|
در این پست تصمیم گرفتم به یک موضوعی بپردازم که شامل تمامی بندگان خدا می شود ان شاالله که مورد توجه تان قرار بگیرد.اگر با استقبال روبرو شد چند قسمتی ادامه خواهم داد ان شاالله. عذابهاي دردناکي که جسد در قبر مي کشد را فشار قبر مي گويند
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
فاطمه ( عليها السلام) در روزهاى آخر زندگى، «اسماء بنت عميس» را فراخواند و فرمود: دوست ندارم بر پيكر زن پارچهاى بيفكنند و اندام وى زير آن نمايان باشد. اسماء پاسخ داد: نه من چيزى به تو نشان خواهم داد كه درحبشه ديدم سپس چند شاخهتر خواست، آنها را خم كرد و پارچهاى بر روى آن كشيد و تابوت گونه ساخت. فاطمه ( عليها السلام) فرمود: چه چيز خوبى است پيكر زن و مرد قابل تشخيص نست. اى اسماء! هنگامى كه جان دادم تو مرا غسل بده و نگذار كسى نزد جنازه من بيابد . اين اولين تابوتى بود كه در اسلام ساخته شد و هنگامى كه فاطمه ( عليها السلام) آن را ديد تبسمى كرد كه تنها تبسم او بعد از وفات پدرش رسول خدا صلى الله عليه و آله بود. (1) بيمارى فاطمه ( عليها السلام) روز بروز سختتر مىشد، فرزندان زهرا سلام الله عليها بخاطر مادرشان بشدت نگران بودند و دل پاك على ( عليه السلام) از اندوه فاطمه سلام الله عليها در خون نشسته بود. روز وفات، زهرا ( عليها السلام) وصاياى خود را به على عليه اسلام بيان فرمود و او بشدت گريست. فاطمه ( عليها السلام) ضمن سفارش فرزندانش به على ( عليه السلام) فرمود: يا على!مرا شبانه غسل بده، كفن كن و به خاك بسپار، آن هنگام كه چشمها در خواب است. دوست ندارم كسانى كه حقم را غصب كردند به تشييع جنازه من حاضر شوند و يا بر من نماز بخوانند. (2) هنگامى كه وفات فاطمه سلام الله عليها نزديك شد، به «سلمى» (3) فرمود تا مقدارى آب آورد. زهرا سلام الله عليها غسل كرد و بخوبى بدن خود را شستشو داد، لباسهاى نوى خود را خواست و آنها را پوشيد; سپس از سلمى خواست تا رختخوابش را وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز كشيد; دستها را زير صورت نهاد و گفت من هم اكنون قبض روح خواهم شد. خود را پاكيزه كردهام كسى مرا برهنه نكند. (4) پس از وفات فاطمه ( عليها السلام) حسن وحسين ( عليهما السلام) وارد خانه شدند و سراغ مادرشان را گرفتند، گفتند اكنون هنگام استراحت مادر ما نيست اسماء (5) به آنانگفت عزيزانم مادرتان از دنيا رفت. حسن و حسين (ع) روى جنازه مادر افتادند و آن را مىبوسيدند و گريه مىكردند. حسن (ع) مىگفت مادرجان با من سخن بگو. حسين (ع) مىگفت مادر جان من حسين توام، قبل از آنكه بخاطر غم فراقت روح از بدنم جدا شود با من سخن بگو. يتيمان زهرا (سلام الله عليها) به جانب مسجد شتافتند تا پدرشان را از مرگ غم انگيز مادر با خبر كنند. وقتى خبر وفات زهرا (سلام الله عليها) به على (ع) رسيد از شدت غم و اندوه بيتاب شد و فرمود اى دختر پيامبر (ص) تو تسلى بخش من بودى بعد از تو از كه تسليتبجويم. (6) صداى شيون يتيمان زهرا (سلام الله عليها) آواى جانسوز عزا بود كه بگوش مردم مدينه رسيد. «عدهاى ازخواص بنى هاشم به درون خانه رفتند،» مردم مدينه نيز بيرون خانه اجتماع كردند و در حالى كه بشدت می گريستند منتظر بودند جنازه زهرا (سلام الله عليها)را از خانه بيرون آورند تا در تشييع جنازه شركت كنند ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و گفت پراكنده شويد چون تشييع جنازه به تاخير افتاد. (7) شبانگاه على عليه السلام پيكر پاك فاطمه (سلام الله عليها) را غسل داد. (8) در هنگام غسل وى اسماء نيز با على (ع) همكار داشت. (9) تنى چند از پاك مردان و رازداران اهل بيت چون سلمان فارسى، مقداد، ابوذر، عمار و حذيفه، عبدالله بن مسعود (10) ، عباس و عقيل همراه حسن و حسين و على (سلام الله عليها) نماز گزاردند. (11) شبانه فاطمه (سلام الله عليها)رادفن كردند، على (ع) او را بخاك سپرد (12) و اجازه نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود (13) على عليه السلام جايگاه زهرا (ع) را با زمين يكسان ساخت تا مزارش شناخته نشود. (14) و به روايتى صورت چند قبر بنا كرد تا مزار واقعى مخفى بماند. (15) پىنوشتها: 1. طبقات ج 8 ص 18- سنن بيهقى ج 4 ص 34- ذخائر العقبى ص 53- بحار الانوار ج 43 ص 189. 2. بحار الانوار ج 43 ص 192. 3. سلمى همسر ابى رافع كنيز پيامبر (ص) بود كه حضرت وى را آزاد فرموده بود بعدها افتخار خدمتگزارى به فاطمه را يافات و به خاطر تشابه اسميش به اسماء برخى تاريخ نگاران اين جريان را به اسماء نسبت دادهاند ر.ك. به پاورقى ج 43 ص 181 بحار الانوار. 4. مسند الامام احمد بن حنبل ج 6 ص 163- حلية الاولياء ج 2 ص 43- ذخائر العقبى ص 43- اسدالغابه ج 5 ص 590- امالى مفيد ص 172. 5.شايد هم خود سلمى!. 6. بحار الاوار ج 43 ص 186. 7. بحار الاوار ج 43 ص 192. 8. طبقات ابن سعد ج 8 ص 18. 9. كشف الغمه بحار الانوار ج 3 ص 185 و 189 و 184. 10. تفسير فرات بن ابراهيم ص 215- رجال كشى ص 4- اختصاص ص 5. 11. بحار الانوار ج 43 ص 183. 12. طبقات ج 8 ص 18. 13. انساب الاشراف. 14. بحار الانوار ج 43 ص 193. 15. دلائل الامامه ص 46.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
سالروز رحلت رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی ره را تسلیت میگوییم
خامنه ای رو من بزرگ کرده ام.. امام خمینی ره
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت   توسط حاج روح الله
دركتاب تورات كه ازكتب آسمانى به شمار مى رود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است. در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان مزامير در لابلاى كتب "عهد عتيق " آمده نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بيان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامير 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت ونويدى از پيروزى صالحان بر شريران وتشكيل حكومت واحد جهانى وتبديل اديان ومذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد، موجود است . (1) و جالب اين كه مطالبى كه قرآن كريم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل كرده است، عيناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحريف وتفسير مصون مانده است. قرآن كريم چنين مى فرمايد:ولقد کتبنا في الزبور من بعده الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون (2) ما علاوه بر ذكر تورات در زبور نوشتيم كه درآينده بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد. مقصود از ذكر در آيه شريفه، تورات موسى (ع) است كه زبور داود(ع) پيرو شريعت تورات بوده است .در زبور آمده است:... زيراكه شريران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد (3) اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت وتمامى قبايل او را خجسته خواهندگفت، بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد وتمامى زمين از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر يسئ تمام شد. (4) دركتاب اشعياى نبى كه يكى از ييامبران پيرو تورات است، بشارات فراوانى درباره ظهور حضرت آمده است: ونهالى ازتنه يسي (5) بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان رابه عدالت داورى خواهد كرد وبه جهت مظلومان زمين، به راستى حكم خواهد نمود... كمربند كمرش عدالت خواهد بود وكمربند ميانش امانت...(6)منظور از نهالى كه از تنه يسي خواهد روييد ممكن است يكى از چهار نفر: حضرات داود، سليمان، عيسى و مهدى (ع)و باشند ولى دقت و بررسى كامل آيات مذكور نشان مى دهدكه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيستند، بلكه همه آن بشارت ها ويژه قائم آل محمد(ع) است، زيرا حضرت داود وسليمان فرزندان پسرى يسي ، وحضرت عيسى (ع) نواده دخترى وى، و مهدى (ع) نيز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواريون حضرت عيسى (ع) بوده، ونسب شريفش به (ع)شمعون صفا، وصي حضرت عيسى (ع) مي رسد نواده دخترى يسي مى باشد.(7)دركتاب يوئيل نبى كه از پيامبران پيرو تورات است، چنين آمدهاست: آن گاه جميع امت ها را جمع كرده، به وادى يهوشافاظ (9) فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود وميراث خويش، اسرائيل را محاكمه خواهم نمود. زيرا كه ايشان را در ميان امت ها پراكنده ساخته وزمين مرا تقسيم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند(10)دركتاب عاموس نبي (11) وهوشع نبى (12) نيز از نزول حضرت عيسى (ع) وداورى آن حضرت سخن به ميان آمدهاست .دركتاب زکرياى نبى بشارت ظهور مهدى (ع) چنين آمده است: اينك روز خداوند مى آيد وغنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد.وجميع امت ها را به ضد اورشليم براى جنگ فراهم خواهد كرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود...وخداوند بيرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد كرد چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود... و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود... ويهوه خدابر تمامى زمين پادشاه خواهد بود.....(13) لازم به ياد آورى است كه دركتب عهدين تورات وانجيل كلمه خداوند بيشتر در مورد حضرت عيسى (ع) به كار مى رود. دركتاب حزقيال نبى نيز در مورد حضرت مهدى (ع) و سرنوشت اسرائيل و جهانى شدن آيين توحيد خبرهايى آمده است:.. و اما تو اى پسر انسان خداوند يهوه چنين مى فرمايد: كه به هر جنس مرغان وبه همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد وبياييد ونزد قربانى من كه آن را براى شما ذبح مى نمايم فراهم آييد. قربانى عظيمى كه بر كوه هاى اسرائيل، تاگوشت بخوريد و خون بنوشيد. و خداوند يهو ه مى گويد: كه بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگى سير خواهيد شد. ومن جلال خود را در ميان أمت ها قرار خواهم داد و جميع امت ها داورى مراكه آن را اجرا خواهم داشت ودست مراكه بر ايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود..... (14) بايد توجه داشت كه منظور از پسر انسان مانند كلمه مسيح ، حضرت عيسى (ع) نيست؟ بلكه مراد از آن، حضرت مهدى (ع) است، زيرا در انجيل بيش از هشتاد باركلمه پسر انسان آمده است كه تنها در سى مورد آن حضرت مسيح (ع) اراده شده است. دركتاب حَجئ نبى نيز بشارت ظهور آمده است: يهوه صبايوت چنين مى گويد: يك دفعه ديگر آسمان ها وزمين ودريا وخشكى را متزلزل خواهم ساخت وتمامى امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضيلت جميع امت ها خواهد آمد...اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت...(15)كه در آن به تشكيل حكومت واحد جهانى اشاره شده است. دركتاب "صفنياى نبى " همچنين آمده است:"... خداوند مى گويد: براى من منتظر باشيد، تا روزى كه به جهت غارت برخيزم، زيراكه قصد من اين است كه أمت ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود وتمامى حدت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيراكه تمامى جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد... (16) نيز دركتاب دانيال نبى آمده كه:....امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست ..... بسيارى از آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد... (17) ا.آخرين اميد، داود الهامى ص 0193 2.سوره انبياء، آيه 105. 3.عهد عتيق، كتاب مزامير مزمور37. 4.همان، مزمور 72. 5. يسي به معناى قوى، پدر حضرت داود و نوه "راعوت " است، و به طورى مشهور بود كه داود را پسر "يسي" مى ناميدند در صورتى كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمي داشته و از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل بوده است. قاموس كتاب مقدس. 6.تورات، كتاب اشعياىنبي، باب 11. 7.ظهور حضرت مهدى از ديدگاه اسلام، مذاهب وملل جهان هاشمى شهيدى، ص 312. 8. نام صحراى است در نزديكى بيت المقدس كه اكنون وادى "قدرون "ناميده مى شود. لغت نامه دهخداص 177. 9.تورات، كتاب يوئيل نبى، ص 327 1باب 3 بندهاى 2 و 3. 10. تورا ت، كتاب عاموس نبى، ص1333 باب 4 بندماى 2 1 و 3 1. 11. تورات، كتاب هوشع نبى ص 1314باب 5، بندهاى 14 و 15. 12. تورات كتاب زكرياى نبى ص 1382 باب 4 1، بندهاى ا- 10 13. تورات كتاب حزقيال نبى ص1265 باب 39، بند 7 1-23. 14. قاموس کتاب مقدس، ماده "پسر خواهر"ص 9 1 02 15. كتاب مقدس كتاب حجي نبى ص 1367باب 2بندهاى 6-9. 16. كتاب مقدس كتاب صفنياى نبي ص 1363باب 3، بندهاى 5- 9. 17. كتاب مقدس كتاب دانيال نبي ص 1309، باب 12 بندهاى ا- 12.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گويد:لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پيروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست (1) در بخش "گات ها" كه يكى از بخش هاى چهارگانه"اوستا"ست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى "مزدا" كشورت را "بهمن " در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند.... كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند (2) جاماسب دركتاب معروف خود "جاماسب نامه " مى گويد:پيغمبر عرب،آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (3) در زند و هومن يسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس، نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيدكه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند...سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و همكردارگرداند.(4) لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوشيانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5) 1. بشارت عهدين ص237 2. بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11. 3. لمعات النور، ج 1 ص 23-25. 4. او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122. 5. ظهور حضرت مهدى (ع)از ديدگاه اسلام مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
|
|