تبليغاتX
منتقم زهرا س

هوالشافی

يامن اسمه دواءوذكره شفاء

 

اطلاع پیدا کردیم یکی از بزرگواران مهدوی بسیارعزیز و ارجمندمان در کما بسر میبرند

بنده حقیر خیلی ناراحت و متاثر شدم وقتی این خبر ناگوار را شنیدم

ان شاالله با دعای شما منتظران آقا امام زمان عجه الله تعالي فرجه الشريف

این دوست عزیزمان هرچه زود سلامتیشون را بدست بیارند

دستها را بالا میبریم و به نیت پنج تن آل عبا پنج بار ذکر زیر را میخوانیم

 و در آخر شفای این منتظر گرامی را از خدای متعال می خواهیم.

امن یجیب المضطراذا دعاه و یکشف السوء

امن یجیب المضطراذا دعاه و یکشف السوء

امن یجیب المضطراذا دعاه و یکشف السوء

امن یجیب المضطراذا دعاه و یکشف السوء

امن یجیب المضطراذا دعاه و یکشف السوء

 

http://besmellah.blogfa.com/

آدرس وبلاگ بزرگوار

 

یا مهدی فاطمه

doooa

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله 

تمام گشته قرارم خدا کند که بیایی

کسی به جز تو ندارم خدا کند که بیایی

خزان عمر من آمد بسر نیامده هجرت

گل همیشه بهارم خدا کند که بیایی

چه میشود گل زهرا به صبح آدینه

ببینمت به کنارم خدا کند که بیایی

اگر چه غرق گناهم تو مهربانی کن

گلی به پای تو خارم خدا کند که بیایی

زبس که جمعه شمردم به انتظارتوای ماه

برون شده زشمارم خدا کند که بیایی

فدای مقدم تو ای مسافر زهرا

تمام ایل وتبارم خدا کند که بیایی

 

آری خدا کند که بیائی که خون جدت حسین علی علیه السلام در زمین هست.

با این بیت ان شاالله میرویم به پیشوازی ماه محرم و صفر.

ان شاالله در ماههای محرم وصفر مطالب عاشورایی خواهیم نوشت.

العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

gadir

yekعید بزرگ و سعید غدیرخم برشیعیان جهان مبارک بادdoo

yyek

غدیر مست از باده ی ولایت است.
عطر نبوت آسمان خم را پر کرده وغریو تولی وتبری  گوش منکران ومعاندان ومنافقان را کر.
نامحرمان بصیرت نظر را در دیدن نور عصمت وطهارت ندارند.
در اوج شور وشعور حسد حاسدان آتش دوزخ دنیوی را برای اینان پر سوزان تر میکند تا بوی خیانت را تا فرسنگ ها دور از زمان ومکان بر مشام شاهدان نشاند.
غدیر آوردگاه تمیز حق وباطل است.
غدیر مست است ومدهوش.
زمزمه ی نوش نوش جام ولایت زمین وزمان را آکنده است.
نسیم می خروشد.
زمین میجنبد.
فرشتگان الهی نوای ملکوت رابر زمینیان تحریر میکنند.
افلاک می رقصند.
خراباتیان حق سماع لافتی را در خمخانه ی غدیر آغاز کرده اند.
عاشقان طواف مستانه میکنند.
امروز دلداده ای را به تماشا میخوانند.
غدیر است.
شکوه کبریایی ذات ذوالجلال رب العالمین است . فتبارک الله احسن الخالقین را فریاد میزند.
جای تعلل نیست.
جای تامل نیست.
لحظه است.
آنی ست.
yekdooدست دردست اولیاء الله همنوا با ملکوتیان همراه با افلاکیانyekdoo

yekdooyekdooyekdooyekdooyekdooyekdooyekdoo yekdoo

با تشکر دوست بزرگواری که این مطلب زیبا را فرستاده بودند

yekkdooo

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

داستان جزيره خضرا حكايت از آ ن مي كندكه: زين الدين على بن فاضل مازندرانى، در سال 690 هجرى به اقيانوس اطلس سفركرده واز سرزمين بربر، سه روز با كشتى در دل اقيانوس رفته، تا به جزاير روافض جزيره هاى شيعيان رسيده است. در آن جا اطلاع يافته كه جزيره اى به نام "جزيره خضراء وجود دارد كه فرزندان حضرت ولى عصر(ع) در آن زندگى مي كنند. چهل روز در آن جا اقامت كرده وسرانجام پس از چهل روز، هفت كشتى مواد غذايى از جزيره خضراء به اين جزيره آمده است. ناخداى كشتى اورا با نام ونام پدر صداكرده وگفته مشخصات تو را به من گفته اند واجازه دادندكه تو را به جزيره خضراء ببرم. او را به جزيره خضرا برد ه ا ند. پس از 16 روز دريانوردى، سرانجام به آب هاى سفيد رسيده اند 0 ناخدا توضيح داده كه اين آب ها، چون جزيره را احاطه كرده است، كشتى دشمنان هرگز نمي تواند از آن بگذرد وبه بركت حضرت ولى عصر(ع) در آن آب ما فرق مي شود. آن ها به جزيره خضراء رسيده، جمعيت انبوهى را با بهترين لباس ووضع مشاهده كرده، شهرى بسيار آباد با درختان سرسبز وانواع ميوه ها وبازارهاى بسيار و ساختمان هاى مجلل از سنگهاى شفاف وخام ديده است 0 شخصى به نام سيد شمس الدين "كه او را نوه پنجم حضرت ولى عصر(ع) معرفى مي كنند، متصدى تعليم، تربيت واداره آن جاست واو نائب خاص حضرت در آن جريره است ومستقيما ا ز امام فرمان مي گيرد 0 وى حضرت را نمي بيند، بلكه صبح هر جمعه، نامه اى به خط امام (ع) در نقطه معينى گذاشته مي شود ودر آن، اوامر آن حضرت و آن چه مورد نياز "سيد شمس الدين(ع) تا هفته آينده خواهد بود، مندرج مي باشد. على بن فاضل، هيجده روز در آن جزيره اقامت نموده واز محضر جناب سيد شمس الدين " خوشه ها چيده، وپس از هيجده روز، به او دستور رسيده كه به وطن خود بازگردد. "على بن فاضل، آن چه را كه از محضر جناب سيد شمس الدين " استفاده كرده، دركتابى به نام "الفوائد الشمسيه "گرد آورده و مشروح تشرف خود را به چند نفر از علماى بزرگ عصر خود بازگوكرده است.

فضل بن يحيى طيبى " نويسنده قرن هفتم، در سال 99 6هجرى، مشروح داستان را از زبان شخص "على بن فاضل " درحله شنيده و آن را دركتابى به نام الجزيرة الخضراء"گردآورده است. اين داستان به طوركامل دركتاب بحارالانوارج 52، صفحات 159 تا 174 آمده است. علاوه بر على بن فاضل،ابن انبارى " نيز داستان جزيره خضراء را نقل كرده است كه دركتاب بحارالانوارج 53، صفحات 213 تا 221 آمده است. در دو داستان على بن فاضل مازندرانى و ابن انبارى نقاط مشترك بسيارى به چشم مي خورد.

khazra

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

emamhadi

دهمین ثمره باغ ولایت ودوازدهمین نهال خعصمت وطهارت ونخستین فرزند برومند پیشوای نهم در سال 212 هجری در یکی از محلات مدینه شهر نورانی پیامبر بزرگوار اسلام در محلی که موسوم به « صریا» بود دیده بر جهان گشود وبه زیباترین نامی مه در خاندان رسالت سابقه دیرین وخوش خاطره ای داشت موسوم گردید ؛ پدر ارجمندش برای وی نام « علی » را برگزید

سحرگاه روز 15 ذی الحجه هنگامی که خورشید اشعه تابناک خود را بر روی زمین می گسترد مولود مسعود خاندان رسالت حضرت امام علی النقی (ع) دیده بر جهان بازگشود نوزادی که باعث سربلندی وافتخار اسلام گردید وعمر خود را در راه اعتلای تعالیم ارزنده اسلام مصروف داشت ودر پیشبرد هدفهای الهی از هیچ نو کوشش وفعالیت ومجاهده مضایقه ننمود .

لقب ابن رضا درخشان ترین عنوان وشهرت او ودیگر پیشوایان معصوم بعدی بود که آنروزها همچون ستاره درخشان در میان دهها القاب دیگر بر تارک وی می درخشید . از دیگر القاب آن حضرت می توان هادی ، ناصح ، عالم ، فقیه ، امین ، عسگری ، دلیل ، فاتح ، نقی و مرتضی را نام برد چنانچه امروز بیشتر دوستداران وشیعیان او را با لقب مشهور « هادی » میشناسند .

مادر عزیز ومهربانش ، بانوی با فضیلت وتقوی ودانشمدندی یود در نهایت فداکاری ودلسوزی که یکی از بانوان صالح ودرستکار شایسته ی روزگار خود محسوب می گشت بحدی که خود امام 0ع) درباره ی او چنین میفرماید :

« مادرم عارف وآشنا به مقام امامت وولایت بود . او با عنایت ولطف پروردگار اهل رحمت وبهشت است . هرگز فریب شیطان ومکر و کید تجاوزکار وستکگر را بخود ندید واز نظر رتبه ومقام کمتر از مادر انبیاء ومردان شایسته ی الهی نبود ...» .

نام گرامی وی « سمانه » معروف به سیده وصاحب کنیه « ام الفضل مقربیه » از شاهزادگان رومی بود که به اسارت لشکر مسلمانان در آمده بود وبه عنوان « ام ولد » آزاد گردید وافتخارهمسری امام را پیدا نمود  او یکی از آشنایان حقیقی به مقام ولایت کبری واز مدافعین سرسخت زعامت وخلافت الهی بود.

10

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

گویا پرستش همزاد بشر است، و قربانی کردن هم همزاد پرستش، انسان از ابتدا می دانست که چیزی با کسی در ورای همه شورش جهان و قاهر و عالم بر همه چیز وجود دارد، باید او را خرسند ساخت و از غضبش جلوگیری کرد. لذا انسان جاهل کسان خویش را در معابد ذبح می کرد و بدینوسیله غیض خداوندان را می نشاند و مهرشان را برمی گرفت.
اما پیامبران الهی همواره با این جهالت مبارزه می کردند تا اینکه نوبت به ابراهیم رسید، ابراهیمی که رفتارش بیش ازگفتارش آموزنده بود، او برای رسیدن به توصیه قدم در سیر و سلوکی موازی با تاریخ بشر گذاشت. ابتدا به ماه رو آورد و چون غروبش را دید لذا روبرگرداند، سپس خورشید را خدای خود خواند ولی خورشید هم افول کننده بود و خدا نمی بایست که هیچگاه غروب کند. پس ایمان قلبی خویش را به خداوند یگانه و قادر و متعال نمایان
ساخت و داستانی شورانگیز از تردیدی صادقانه برای رسیدن به یقینی عالمانه را به تصویر کشید

dahnohhaft

ابراهیم خلیل، در داستان قربانی کردن فرزند خویش هم راهی عملی در پیش گرفت و شاید نقطه عطف تبدیل قربانی کردن بشر برای خدا از انسان به حیوان از همین جا آغاز شد. چون فرمان رسید که اسماعیل را برای رضای خداوند قربانی کند دریای مواج دو «عشق» حقیقی در جان ابراهیم به تلاطم آمد، عشق به اسماعیل معصوم و محبوب و عشق به خداوند بزرگ و مهربان به هم درآمیختد تا کدامشان سیطره یابد و به اقیانوسی از خلوص و ایمان مبدل شود؟ اشتیاق به حضرت باری پیروز شد و خنجر از غلاف بیرون آورد و عاشقانه بر گلوی اسماعیل گذاشت تا ثابت کند که چشمه جوشان ایمان درونش چه سان سرازیر می شود و علایق دنیوی را می روبد

chaharpanjshish

در آن سوی عالم، خداوند حکیم و لطیف معشوق وار عشق ابراهیم را پذیرفت و خنجر مادی را کند کرد تا بشریت یاد بگیرد که خداوند طالب ایمان و خلوص آدمیان است؛ ایمانی که دمادم باید از خویش مایه بگذارد و ابراهیم وار اسماعیل های درون خود را فدای اعتقاد خویش کند. حج که تمرین سیر و سلوک مسلمانان برای قرب الهی است عید قربانش تمرینی برای درگذشتن از جان و مال و فرزندان هنگام ضرورت و گاه عبور از دنیا برای رسیدن به آخرتی فراخ و مالامال از تنعم الهی است. عید قربانی، عید انفجار محبت، عید فوران گذشت و عید درخشش خلوص ابراهیمی مبارک باد.

yekdoce

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله 

arafeh

امام حسين عليه السلام با اين دعا ، روحى تازه به كالبد عرفان توحيدي دميد و اين نغمه ي خوشِ آسمانى و آواى دل‏انگيز عشق ملكوتى را تا ابد در سينه ي سيناى عرفات به يادگار گذاشت .

امام حسين عليه السلام در آخرين عرفه عمر خود در عصر روز عرفه با گروهى از خاندان  و شيعيان خود از خيمه بيرون آمدند و در نهايت خشوع به جانب چپ كوه ايستادند و سپس چهره مبارك خود را به سوى كعبه گردانيدند و مانند مسكين نيازمندى كه غذا مى‏طلبد ، دست‏ها را برابر صورت خود گرفت و دعايش را چنين آغاز كرد:

« اَلحَمدُلِلهِ الَّذى لَيسَ لِقَضائِه دافِعٌ وَلا لِعَطائِه مانِعٌ وَلا كَصُنعِه صانِعِِْ وَ هُوَ الجَوادُ الواسِعُ ..... »

سپاس خداوندى را شايسته است كه چيزى نميتواند از حُكمَش جلو گيري كند و در عطا و بخشش او مانعي بوجود  نمى‏ايد و هيچ آفريننده‏اى قدرت آفرينش او را ندارد و او سخاوتمندى بى‏انتهاست.

امام حسين عليه السلام مى‏خواهد با اين نيايش ، انسان و خدا  و نزديكى آنها را به همديگر بشناساند . ايشان با اين نيايش ، اصولي ترين و واقعى‏ترين رابطه انسان با خداوند را توضيح مى‏دهد .

دعاى عرفه ي سيدالشهدا عليه السلام سراسر نور و عرفان الهي است و آميزه‏اى از شور و عشق و محبت و معرفت ‏به ذات پاك خداوند است .

در فرازهاى ديگري از اين دعا امام حسين عليه السلام با خداوند چنين عاشقانه زمزمه مى‏كند:

معبودا  ؛‏ اجازه ميخواهم تا دمى چند در برابرت به زانو درافتم و قطراتى از اقيانوس جانم را نثار بارگاه ملكوتيت نمايم ، فكر دورى راه تا درگاه جمالت ‏، خسته و فرسوده‏ام كرده است

 

بارالها ؛ آيا حقيقتى غير از تو ، آن قدرت و روشنايى را دارد كه بتواند تو را بر من آشكار سازد؟

 

پروردگارا ؛ روشنايى جمال و جلالت در جهان هستى آشكارتر از هر چيز است و وجود تو پوشيدگى ندارد تا چراغى سر راه بگيرم و بارگاه ربوبى تو را جستجو نمايم و يا دليلى را راهنماى خود به سوى تو قرار دهم ؛ چون فروزنده چراغ و يگانه راهنماي من ، تويى .

با تشکر از دوست بزرگواری این مطلب بسیار زیبا را ارسال فرموده بودند

اللهم عجل الولیک الفرج

آمین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله  | 

baghie

شهادت پنجمین آسمان سپهر ولایت و امامت حضرت امام محمدباقر علیه السلام را تسلیت میگوییم

یا اباصالح المهدی آجرک الله

نام: محمد بن علي .

كنيه: ابو جعفر و ابوجعفر اول.

القاب: باقر، شاكر، هادى، امين، شبيه - به خاطر شباهت ايشان به پيامبر اكرم(ص) -.

مشهورترين لقب آن حضرت، «باقر» است. پيامبر اكرم (ص) به واسطه جابربن عبدالله انصارى، آن حضرت را به اين لقب، ملقب كرد و به ايشان سلام رساند.

منصب: معصوم هفتم و امام پنجم شيعيان.

تاريخ ولادت: اول رجب سال 57 هجرى.

برخى از مورخان، ولادت ايشان را در سوم صفر سال 57 هجرى دانسته‏اند.

محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: امام زين‏العابدين، على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).

نام مادر: فاطمه، دختر امام حسن مجتبى (ع) كه مكنّى به ام‏عبدالله بود.

اين بانوى ارجمند، از زنان بزرگ عصر خويش بود كه امام صادق (ع) درباره شأن و منزلت او، فرمود: جده‏ام، فاطمه بنت حسن، صديقه بود و در آل امام حسن (ع) زنى به درجه و مرتبه او نرسيد.

چون نسب امام محمد باقر(ع)، هم از پدر و هم از مادر، به امام اميرالمؤمنين(ع) و فاطمه زهرا(س) مى‏رسد، به ‏ايشان علوى بين علويين و فاطمى بين فاطميين گفته مى‏شود.

مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام زين العابدين (ع) در سال 95 تا سال 114 هجرى، به مدت 20 سال.

تاريخ و سبب شهادت: هفتم ذى حجه سال 114 هجرى، در سن 57 سالگى (و به قولى ربيع‏الاول يا ربيع‏الآخر سال 114 هجرى) به وسيله زهرى كه ابراهيم بن وليد عبدالملك، در ايام خلافت هشام بن عبدالملك، به آن حضرت خورانيد.

محل دفن: قبرستان بقيع، در مدينه مشرفه، در جوار قبر پدرش، امام زين‏العابدين (ع) و عمويش، امام حسن مجتبى (ع) و فرزندش، امام صادق (ع).

همسران: 1. ام فروه بنت قاسم. 2. ام حكيم و چند ام ولد.

فرزندان: 1. امام جعفر صادق (ع). 2. عبدالله. 3. ابراهيم. 4. عبيدالله. 5. على. 6. زينب. 7. ام سلمه.

اصحاب و ياران : تعداد اصحاب، ياران و راويان آن حضرت، بيش از آن است كه بتوان نام همه آنان را در اين جا آورد، به ناچار نام برخى از بزرگان آنان را ذكر مى‏كنيم:
1. زرارة بن أعين.
2. معروف بن خربوذمكى.
3. ابو بصير اسدى.
4. فضيل بن يسار.
5. محمدبن مسلم.
6. يزيد بن معاويه عجلى.

اين شش نفر، در علم رجال، به «اصحاب اجماع اولى‏» شهرت يافته‏اند كه فقها و حديث‏شناسان شيعه، اتفاق‏ نظر و اجماع دارند بر صحت نقل روايت آنان از امام معصوم(ع).
7. حمران بن أعين.
8. بكير بن أعين.
9. عبدالملك بن أعين.
10. عبدالرحمن بن أعين.
11. محمد بن اسماعيل بن بزيع.
12. عبدالله بن ميمون.
13. محمد بن مروان.
14. اسماعيل بن فضل هاشمى.
15. ابو هارون مكفوف.
16. ظريف بن ناصح.
17. سعيد بن ظريف.
18. اسماعيل بن جابر خثعمى.
19. عقبة بن بشير اسدى.
20. كميت بن زيد اسدى.
21. جابر بن يزيد جعفى.

زمامداران معاصر:
1. معاوية بن ابى سفيان (35- 60ق.).
2. يزيد بن معاويه (60- 64ق.).
3. معاوية بن يزيد (64- 64ق.).
4. عبدالله بن زبير (64- 73ق.).
5. مروان بن حكم (64- 65ق.).
6. عبدالملك بن مروان(65- 86ق.).
7. وليد بن عبدالملك (86- 96ق.).
8. سليمان بن عبدالملك (99-96ق.).
9. عمربن عبدالعزيز (99- 101ق.).
10. يزيد بن عبد الملك (101- 105ق.).
11. هشام بن عبدالملك (105- 125ق.).

از ميان خلفاى مذكور، تنها عبدالله بن زبير، كه به مدت ده سال بر حجاز و عراق حكومت كرد، از غير بنى اميه بود و بقيه، همگى از سلسله بنى اميه و از دو تيره فرزندان ابوسفيان و فرزندان حكم بن عاص بودند و تمامى آنان جز معاوية بن يزيد (معروف به معاويه ثانى) و عمربن عبدالعزيز در اذيت و آزار اهل بيت پيامبر اكرم(ص) و امامان شيعه اتفاق داشتند. 

رويدادهاى مهم:

1. حضور امام محمد باقر (ع) در واقعه كربلا، در سن چهار سالگى، به همراه پدرش، امام زين العابدين (ع) در محرم سال 61 هجرى.

2. شهادت امام زين العابدين (ع)، پدر ارجمند امام محمد باقر (ع)، در سال 95 هجرى.

3. مباحثات و احتجاجات امام محمد باقر (ع) با بزرگان مذاهب و اديان، درباره اثبات حقانيت اهل بيت (ع).

4. ضرب سكه اسلامى، براى پول رايج خلافت اسلامى، و اسقاط سكه رومى توسط عبدالملك بن مروان، در سال 76 هجرى، با مشورت و يارى امام محمد باقر(ع). (1)

5. احضار امام محمد باقر (ع) و فرزندش، امام جعفر صادق (ع) به شام از سوى هشام بن عبدالملك.

6. تأسيس پايه‏هاى اصلى حوزه علوم اهل بيت (ع) در مدينه، و تربيت شاگردان مبرز توسط امام محمد باقر(ع).

7. مسموميت و شهادت امام محمد باقر (ع)، درسال 114 هجرى، به دست ابراهيم بن وليد بن عبدالملك، والى مدينه، به دستور خليفه وقت، هشام بن عبدالملك.

8. به خاك سپارى بدن مطهر امام محمد باقر (ع) در قبرستان بقيع، در مدينه، در كنار قبر پدرش، امام زين العابدين (ع) و عمويش، امام حسن مجتبى (ع)، توسط امام‏جعفر صادق (ع) و ساير بازماندگان. 

برگرفته شده از كتاب " خاندان عصمت عليهم السلام " تاليف سيد تقى واردى.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله 

yaali

پيشنهاد به علي (ع)

اصحاب رسول خدا اجمالا" احساس کرده بودند که پيغمبر اکرم ميل دارد فاطمه (س) را با علي کابين ببندد ، ولي از جانب علي پيشنهاد نمي شد . يک روز عمر و ابوبکر و سعدبن معاذ و گروهي ديگر در مسجد انجمن داشتند و از هر دري سخن مي گفتند . در اين بين سخن از فاطمه (س) را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اکرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابش مي فرمايد : تعيين همسر فاطمه با خداست . ولي علي بن ابي طالب (ع) تا حال ، در مورد خواستگاري فاطمه اقدام نکرده . گمان مي کنم علت اقدام نکردنش تهيدستي باشد . اين مطلب براي من روشن است که خدا و پيغمبر ، فاطمه را براي علي (ع) نگاهداشته اند . سپس به « عمر » و « سعدبن معاذ » گفت : حاضريد به اتفاق هم پيش علي برويم و جريان را برايش تشريح کنيم و اگر به ازدواج مايل بود و تهيدستي مانعش بود ، کمکش کنيم ؟! سعدبن معاذ از اين پيشنهاد استقبال نمود و ابوبکر را در اين کار تشويق کرد .
سلمان فارسي مي گويد : عمر و ابوبکر و سعدبن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جستجوي علي ( ع) پرداختند . ولي آن حضرت را در منزلش نيافتند . اطلاع پيدا کردند که در نخلستان يکي از انصار با شتر آبکشي مي کند و درختان خرما را آبياري مي نمايد . پس به جانب آن حضرت شتافتند .
ععلي (ع) فرمود : از کا مي آييد و به چه منظور آن حضرت شتافتند .
علي (ع) فرمود : از کجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد ؟.
ابوبکر گفت : يا علي تو در تمام کمالات بر سايرين برتري داري ، و از موقعيت خودت و علاقه ايکه رسول خدا به تو دارد کاملا" آگاهي . اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه (س) آمده اند ولي پيغمبر (ص) دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است . گمان مي کنم خدا و رسول ، فاطمه را براي تو گذاشته اند . و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارند . نمي دانم به چه علت شما در اين اقدام کوتاهي مي کني ؟
علي بن ابي طالب (ع) هنگامي که سخن ابوبکر را شنيد اشک در چشمان مبارکش حلقه زد و فرمود : اي ابابکر ! احساسات و خواسته هاي دروني مرا تحريک نمودي و به موضوعي که از آن غافل بودم ياد آوري کردي . به خدا سوگند ! همه خواستگار فاطمه اند ، من هم بدين موضوع علاقه دارم . يگانه چيزي که مرا از اين اقدام باز داشته فقر و تهيدستي است .
ابوبکر عرض کرد : يا علي ! اين سخن را نفرماييد. زيرا دنيا در نظر خدا و رسول ارزشي ندارد . من صلاح مي دانم هرچه زودتر در اين کار اقدام نماييد و در خواستگاري فاطمه تعجيل کنيد

 

yazahra

افکار خفته بيدار مي شود

علي بن ابي طالب ( ع) در خانه پيغمبر اکرم بزرگ شده و فاطمه (ع) را به خوبي مي شناخت و با روحيات و اخلاق او کاملا" آشنا بود . هر دو تربيت شده پيغمبر (ص) و خديجه و در يک خانه بزرگ شده بودند (1) علي مي دانست دختري مانند فاطمه هرگز پيدا نخواهد شد که به جميع کمالات و فضائل انسانيت آراسته باشد . و از صميم قلب او را دوست مي داشت و مي دانست چنين موقعيتهاي مناسبي هميشه فراهم نمي شود . اما اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين ، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود که به خواسته هاي دروني خويش توجه نداشت . و در همه فکري بود جز ازدواج و تشکيل خانواده .
علي (ع) اندکي در پيرامون پيشنهاد ابوبکر تأمل کرد و اطراف و جوانب قضيه ررا به خوبي بررسي نمود ، از يک طرف ، تهيدستي و فقر اقتصادي خودش و ساير مسلمانان و حوادث و گرفتاريهاي عمومي را مشاهده کرد ، از طرف ديگر فکر کرد موقع ازدواج کردنش فرا رسيده و در حدود بيست و يک سال يا زيادتر از عمرش مي گذرد .
بايد خواه ناخواه ازدواج کند و مثل فاطمه (س) هرگز پيدا نمي شود . اگر اين فرصت دست برود قابل جبران نيست.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت   توسط حاج روح الله  |