|
امام باقر(ع) مى فرمايند: حضرت قائم (ع) روز شنبه كه روز عاشورا است قيام مى كند روزى كه امام حسين (ع) شهيد شد(1) و نيز مى فرمايند : آيا مى دانيد كه اين روز عاشورا چه روزى است؟ همان روزى است كه خداوند توبه آدم و حوا را پذيرفت روزى است كه خداوند دريا را براى بنى اسرائيل شكافت و فرعون و پيروانش را غرق كرد و موسى (ع) بر فرعون پيروز شد . روزى است كه ابراهيم (ع) متولد شد. روزى است كه خداوند توبه قوم يونس(ع) را پذيرفت روز تولد حضرت عيسى (ع)و روزى است كه حضرت قائم(ع) در آن روز قيام مى كند(2) امام باقر(ع) مى فرمايد:يكديگر را در روز عاشورا، اين گونه تعزيت دهيد:اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين وجعلنا واياکم من الطالبين بثاره مع اوليه الامام المهدي من آل محمد(ع) (3) خداوند اجر ما و شما را در مصيبت حسين(ع) بزرگ گرداند و ما و شما را ازكسانى قرار دهدكه به همراه ولي اش، امام مهدى از آل محمد(ع)، طلب خون آن حضرت كرده، به خون خواهى او برخيريم. خود حضرت مهدى(ع)نيز در زنده نگهداشتن ياد عاشورا مى كوشد گواه آن داستان علامه بحرالعلوم است كه با آن كهولت سن و موقعيت علمى و اجتماعى، در صف سينه زنان امام حسين (ع) با وضعيتى خاص ظاهر مى شود. و وقتى از او مى پرسند چرا چنين عزادارى مى كنيد؟ مى فرمايد : بارسيدن به دسته سوگواران، چشمم به محبوب دل ها، امام عصر(ع) افتاد وديدم آن حضرت، باسرولاى برهنه درميان انبوه عزاداران، درسوگ پدرش حسين (ع) باچشمانى اشك بار به سروسينه مى زند به همين جهت، قرار ازكفم رفت وچنين به سوگوارى پرداختم. (4) 1.كمال الدين ج 2، ص 653 غيبة طوسي ص 274. 2.بحارالانوار ج 52 ص 285. 3.مصباح المتجهد مفاتيح الجنان 4.عاشورا وانتطار پورسيدآقايي ص 27.
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
جايگاه تنگ و تاريک که مردگان را در ان مي گذارند
وبلاگ مهدوی منتقم زهرا س نیز میلاد با سعادت راضیه مرضیه صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا س خدمت شما شیعیان منتظر قائم ارجمند مخصوصا محضر مبارک فرزند منتقمش حضرت مهدی عج تبریک میگوید و همچنین روز مادر را خدمت تمامی مادران تبریک عرض می نماید.
اینک به نحوه تولد بزرگ بانوی اسلام میپردازیم : .درشب معراج خداوند سيبي به پيامبر(ص) هديه داد كه ازعظمت خلقت و بوي و رنگ وزيبايي آن ملائكه تعجب كردند.خداوندامرفرمودتاپيامبران راميل كند.هنگامي كه آن سيب راشكاف ، نوري ازآن درخشيد. جبرئيل گفت :بخوريا رسول الله، كه اين نور منصوره فاطمه،دختري است كه از صلب تو خارج مي شود. در بعضي روايات است كه ازرطب بهشتي هم خاتم الانبياء(ص)ميل فرمودند. 2.در10شعبان سال چهارم جبرئيل(ع)برپيامبر(ص)درابطح نازل شد وفرمان كناره گيري ازحضرت خديجه(س)رابه مدت 40روز،به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا (س) ، ابلاغ فرمود. با اينكه آن حضرت علاقه وافري به خديجه(س) داشت واين كاربراي آن حضرت پرمشقت بود،ولي براي خديجه(س)پيغام دادكه مدتي به منزل نمي آيم وبه منزل فاطمة بنت اسد(س) مي روم.شبها درراببندودربسترآسايش كن. پيامبر(ص) شبها به منزل فاطمة بنت اسد(س) مي آمد.هرشب هنگام افطار،خرما وانگور وغذاي بهشتي مي آوردند. با آب بهشتي وحوله دست آن حضرت را شسته و تميز مي كردند. اميرالمؤمنين (ع)حسب دستورپيامبر(ص)جلودرمي نشست كه كسي نيايد ودرآن غذا باپيامبر(ص) شريك شود.درشب چهلم دستور رسيد به خانه خديجه(س) برو كه خداوند به خدا سوگندخورده كه امشب ازصلب توذريه پاك و طيبه اي بيافريند.حضرت ازجابرخاسته وبه منزل خديجه (س)آمدند. حضرت خديجه (س) مي فرمايد:سوگندبه آن كسي كه آسمان رابرافراشته وآب را از زمين جوشانيده،حضرت ازمن دورنشده بودكه سنگيني وجود فاطمه (س) را در خود احساس كردم. اینک می پردازیم به دوران بارداری حضرت خدیجه هنگامي كه حضرت خديجه (س) دوران آبستني خود را مي گذراند، حضرت فاطمه (س) از داخل شكم با مادرصحبت مي فرمود،واو را دلداري مي دادوبه صبروپايداري دعوت مي فرمود. پيامبر(ص)به خديجه(س)فرمودند:‹‹جبرئيل به من بشارت دادكه اين مولود دختراست،واو موجودي پاك وبابركت است.خداوندمتعال نسل وذريه مرا ازاو قرارمي دهد، و ازنسل او اماماني درامت قرار خواهد دادكه بعد از پايان يافتن وحي او،جانشينانش درروي زمين باشند››. هنگام ظاهرشدن آثاروضع حمل،سراغ زنان قريش فرستادند،ولي كسي براي كمك نيامد ،چه اينكه آنها راضي به ازدواج حضرت خديجه(س)باپيامبر(ص)نبودند،وخديجه(س) ازاين برخوردآنها غمناك شد. درهمين حال چهارزن بلندبالا كه شبيه زنان بني هاشم بودند براووارد شدند.يكي ازآنان به اوگفت:اي خديجه،غمگين مباش كه ما فرستادگان پرودگار تو هستيم .ما خواهران توايم ،من ساره هستم،و اين آسيه دخترمزاحم و همنشين تو در بهشت و اين مريم دخترعمران واين صفوراءدخترشعيب است .خداوند ما رانزدتوفرستاده تا در كارهاي مربوط به زنان به توكمك كنيم.يكي ازآنان درسمت راست او ،وديگري درسمت چپش،وسومي پيش روي آن حضرت،وچهارمي پشت سر اونشستند. فاطمه(س)به دنيا آمد عليا مخدره خديجه كبري(س)،حضرت فاطمه زهرا(س)راپاك وپاكيزه برزمين نهاد .در اين هنگام نوري ازوجودش درخشيدكه تمام خانه هاي مكه روشن كرد، واين نور در شرق و غرب درخشش نمود.بانويي كه پيش روي خديجه(س)بود،حضرت فاطمه (س) را برداشت وباآب كوثرشستشو داد،وپارچه سفيدي كه ازشير سفيدتر وازمشك و عنبرخوشبوتربودبيرون آورد.يكي رابربدن اوپيچيده وديگري رابرسرش انداخت وسپس ازاوخواست كه سخن بگويد. حضرت فاطمه(س)لب به سخن گشود،وفرمود:‹‹اشهدان لا ا له الا الله،وان أبي رسول الله سيدالانبياء وان بعلي سيد الاوصياء وان ولدي سيد الاسباط ›› :‹‹گواهي مي دهم كه جزالله خدايي نيست،وپدرم فرستادة خدا وسرورپيامبران است ، و شوهرم سرورجانشينان وفرزندام آقاي نوادگان واسباط هستند››. بعدبريكايك آنان سلام كرده وهريك رابه اسم صدازد.آنان برچهرة اوتبسم كردند، و حور العين وبهشتيان يكديگررا به ولادت حضرت فاطمه (س) بشارت دادند . درآسمان نوري درخشان پديد آمدكه ملائكه تا آن روز چنان نوري رانديده بودند، ولذا نام حضرت را ‹‹زهرا››گذاشتند. بانويي كه پيش روي خديجه(س) نشسته بود،به خديجه گفت: ‹‹ اورا پاك وپاكيزه وآراسته وبابركت دربرگير،كه درنسل وذزيه اش بركت قرار داده شده است››. خديجه(س)،حضرت رابا شادي وخشنودي ازدست اوگرفته،وسينه دردهانش گذارده و دهان اوراپرازشيركرد،واين گونه بودكه فاطمه(س)رشدجسمي خودرا آغازكرد
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
عالم برزخ مکاني نا مشخص است که در ان از قبر باز مي شود يعني تا زماني که جسد را در قبر نگذاشته اند به معناي اين است که او هنوز به درب اين خانه نزديک نشده است و روح در اين عالم سير مي کند و سرگردان است تا اينکهبدنش به خاک بچسبد حال در قبر بگذارند يا اينکه روي زمين روي خاک بگذارند(همه از خاکيم و به خاک باز مي گرديم)اما نوع عذاب و پاداش در قبر و روي زمين باهم تفاوت دارند اما در برزخ انسانها به صورت حيوان و جانوران هستند چرا که امام سجاد(ع) فرمود در عالم برزخ افرادي که عذاب مي شوند به شکل حيوان در مي ايند و انسان به شکل شير گرگ روباه سگ خوک گوسفند هستند که هر کدام به نوع عملشان عذاب مي شوند و علاوه بر اين جانوراني به شکل بوزينه ميمون الاغ و کفتار نيز هستند و تنها قسمتي که انسان به شکل خودش عذاب مي شود سرزمين بهوت يا جاهلان است سرزميني که افراد ان مردماني کافر بت پرست و دشمنان خدا و اهل بيتش بوده اند با چهره خود عذاب داده شد اما مکانهايي که يک روح بايد از ان سرزمين ها عبور کند چهار منزل است و هر منزل داراي چند سرزمين با عذاب و عقوبتهاي خودش نسبت به گناهان مي باشد(سرزمين تکلف- سرزمين اماره-سرزمين لوامه-سرزمين مطمئنه)
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
شهادت صدیقه طاهره راضیه المرضیه حضرت فاطمه زهرا س را به شما دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت مخصوصا محضر فرزند منتقمش حضرت مهدی عجه الله تعالی فرجه الشریف تسلیت میگویم ان شاالله که با عمل نمودن به احادیث آنحضرت در روز قیامت از شفای بیکرانش بهره مند شویم در اخر این نکته مهم را عرض کنم که وقتی مسمسار به سینه حضرت فاطمه زهرا س اصابت میکند حضرت در ان هنگام نه حضرت علی را صدا میکند نه امام حسن و نه امام حسین و نه حضرت زیبت را بلکه آقا امام زمان حضرت مهدی عج را صدا میکنند.این وبلاگ هم لوگویش را بر همین اساس ساخته که اگر دقت کرده باشید تنها یک لوگو نیست بلکه یک جریان با عظمتیست که امروز همه شیعیان ماتمش هستند. التماس دعا الآن وقت آن هست که آقایمان را صدا کنیم و بگوییم
عيادت ابوبكر و عمر از حضرت فاطمه(عليها السلام) در آخرين روزهاى زندگى حضرت فاطمه(عليها السلام) ابوبكر و عمر به فكر افتادند تا شايد با عيادت از حضرت فاطمه(عليها السلام) و عذر خواهى از او و با جلب رضايت حضرت فاطمه(عليها السلام) از تبعات منفى رفتارهاى گذشته بكاهند. آنها به هر طريق ممكن و با اصرار زياد حضرت على(عليه السلام) را متقاعد ساختند تا اين ملاقات صورت پذيرد. از جمله منابع اهل سنت كه به نقل مشروح جريان اين ملاقات پرداخته اند مى توان كتب «كفاية الطالب» و «الامامة و السياسة» و «اعلام النساء» را نام برد. «ابوبكر و عمر با خواهش و اصرار فراوان به بالين فاطمه(عليها السلام)آمدند، همين كه نشستند فاطمه(عليها السلام) از آنها روى برگرداند و صورت به جانب ديوار كرد. آنها سلام كردند، امّا فاطمه(عليها السلام)به آنها پاسخ نداد. ابوبكر در محبت پيامبر و دخترش سخن گفت. فاطمه(عليها السلام) به ابوبكر و عمرگفت: آيا اگر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)حديثى فرموده باشد و شما هم آن را شنيده باشيد، حاضريد شهادت دهيد كه ما آن را شنيده ايم؟ گفتند: بلى شهادت مى دهيم. فاطمه(عليها السلام) فرمود: من شما را به خدا سوگند مى دهم آيا نشنيده ايد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «رضا فاطمة من رضاى، و سخط فاطمة من سخطى، فمن أحب فاطمة فقد احبنى، و من أرضى فاطمة فقد ارضانى و من أسخط فاطمة و فقد أسخطنى». رضاى فاطمه(عليها السلام)، رضاى من است و غضب فاطمه(عليها السلام)غضب من است، هر كس فاطمه(عليها السلام) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه فاطمه(عليها السلام) را راضى بدارد مرا راضى داشته و هر كس فاطمه(عليها السلام)رابه خشم آورد، مرا به خشم آورده؟ گفتند: بلى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)اين را شنيديم. فاطمه(عليها السلام) سپس فرمود: «فانّى اشهد الله و ملائكته أنكما اسخطتمانى و ما أرضيتمانى، و لئن لقيت النبى لأشكونكما اليه». خدا و ملائكه را شاهد و گواه مى گيرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد، اگر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم)را ملاقات كنم از شما شكايت خواهم كرد. ابوبكر گريست و گفت: «انا عائذ بالله من سخطه و سخطك يا فاطمه». پناه به خدا مى برم از غضب رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و غضب تو اى فاطمه(عليها السلام)! چنان گريه كرد و سخنان فاطمه در او اثر گذاشت كه نزديك بود قالب تهى كند. فاطمه(عليها السلام) مرتب مى فرمود: «و الله لادعونّ الله عليك عند كلّ صلوة اُصَلّيها». به خدا قسم در هر نمازى كه مى خوانم تو را نفرين مى كنم. (كفاية الطالب، محمد بن يوسف گنجى، باب99 و الامامة و السياسة، ابن قتيبة، ج1، ص13 ـ 14 و اعلام النساء، عمررضاكحاله، ج4، ص131.) از جمله بزرگان شيعه كه جريان اين ملاقات را نقل كرده اند مى توان از «سليم بن قيس»، «شيخ صدوق»، «سيدبن طاووس» و... نام برد. (كتاب سليم بن قيس، ترجمه انصارى، ص567 ; علل الشرايع، شيخ صدوق، ج1، ص186) «عبدالفتاح عبدالمقصود» در پايان نقل اين ماجرا مى نويسد: «چه كلماتى!. كه ضربه سخت شمشير از آن سبك تر بود! گويا زمين از زير پاى اين دو كشيده شد و مانند آسيا سنگ به گردش درآمد، از ضربه اين كلمات سرگيجه گرفتند و برخاسته خانه را ترك گفتند و دل از رضايت خاطر و قلب مجروح فاطمه كندند. اكنون هردو پى برده اند كه تا چه اندازه دل زهرا را به درد آورده، چه خشمى را بر خود برانگيخته اند...». (الامام على بن ابيطالب، عبدالفتاح عبدالمقصود، ترجمه سيدمحمود طالقانى، ج1، ص333) و در جايى ديگر در تحليل ريشه هاى خشم و غضب حضرت فاطمه(عليها السلام)بر ابوبكر و عمر كه تا روزهاى پايانى عمر آن حضرت همچنان توفانى است مى نويسد: «من باور ندارم كه ميراث فدك، به تنهايى، تا اين اندازه خشم فاطمه را بر ابابكر برانگيخته باشد... اگر ابابكر گمان برده كه فاطمه براى اين مال ناچيز از او آزرده شده، جواب فاطمه به ابوبكر اين گمان را از ميان مى برد، چه در اين جواب كمترين اشاره اى بدين موضوع نكرده است. زيرا آن چنان كه من مى بينم، در حريم طبع و خلق فاطمه علاقه و محبتى به مال نبود،...» (همان، ص332) و باز توجه شما خواننده منصف و حق طلب را به اين سخنان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)جلب مى كنم: فاطمة بضعة منّى فمن اغضبها اغضبنى». فاطمه پاره تن من است. هركه او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده. «يا فاطمة ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاكِ». اى فاطمه! خداوند به غضب تو غضب مى كند و به خشنودى تو خشنود مى گردد. وصيت حضرت فاطمه(عليها السلام) از جمله وصيتهاى حضرت فاطمه(عليها السلام) به على(عليه السلام) اين بود كه: بدنش را شبانه غسل داده و كفن كند و به خاك بسپارد و هيچيك از كسانى كه بر او ستم كرده اند در نماز و تدفينش حاضر نباشند. اين موضوع را در ميان منابع مختلف بررسى مى كنيم. منابع اهل سنت: در كتاب «صحيح بخارى» آمده است: «... فوجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت و عاشت بعد النبى(صلى الله عليه وآله وسلم) ستة اشهر، فلما توفيت دفنها زوجها علّى ليلا و لم يؤذن بها ابابكر و صلى عليها». (صحيح بخارى، ج5، ص177 و ج4، ص96) ... فاطمه(عليها السلام) بر ابابكر خشمگين و از او متنفر بود و با او سخن نگفت تا وفات نمود. او پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)شش ماه زنده ماند. هنگامى كه وفات يافت على(عليه السلام) او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را مطلع نساخت و خود بر بدنش نماز گذارد.»
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت   توسط حاج روح الله
حالات چند ساعت قبل از فرا رسيدن مرگ(ملک الموت) را گوينديعني زماني که يک شخص نا توان بر روي زمين افتاده و منتظر فرشته مرگ است تا مرگ او را فرا گيرد
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت   توسط حاج روح الله
|
|
|