دختران امیر المومنین علیه السلام نیز رقیه نام داشت که به همسری حضرت مسلم بن عقیل درامد. و در میان دختران سایر ائمه علیهم السلام نیز این نام بارها به چشم می خورد.

در این میان حسین علیه السلام نیز دختری به نام رقیه داشت. که در واقعه عاشورا این پاره تن حسین سه چهار و در برخی از روایات پنج یا ۷ ساله ذکر شده است. اما مشهور روایات ۳ ساله ذکر کرده اند......

در میان بنی هاشم رسم بر این بود که شهادت پدران را از فرزندان خردسال پنهان می داشتند و می گفتند پدرانتان به سفر رفته اند؛  

پس از عاشورا، زنان خاندان نبوت هم با کودکان خرد سال شهدای کربلا چنین گفتند تا این که یزید آنان را به سرای خویش درآورد........

حسین علیه السلام دختری سه ساله به نام رقیه داشت. نازدانه حسین شبی از خواب برخواست و با حالتی پریشان گفت: پدرم کجاست که من اکنون او را در خواب دیدم. چون زنان این سخن را شنیدند گریستند و صدای شیون برخاست و یزید بیدار شد و پرسید چه خبر است؟ مأموران بررسی کردند و ماجرا را برای یزید گفتند. گفتند دختر سه ساله حسین است که سراغ پدر را میگیرد.........

یزید گفت: سر پدرش را نزد او ببرید. آن سر مقدس را در زیر پوشش قرار داده و در برابرش نهادند

دردانه پرسید: این چیست عمه؟ من که غذا نخواسته بودم.

ملعونان گفتند: سر پدرت حسین است. پرده طبق را کنار زد و سر بریده بابا را در دامن نهاد و می گفت: «چه کسی تو را به خون خضاب کرده است ای پدر؟ چه کسی رگ گلوی تو را بریده است ای پدر؟ چه کسی مرا به این کوچکی یتیم کرده است پدر؟ پس از تو به چه کسی امیدوار باشیم ای پدر؟ این دختر یتیم را چه کسی بزرگ کند؟ ای کاش من فدایت شده بودم، ای کاش من نابینا شده بودم! ای کاش من در خاک آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمی دیدم.

دردانه حسین برای پدرش رنجهای سفر و جفای کوفیان را باز خواند. از سیلی خوردن عمه اش گفت.... از پاهای تاول زده بچه ها.... از شلاق زدنهای پی در پی...... از بدن کبود شده اش برای پدر گفت....... با دستان کوچکش موهای غبار الود پدر را شانه میزد و رنجهای سفر و دوری بابا را به پدر میگفت...........


آن گاه لب کوچک خود را بر لبهای خشکیده پدر نهاد و گریه شدیدی کرد و از هوش رفت. هر چه تلاش کردند به هوش نیامد و او در ۵ صفر در همان خرابه های شام به شهادت رسید. در حالیکه سه سال بیشتر نداشت........

haram2             

 

اری اینجا همون جاست.......

اینجا خرابه شامه............

 

کوچیکه این دختر سه ساله ولی حاجت های بزرگ و روا کرده....
همه رو دعا کنید....
شفای همه مریض ها......
ظهور مولا.....

التماس دعا

                                    اللهم عجل لولیک الفرج                                                   

باتشکر از جناب عبدعاصی که این مطلب بسیار زیبا را ارسال نمودند

برایشان آرزوی موفقیت داریم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 
karvan

آياتي كه امام حسين (ع) در مسير راه به آن استناد فرمودند:.
آيه اوّل : همين كه نماينده يزيد در مدينه (مروان ) تصميم گرفت كه از امام حسين (ع) براي يزيد بيعت بگيرد، امام فرمود: ((ويلك يا مروان فانّك رجس )) واي برتو، تو پليد هستي و ما خانواده اي هستيم كه خداوند در شأن ما فرموده است : (انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا) همانا خداوند مي خواهد كه از شما اهل بيت هر پليدي (احتمالي ، شك و شبهه اي ) را بزدايد و شما را چنانكه بايد و شايد پاكيزه بدارد.
آيه دوّم : امام حسين (ع) در پايان وصيت نامه اي كه قبل از حركت به كربلا نوشتند، به اين آيه استناد كردند: (و ما توفيقي الا باللّه عليه توكّلت و اليه انيبتوفيق من به جز به (اراده ) خداوند نيست كه بر او توكّل كرده ام و به او روي آورده ام .
آيه سوّم : همين كه براي فرار از بيعت با يزيد، از مدينه به سوي مكه خارج شدند (28 رجب )، اين آيه را تلاوت فرمودند: (فخرج منها خائفا يترقّب قال رب ّنجّجني من القوم الظالمين ) آنگاه كه (موسي ) از آنجا ترسان و نگران بيرون شد و گفت : پروردگارا! مرا از قوم ستمكار نجات بده .
آيه چهارم : شيخ مفيد (ره ) مي گويد: همين كه امام حسين (ع) به سوي مدينه رهسپار شد، گروه هايي از جن و فرشته براي ياري آن حضرت حاضر شدند، امّا امام اين آيات را تلاوت فرمودند: (اينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم في بروج مشيّدههرجا كه باشيد و لو در برجهاي استوار سر به فك كشيده ، مرگ شما را فرا مي گيرد. همچنين آيه ي : (كبرز الّذين كتب عليهم القتل الي مضاجعهمكساني كه كشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پاي خويش ) به قتلگاه خود رهسپار مي شدند.
آيه پنجم : همين كه امام حسين (ع) شب جمعه سوم شعبان (قبل از حركت به كربلا) وارد مكه شدند، اين آيه را تلاوت فرمودند:.
(و لمّا توجّه تلقاء مدين قال عسي ربّي ان يهدني سواء السبيل ) و چون رو به سوي مدين نهاد، گفت : باشد كه پروردگارم مرا به راه راست راهنمايي كند.
آيه ششم : در مكه همين كه با ابن عباس گفتگو مي كردند درباره ي بني اميّه اين آيات را تلاوت فرمودند: (انّهم كفروا باللّه و برسوله و لايأتون الصلاه الاّ و هم كسالي ) آنان به خداوند و پيامبر او كفر ورزيده و جز با حالت كسالت به نماز نپرداخته اند.... و همچنين آيه ي : (يرائون الناس و لايذكرون الله الا قليلا) با مردم رياكاري كنند و خدا را جز اندكي ياد نمي كنند. و آيه ي (مذبذبين بين ذلك لا الي هؤلاء و لا الي هؤلاء و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلادر اين ميان (بين كفر و ايمان ) سرگشته اند، نه جزو آنان (مؤمنان ) و نه جزو اينان (نامؤمنان ) و هر كس كه خداوند در گمراهي واگذاردش ، هرگز براي او بيرون شدني نخواهي يافت . و فرمودند: (كل ّ نفس ذائقه الموت و انّما توفّون اجوركمهر جانداري چشنده (طعم ) مرگ است و بي شك در روز قيامت پاداشهايتان را به تمامي خواهند داد.
آيه هفتم : در آستانه عيد قربان كه امام حسين (ع) از مكه به سوي كربلا حركت كردند، نماينده يزيد در مكه راه را بر حضرت بستند، درگيري با تازيانه رخ داد، به امام حسين گفتند: مي ترسم شما ميان مردم شكاف بيفكني !! حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند:.
(لي عملي و لكم عملكم انتم بريئون مما اعمل و انا بري ء مما تعملونعمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من مي كنم بري و بركناريد و من از آنچه شما مي كنيد بري و بركنارم .
آيه هشتم : همين كه در مسير كربلا خبر شهادت مسلم را شنيدند فرمودند: (انّا للّه و انّا اليه راجعونكساني كه چون مصيبتي به آنان رسد، گويند: ما از خداييم و به خدا باز مي گرديم .
آيه نهم : در نزديكي كربلا همين كه حر به امام گفت : چرا آمده اي ? فرمود: نامه هاي دعوت شما مرا به اينجا آورد، ولي حالا پشيمان شده ايد و اين آيه را تلاوت فرمود: (فمن نكث فانّما ينكث علي نفسهپس هركس كه پيمان شكند، همانا به زيان خويش پيمان شكسته است .
آيه دهم : در مسير كربلا همين كه خبر شهادت نامه رسان خود ((قيس بن مسهّر صيداوي )) را شنيد گريه كرد و اين آيه را تلاوت فرمودند: (و منهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلااز ايشان كسي هست كه بر عهد خويش (تا پايان حيات ) به سربرده است و كسي هست كه (شهادت را) انتظار مي كشد و هيچ گونه تغيير و تبديلي در كار نياورده اند.
آيه يازدهم : همين كه فرماندار كوفه (ابن زياد) نامه رسمي براي حر فرستاد كه راه را بر حسين (ع) ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت ، امام اين آيه را تلاوت فرمودند: (و جعلناهم ائمّه يدعون الي النار...)  و آنان را پيشواياني خوانديم كه به سوي آتش دوزخ دعوت مي كنند و روز قيامت ياري نمي يابند.
آيه دوازدهم : امام حسين (ع) در كربلا درباره لشكر يزيد براي دخترش سكينه اين آيه را تلاوت فرمود: (استحوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكر اللّهشيطان بر آنان دست يافت ، سپس ياد خدا را از خاطر آنان برد.
آيه سيزدهم : در روز عاشورا براي لشكر يزيد اين آيه را تلاوت فرمود: (فاجمعوا امركم و شركائكم ثم ّ لايكن امركم غمّه ثم ّ اقضوا الي ّ و لاتنظرونشما با شريكاني كه قائليد، كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد سپس در كارتان پرده پوشي نكنيد، آنگاه كار مرا يكسره كنيد و مهلتم ندهيد.
و نيز آيه (انّما ولي ّاللّله الذي نزل الكتاب و هو يتولّي الصالحينسرور من خداوند است كه (اين ) كتاب آسماني را فرو فرستاده است و او دوستدار شايستگان است . و نيز آيه ي : (و انّي عذت بربّي و ربّكم ان ترجمونو من از شرّ اينكه سنگسارم كنيد، به خود و پروردگار شما پناه مي برم . و همچنين آيه ي : (اعوذ بربّي و ربّكم من كل ّ متكبّر لايؤمن بيوم الحسابمن به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متكبّري كه به روز حساب ايمان ندارد، پناه مي برم

با تشکر دوست عزیزی که این مطلب را ارسال نمودند. برایشان آروزی موفقیت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت   توسط حاج روح الله  | 

شميم عطر حضور مهدي موعود كه عالم را فرا گيرد،

نسيم بوي او كه بر ذره ذره خلقت ، روح حيات بدمد

و طنين دلنشين كلامش كه در رگهاي آفرينش جاري شود،

پروانگاني سرمست وصال را مي بيني كه از جاي جاي زمان و مكان

بر گرد شمع وجودش گردآيند و پرشورترين غزل عشق را بسرايند...

ياراني از جنس طوفان و از تبار ياس…

ياران موعود، شاهدان ملكوتند و شهيدان رحمت...

سبكبال و با مهر افتخاري در سينه…

مرداني پولاد دل كه همه وجودشان مملو از ياد خداست..

سخت تر از صخره كه چون به كوه روي آرند، آن را از جا بركنند.

روي به هر شهري نهند، پرچم فتح بر آن زنند.

آنان كه چون شب فرا رسد، زمزمه قرآن و مناجات سردهند

و چون سپيده سرزند، سوار برمركبند....

زاهدان شب و شيران روز...

پولاد دلاني كه خدا بدست آنان امام موعود را ياري كند.

 

 

اي نسيم حيات بخش!

                                                     اي موعود سرمدي!

مرا از ياران خود بخواه

چنانم كن كه رداي عشق تو بر قامتم كشيده شود

اي آيه رحمت خدا!

دل من هر لحظه در انتظار تو مي تپد

و سينه ام، صندوقچه عهدي ابدي است كه هر صبح،

با تو عهدي تازه ميبندم

همه، به اين اميد كه مرا بپذيري

  كثرت يارانت روزافزون باد!

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت   توسط حاج روح الله  |