تبليغاتX
منتقم زهرا س

taslieat

 

نمازهای واجب يوميه پنج است :

ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت ،مغرب سه رکعت ، عشا چهار رکعت ، صبح دو رکعت .

در سفر بايد نمازهای چهار رکعتی را با شرايطی که گفته مي شود،دو رکعت خواند.اگر چوب يا چيزی مانند آن را راست در زمين هموار فرو برند،صبح که خورشيد بيرون مي آيد، سايه آن به طرف مغرب مي افتد. و هرچه آفتاب بالا مي آيد،اين سايه کم مي شود. و در شهرهای ما در اول ظهر شرعی به آخرين درجه کمی مي رسد،و ظهر که گذشت ، سايه آن به طرف مشرق برمي گردد. و هر چه خورشيد رو به مغرب مي رود، سايه زيادتر مي شود. بنابر اين وقتی سايه به آخرين درجه کمی رسيد ودومرتبه رو به زياد شدن گذاشت ، معلوم مي شود ظهر شرعی  شده است . ولی  دربعضی شهرهامثل مکه که گاهی موقع ظهر سايه به کلي از بين مي رود، بعد از آنکه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مي شودظهر شده است .چوب يا چيز ديگری را که برای معين کردن ظهر به زمين فرومي برند، شاخص گويند.نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتی که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعي است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد، که اگر کسی تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر اوقضاشده و بايد نماز عصر را بخواند. و ما بين وقت مخصوص نماز ظهرو وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است .و اگر کسی اشتباها نمازظهر يا عصر را در وقت مخصوص ديگری بخواند، نمازش صحيح است .اگر پيش از خواندن نماز ظهر سهوا مشغول نماز عصر شود و دربين نمازبفهمد اشتباه کرده است ، چنانچه در وقت مشترک باشد، بايد نيت را به نمازظهر برگرداند. يعنی نيت کند که آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مي خوانم ، همه نماز ظهر باشد. و بعد از آنکه نماز را تمام کرد، نماز عصررابخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بايد نيت را به نماز ظهربرگرداند و نماز را تمام کند و بعد نمازعصر را بخواند و احتياطآن است که دوباره نماز عصر را هم بعد از آن بخواند، و اين احتياطخيلی خوب است .در روز جمعه انسان مي تواند به جای نماز ظهر، دو رکعت نماز جمعه بخواند. ولی احتياطمستحب آن است که اگر نمازجمعه خواند، نماز ظهر را هم بخواند، و اين احتياطخيلی  مطلوب است .احتياطواجب آن است که نماز جمعه را از موقعی که عرفا اول ظهرمي گويند، تاخير نيندازد. و اگر از اوايل ظهر تاخيرافتاد، به جای نماز جمعه نمازظهر بخواند.مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پيدامي شود، از بين برود.نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکي دارند:وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتی که ازمغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد که اگر کسی  مثلامسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخواند،احتياطمستحب آن است که بعداز نماز مغرب ، نماز عشا را دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعی است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی تا اين موقع نماز مغرب را عمدا نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب ووقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است ، که اگرکسی در اين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز ملتفت شود،نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد....

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

namaz3

 

بى ترديد ، در ميان عبادات و مسائل معنوى و ملكوتى ، نماز از ارزش و اهميّت خاصّى برخوردار است .

به اندازه اى كه به نماز سفارش شده به چيزى سفارش نشده است .

نماز وصيّت حضرت حق ، و انبيا و امامان ، و عارفان و عاشقان ، و ناصحان و حكيمان است .

كتابى از كتاب هاى آسمانى حق خالى از آيات مربوط به نماز نيست .

از برنامه هاى بسيار مهمّ كتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصاً كتب حديث ، نماز است .

معارف الهى ، انسان بى نماز را انسان نمى دانند ، و هر بى نمازى را مستحقّ عذاب ابد و محروم از بهشت دانسته و بلكه جداى از نماز را حيوانى پست و موجودى تهيدست و تيره بختى بيچاره به حساب مى آورند .

نماز در زندگى و حيات انسان به اندازه اى ارزش دارد كه اولياى الهى براى يك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى كه ممكن بود ديگران را هم به اين عبادت ملكوتى تشويق مى كردند .

نماز با اين كه به غير مكلّف واجب نيست ولى به خاطر ارزش و اهميّتى كه دارد امامان معصوم دستور مى دادند كه فرزندتان را از شش ـ هفت سالگى به جهان نماز ببريد و آنان را به سفر در اين عرصه گاه معنوى تشويق كنيد :

namaz2

* عَنْ مَعاوِيَةَ بْنِ وَهَب قالَ : سَأَلْتُ اَباعَبْدِاللّهِ(عليه السلام) فى كَمْ يُؤْخَذُ الصَّبِىُّ بَالصَّلوةِ ؟ فَقالَ : فيما بَيْنَ سَبْعَ سِنينَ وَ سِتَّ سِنينَ(1) .

معاوية بن وهب كه از بزرگان اصحاب امام ششم است از حضرت باقر (عليه السلام)مى پرسد : در چه زمانى كودكان خود را متوجّه نماز كنيم ؟ حضرت مى فرمايد : در هفت و شش سالگى .

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ اَحَدِهِما (عليهم السلام) فِى الْصَبِىِّ مَتى يُصَلّى ؟ قالَ : اذا عقل الصَّلوةَ . قُلْتُ : مَتى يَعْقِلُ الصَّلوةَّ وَ تَجِبُ عَلَيْهِ ؟ قالَ لِسِتَّ سنين(2) .

محمّد بن مسلم كه از ياران بى نظير امامان است ، از حضرت باقر يا حضرت صادق (عليهما السلام) مى پرسد : كودك در چه زمانى نماز بخواند ؟ حضرت مى فرمايد : وقتى كه نماز را بفهمد . عرضه مى دارد : چه زمانى مى فهمد تا خواندن نماز بر او لازم باشد ؟ امام مى فرمايد : در شش سالگى .

عَنِ الْحَلَبى ، عَنْ اَبى عَبْدِلله(عليه السلام) عَنْ اَبيهِ قالَ : اِنّا تَأْمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنينَ ، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى سَبْعِ سِنينَ .

حلبى از راويان بزرگوار شيعه است از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر  (عليه السلام) روايت مى كنند كه ما فرزندانمان را در سن پنج سالگى به نماز امر مى كنيم ، پس شما آنان را به وقت هفت سالگى به دنياى نماز حركت دهيد .

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : نمازت را سبك مشمار ، به حقيقت كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به وقت مرگش فرمود : هركس نماز را سبك انگارد از من نيست ، هر كس شراب بنوشد از من نيست ، و الله قسم كنار كوثر بر من وارد نمى شود .

namaz3

قالَ الصّادِقُ (عليه السلام) :اَنَّ شَفاعَتَنا لاتَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلواة(3) .

امام صادق (عليه السلام) فرمود : آن كه نماز را سبك بشمارد ( و در نتيجه از خواندن آن محروم گردد يا همراه با شرايط بجا نياورد ) به شفاعت ما نمى رسد .

* عَنْ اَبى عَبْدِاللّهِ  (عليه السلام) قالَ : قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) :لَيْسَ مِنْى مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلواةِ ، لايَرِدُ عَلَىَّ الْحَوْضَ لا وَالله(3) .

امام صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى فرمايد : از من نيست آن كه نماز را سبك بشمارد ، و اللّه سبك شمارنده ى نماز كنار كوثر بر من وارد نمى شود .

قالَ الصادِقُ (عليه السلام) فى حَديث : اِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ يَدْفَعُ الشَّيْطانَ عَنِ الْمُحافِظِ عَلَى الصَلوةِ وَ يُلَقِّنُهُ شَهادَةَ اَنْ لا اِلهَ اِلاَ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَداً رَسُولُ اللهِ فى تِلْكَ الْحالَةِ الْعَظيمَةِ(4) .

امام صادق (عليه السلام) در روايتى فرمودند : ملك الموت به هنگام قبض روح ، شيطان را از آن كه بر نمازش محافظت داشته دفع مى كند تا نتواند به مسافر باايمان جهان آخرت ضرر برساند و در آن حالت هولناك ، شهادت به توحيد و رسالت را به او تلقين مى كند

1 ـ وسائل الشيعه : ج 3 / ص 12 .

2 ـ وسائل الشيعه : ج 3 / 12 .

الْحَوْضَ لا وَالله(1) .

1 ـ وسائل : ج 3 / ص 19 .
2 ـ فروع كافى : ج 1 / ص 74 .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

nodbeh

دعاى ندبه از كدامین امام است؟

پاسخ : ظاهر این است كه این دعا از جانب امام صادق (ع) انشا شده است، همان گونه كه مرحوم مجلسى به آن حضرت نسبت مى‏دهد. واما اینكه در برخى از مصادر این گونه آمده كه این دعا براى صاحب‏الزمان است، ممكن است این گونه توجیه كنیم كه: این دعا، دعایى است كه براى وجود مقدس امام زمان (ع) انشا شده است نه اینكه این دعا از طرف آن حضرت انشا شده باشد.
هر چند برخى خواسته‏اند احتمال اول را به خاطر ناسازگارى برخى از مضامین دعا، با صدور آن از جانب امام صادق (ع) مردود سازند، ولى براى اهل تحقیق روشن است كه این اشكالات قابل توجیه است، زیرا نظیر چنین مضامینى در موارد دیگر از امام صادق (ع) ودیگر ائمه: نیز نقل شده است.
{پاورقی . منتخب الاثر، ص 140. پاورقی}
ونیز احتمال دارد كه بزوفرى از پدرش حسین بن على بن سفیان كه از علما وراویان بزرگ قرن چهارم كه هم عصر وزمان غیبت صغرا بوده نقل كرده واو هم به وسیله نواب اربعه از راه مكاتبه وتوقیع با امام زمان (ع) در ارتباط بوده واین دعا را در كتاب خود آورده وسپس به دست فرزندش ابوجعفر بزوفرى رسیده است

السلام علیک یا اباصالح المهدی

آیا دعاى ندبه انشاى برخى از علماى شیعه است؟

پاسخ : ممكن است برخى اشكال كنند كه این دعا انشاى برخى از علماى شیعه بوده است. ولى این احتمال از جهاتى باطل است:
1 -
بزوفرى در ادامه روایت این چنین آورده است: «ویستحبّ أن یدعى به فى الأعیاد الأربعة». ظاهر این كلمه مى‏رساند كه این دعا از جانب معصوم صادر شده است، زیرا محكوم كردن هریك از افعال واذكار به هریك از احكام خمسه (وجوب، حرمت، استحباب، كراهت واباحه) از امور توقیفى است كه فقط باید از جانب اولیاى معصوم خداوند صورت پذیرد.
2 -
اینكه براى قرائت این دعا زمان خاص (اعیاد اربعه) ذكر شده خود دلیل بر آن است كه از جانب معصوم صادر شده است؛ زیرا در غیر این صورت نمى‏تواند از چنین ویژگى خاصى برخوردار باشد.
3 -
رسم علما چنین بوده كه هر گاه دعا یا زیارتى را خود انشا مى‏كردند متذكر مى‏شدند تا بر مردم مشتبه نگردد، از باب نمونه:
الف. شیخ صدوق در «من لایحضره الفقیه» زیارتى را براى فاطمه زهرا (ع) كه از انشاهاى خود اوست نقل كرده ومى‏گوید: من آن را در سفر حج در مدینه در كنار قبر فاطمه زهرا (ع) قرائت كردم. ولى آن را به این صورت در اخبار نیافتم...».
{
پاورقی . من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 574-572 ؛ بحارالأنوار، ج 97، ص 196، ح 13. پاورقی}
ب. سید بن طاووس در «الاقبال» مى‏گوید: «فصلى است درباره آنچه آن را ذكر مى‏كنیم از دعایى كه آن را انشا كردیم، آن را هنگام تناول طعام ذكر مى‏كنیم».
{
پاورقی . اقبال الاعمال، ص 115. پاورقی}
ج. ونیز مى‏فرماید: «وامّا آنچه هنگام رؤیت هلال شوّال گفته مى‏شود ما آن را در كتاب «عمل الشعر» در ضمن دعایى كه انشا كردیم آوردیم، واین دعا صلاحیت براى تمام ماه‏ها را دارد...».
{
پاورقی . همان، ص 305. پاورقی}
ودر موارد دیگر نیز در مورد ادعیه‏اى كه خود انشا كرده چنین تعبیراتى آورده است.
{
پاورقی . مهج الدعوات، ص 348ù336ù302 ؛ امان الأخطار، ص 17. پاورقی}
4 -
ابن مشهدى در «المزار» مى‏گوید: «من در این كتاب خود از فنون زیارات، اخبارى را جمع كردم كه به واسطه راویان ثقه ومورد اعتماد به سادات متصل شده‏اند».
{
پاورقی . المزار، ص 16. پاورقی}
5 -
در صورتى كه جمله «انّه الدعاء لصاحب الامر» را به معناى انشا از امام زمان (ع) بدانیم مى‏توانیم آن را از توقیعات حضرت به بزوفرى بدانیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

شب که تاریک است در بر روی مردم بسته است

زائری چون مهدی صاحب الزمان دارد بقیع 

یا اباصالح المهدی آجرک الله

baghi

هشتم شوال 1344 هجری قمری فرقه مذله وهابیت کینه دیرینه خویش را به نمایش گذاشتند و قبور متبرک ائمه بقیع را تخریب كردند

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت   توسط حاج روح الله 

entezar

 

انتظار: ديده به راه دوختن است

لحظه شمارى كردن براى ديدار كسى يا انجام واقعه اى است

به اميد كسى يا چيزى ماندن است

چشم داشتن و توقّع كارى يا حادثه اى است

نگران شخص عزيزى يا امر مهمّى بودن است

انتظار: اميدوارى، چشم به راهى، آمادگى، نگرانى، چشم داشت و درنگ است

امّا انتظار مهدى(عليه السلام) : همه اين ها و فراتر از اين هاست

انتظار مهدى(عليه السلام): ايمان به «غيب» اقرار به «ولايت» و باورداشت حق حاكميت «قرآن» است

عصاره «يقين»، چكيده «تقوى» و خلاصه «عمل صالح» است

عشق به «زيبايى ها»، التزام به «خوبى ها» و شوق به «كمالات» است

تلاش» براى «يافتن»، «مقاومت» براى «رسيدن» و «جهاد» براى «ساختن» است

انتظار مهدى(عليه السلام) : روايت «اشتياق»، حديث «جستجو» و قصّه «وصل» است

انتظار مهدى(عليه السلام) : اقتداى به او، بيعت با او، و سرسپارى به فرمان اوست

رمز پايدارى، سرّ استقامت و راز جانبازى در راه اوست

انتظار مهدى(عليه السلام) : «عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پيروزى» پيروان امامت است

انتظار مهدى(عليه السلام):سنگربانى «عقيده»، مرزبانى «انديشه» و مبارزه در راه پاسدارى از «فرهنگ اسلام و ولايت» است

انتظار مهدى(عليه السلام) :انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعده هاى خداوند است

اللهم عجل الولیک الفرج

آمین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت   توسط حاج روح الله  |