|
فدایت! نهانی یا عیانی؛ زین دو برگو چیست تصمیمت!
حضرت زینب کبری علیها السلام درروزپنجم جمادی الاولی سال پنجم هجری قمری درشهرمدینه منوره متولدگردیده وجهان رابه قدوم خویش مزین فرمودند. زینب ، نامي آسماني نام مبارک آن بزگوار زینب،وکنیه گرامیشان ام الحسن وام کلثوم والقاب آن حضرت عبارتند از:صدّّّیقةالصغری،عصمةالصغری،ولیة الله العظمی،ناموس الکبری،شریکةالحسین علیهاالسلام وعالمه غیر معلّمه،فاضله،کامله و...پدربزرگوارآن حضرت،اولین پیشوای شیعیان حضرت امیرالموُمنین علی بن ابیطالب علیهاالسلام،ومادر گرامی آن بزرگوار،حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط حاج روح الله
|
در زيارت صاحب الامر مى خوانيم: السلام على القائم المنتظر و العدل المشتهر. (1) در خصوصيات قيام و حكومت امام زمان (ع) هيچ ويژگى به اندازه عدالت و "قسط " روشنى ندارد. آن قدركه در روايات بر ويژگى عدالت گسترى آن حضرت تاكيد شده، بر ساير مسائل چنين ابرامى نرفته است و اين نشان از برجستگى اين مهم در دوران ظهور دارد. ده ها و بلكه صدها روايت دركتاب هاى مختلف روايى، به ويژه دركتاب منتخب الاثر "كمال الدين "، در مورد عدالت گسترى آن حضرت وارد شده است. در بسيارى از اين روايات، از آن امام به عنوان مظهر و تجلى كامل عدالت ياد شده است. دامنه عدالت حضرت تا اقصى نقاط منازل و زواياى ناپيداى جامعه گسترده است حتى عدالت و دادگرى همچون گرما و سرما در درون خانه هاى مردمان نفوذ مى كند. (2) خداوند چنان بر اين مهم تاكيد دارد كه اگر حتى يك روز از عمر دنيا باقى مانده باشد، از آن را چنان طولانى خواهد كرد (3) تا رؤياى موعود مردمان از راه برسد . در سايه اين عدالت، هيچ انسانى در قيد بندگى و بردگى باقى نمى ماند . (4) حقوق به يغما رفته انسان ها به آن ما باز مى گردد. (5) بندهاى پيدا و ناپيداى بندگى از سر وگردن انسان ها باز مى گردد و زمينه استثمار انسان از انسان به كلى برچيده مى شود . (6) كارگزاران ظلم و بيداد، مورد بازخواست قرار مى گيرند. قاضيان و حاكمان كج رفتار، از مسؤوليت خويش عزل مى شوند و زمين، از هر نوع خيانت و نادرستى پاك مى گردد. (7) عدالت چنان مى شود كه مردم آرزو مى كنند، اى كاش مردگانشان در بين زندگان بودند و از عدالت بهره مند مى شدند. (8) بر طبق برخى روايات، نخستين چيزى كه از عدالت حضرت قائم (ع) آشكار مى شود، اين است كه اعلام مى كند، كسانى كه حج يا مناسك مستحب به جا مى آورند و حجر الاسود را استلام مى كنند و طواف مستحبى انجام مى دهند، آن را به كسانى كه حج واجب دارند، واگذار كنند. (9 منابع: ا. مفاتيح الجنان زيارت صاحب الامر 2. بحار الانوار ج 52 ص362 3. كمال الدين ص 318. 4. بحار الانوار ج 52ص 224 5. همان ج 52 ص 225 6. بحار الانوار ج 51ص 57 7. همان ص120 8. مجمع الزوائد ج 7ص 315 9.کافي ج 4ص 427 بحار الانوار ج52ص 374
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط حاج روح الله
|
امام عصرعليه السلام هنگامي كه ظهور مي كند براي تبيين مواضع خويش و روشن كردن اهداف بلند قيام جهاني خود، در جاهاي مختلف سخنراني كرده و نقطه نظرات خود را به گوش جهانيان مي رساند. امام باقرعليه السلام در اين زمينه مي فرمايد: منبع بحارالانوار، ج 52، ص 315.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط حاج روح الله
|
شخصى وارد بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله شد و گفت: يا رسول اللَّه به من قرآن بياموز. حضرت او را به يكى از يارانش سپرد. او دست تازه وارد را گرفت و به كنارى برد و سوره اذا زلزلت را تلاوت كرد و به او ياد داد تا رسيد به آيه: 1 - معاد. آقاى قراعتى، صفحه 53.
معلم آن هنرمندی که شمع گونه می سوزد و تاریکی های راه را بر انسان خام، روشن می کند. او از خشت خام بنای عظیمی می سازد که آخرین نقطه اش پله ای است و دریچه ای است به خدا! او قبل از آن که یک شهید باشد یک معلم است و یک مربی! شغلی را از میان هزاران هزار برگزیده که خواه ناخواه در لسان وبیان خدا و خلق، برگزیده اش کرده! معلمی شغل انبیاست! معلم مثل پدر و مادر می ماند در ولایت بر انسان!! معلم انسان ساز است!!! معلم، معلم، تعليم، تربیت، مهارت زندگی کردن، انسان...خدا. حلقه های بهم پیوسته ي يك زنجير، دانه هاي مرتب يك تسبيح و در چنین شبی دستان پلید نادانی و جهل به خون مردی آغشته گشت، از جنس آسمان، که در اوج ثمردهی و پختگی اش بود. زمانی این اتفاق مي افتاد، که تازه بیان بدیع و فکر اصلاحگرش وی را غربت علوی در حوزه و دانشگاه در آورده بود و خیل عظیم محققان و متفکران با عطشی عجیب روی آورده بودند به چشمه ی جوشان علم او. او هم رفت و پیوست به خیل عظیم عاشقان. و در لقاء خدایش قهقهه ای مستانه سر داد و امام بزرگوار پیغام داد؛ ای ملت مبارز ایران، پاره ی تنم و حاصل عمرم را از دست دادم. پاره ی تنم و حاصل عمرم را از من گرفتند، ای ملت. مواظب باشید راهش فراموشتان نشود. مواظب باشید در گذر سالها و در پوشش غبار لحظه ها کتابهای راهگشایش را از شما نگیرند!
+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط حاج روح الله
|
سلام بر تو و آن لحظه ای که به روی زمين و زمان لبخند زدی و شکوفا شدی و حلقه عارفان و شيفتگان حق را کامل کردی و نويد آخرين سفير صلح را از خانه خود به گوش جهانيان زمزمه کردی. جهان در انتظار فرزند صالح تو به خود می پيچد و تو آمدی که جهانی را از تب سوزان انتظار با مژده فرزندت مهدی اميد دهی. تو زيباترين آيه روشنی! تو خوش آهنگ ترين نغمه آزادی هستی! تو نيکو ترين خلق پسنديده ای! سلام بر تو که پدر همه چشم ها و چشمه های انتظاری! تو زيباترينی که در سپيده دمی روشن به خاک مفهومی آسمانی بخشيدی. تو آن درخشنده ترينی که خورشيد بر افق دوردست نگاهت به سجده طلوع کرد. تو آن توفنده ترينی که دريا در بی کرانه سينه ات پهلو گرفت و آسمان در وسعت دستانت متولد شد. سلام بر همه آدينه هایی که در تمنای چشم های منتظر، نام فرزند تو را زمزمه کرد
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط حاج روح الله
از ديدني ترين و جالب ترين لحظاتي كه مشتاقان عدالت مهدوي و شيفتگان اهل بيت عليهم السلام انتظار آن را مي كشند و همواره آرزو دارند كه آن لحظات زيبا را ببينند و به جمال دل آراي اميد شيعيان و مايه تسلّي بخش محرومان و مستضعفان و ستم ديدگان عالم چشم بدوزند، همان ساعت ظهور و هنگامه حضور رسمي امام مهدي عليه السلام براي اجراي احكام شريعت و گسترش عدالت مي باشد. پيشواي پنجم، آن لحظات شورآفرين را اين گونه بيان مي كند: آنگاه آن حضرت به همراه سيصد و سيزده مرد، به شمار ياران بدر، كه همانند ابر پائيزي پراكنده اند و چون زاهدان شب در عبادت و همانند شيران روز در شجاعتند، بدون قرار قبلي ظهور مي نمايد و قيام خود را آغاز مي كند. در آن هنگام، خداوند متعال سرزمين حجاز را براي مهدي عليه السلام مي گشايد. آن بزرگوار تمام زندانيان بني هاشم كه بي گناه به زندان افتاده اند را آزاد مي سازد. در آن موقع، پرچم هاي سياه در كوفه به اهتزاز در آمده و مردم گروه گروه براي بيعت با امام زمان عليه السلام به سويش روانه مي شوند. امام لشكريان خود را به سرتاسر جهان گسيل داشته و ستم و ستمگران را از صحنه گيتي بر مي دارد و حكومت عدالت و راستي و درستكاري به تمام سرزمين ها سايه مي افكند.(۱) منبع : ۱- عصر الظهور، ص 283 و فارسي 317؛ كتاب الفتن، نعيم بن المروزي، ص 214.
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط حاج روح الله
|
|
|