تبليغاتX
منتقم زهرا س

امام هادی

میلاد فرخنده :

سحرگاه روز 15 ذی الحجه هنگامی که خورشید اشعه تابناک خود را بر روی زمین می گسترد مولود مسعود خاندان رسالت حضرت امام علی النقی (ع) دیده بر جهان بازگشود نوزادی که باعث سربلندی وافتخار اسلام گردید وعمر خود را در راه اعتلای تعالیم ارزنده اسلام مصروف داشت ودر پیشبرد هدفهای الهی از هیچ نو کوشش وفعالیت ومجاهده مضایقه ننمود .

 سال ولادت :

دهمین ثمره باغ ولایت ودوازدهمین نهال خعصمت وطهارت ونخستین فرزند برومند پیشوای نهم در سال 212 هجری در یکی از محلات مدینه شهر نورانی پیامبر بزرگوار اسلام در محلی که موسوم به « صریا» بود دیده بر جهان گشود وبه زیباترین نامی مه در خاندان رسالت سابقه دیرین وخوش خاطره ای داشت موسوم گردید ؛ پدر ارجمندش برای وی نام « علی » را برگزید .

او که همانند جد بزرگوارش مأ موریت دفاع از اسلام واحیای حقوق مسلمانان را از جانب پروردگار عالم بعهده داشت همان کنیه ی جدش را بر خویشتن انتخاب کرد وبه ابوالحسن موسوم گردید .

لقب ابن رضا درخشان ترین عنوان وشهرت او ودیگر پیشوایان معصوم بعدی بود که آنروزها همچون ستاره درخشان در میان دهها القاب دیگر بر تارک وی می درخشید . از دیگر القاب آن حضرت می توان هادی ، ناصح ، عالم ، فقیه ، امین ، عسگری ، دلیل ، فاتح ، نقی و مرتضی را نام برد چنانچه امروز بیشتر دوستداران وشیعیان او را با لقب مشهور « هادی » میشناسند .

 مادر :

مادر عزیز ومهربانش ، بانوی با فضیلت وتقوی ودانشمدندی یود در نهایت فداکاری ودلسوزی که یکی از بانوان صالح ودرستکار شایسته ی روزگار خود محسوب می گشت بحدی که خود امام 0ع) درباره ی او چنین میفرماید :

« مادرم عارف وآشنا به مقام امامت وولایت بود . او با عنایت ولطف پروردگار اهل رحمت وبهشت است . هرگز فریب شیطان ومکر و کید تجاوزکار وستکگر را بخود ندید واز نظر رتبه ومقام کمتر از مادر انبیاء ومردان شایسته ی الهی نبود ...» .

نام گرامی وی « سمانه » معروف به سیده وصاحب کنیه « ام الفضل مقربیه » از شاهزادگان رومی بود که به اسارت لشکر مسلمانان در آمده بود وبه عنوان « ام ولد » آزاد گردید وافتخارهمسری امام را پیدا نمود  او یکی از آشنایان حقیقی به مقام ولایت کبری واز مدافعین سرسخت زعامت وخلافت الهی بود .

گل3گل1گل2

میلاد با سعادت حضرت امام علی النقی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام را به تمام شیعیان و مسیحیان واقعی تبریک و تهنیت میگوییم.همچنین عید کریسمس را به هموطنان مسیحی تبریک میگویم. امیدوارم شب چله هم بر ایرانیان عزیز مبارک باشد.

امیدوارم شادیهایتان به درازی شب چله

وغمهایتان به کوتاهی روزش باشد

میلاد حضرت عیسی

عیسی مسیح پیامبری است که روح بزرگش از ملکوت آسمانهاست و قلب مبارکش ازشهود لاله ها، افق بیکران را درمی گیرد و گیرایی کلماتش دلهای مشتاق را تسلیم می کند.
پیامبری که خود «کلمه» است، متکلم و مخاطب است. از وجهی آیه پاک خدا و حصول نور پاک الهی است. درقرآن کریم، آیاتی درباره سرگذشت و چگونگی خلقت، ظهور و رسالت و شخصیت بزرگ حضرت عیسی بن مریم وجود دارد که دارای حقایق مهم و لطافت و دقایق ارزشمند و درس های آموزنده از تاریخ و حیات سراسر پرخیر و برکت و رحمت این رسول خدا و مادر مقدس و پاکدامنش است. قرآن مجید، عنایت خاصی به بیان شرح حال و اوصاف و فضایل ارزشمند حضرت مسیح(ع) دارد و احوال و سرگذشت او را با تکریم و تجلیل بیان می کند. به همین جهت شرح حال او در 13 سوره قرآن و نام مبارکش در33 آیه ذکر و اشاره شده است.قرآن کریم، مراحل مختلف زندگانی و قصه شیرین و اعجازگونه حضرت عیسی را از آغاز تولد تا آخرین مراحل زندگی بیان می کند که بهترین سند و دقیق ترین و کاملترین منبع شناخت درباره مقام بلند و سرگذشت پاک و باسعادت این پیامبرخداست.
خداوند متعال بشارت آمدن مسیح را درآیه 45 سوره آل عمران، اینگونه مژده می دهد:
«چون فرشتگان، مریم را گفتند: ای مریم تو را به کلمه ای از خویش، که نامش مسیح عیسی پسر مریم است، بشارت و مژده می دهم، او در دنیا و آخرت، آبرومند و دارای وجاهت و صاحب مقام و از مقربان درگاه خدا می باشد.»..این آیه، ابتدای جریان خلقت مسیح را بیان می کند که با بشارت دادن فرشتگان الهی به مریم آغاز و ازطرف خداوند به مریم بشارت می دهند که خداوند بخشنده مهربان فرزندی به او خواهدداد که نامش مسیح عیسی بن مریم است و در دنیا و آخرت، صاحب مقام و مرتبه و شخصیت و دارای حسن ها و کرامتها و از مقربان و نزدیکان درگاه خداوند خواهدبود. حضرت عیسی از نشانه های رحمت خداست. خداوند دراین مورد می فرماید: ما عظمت آفرینش و ولادت با اعجاز عیسی بن مریم را از، آیات عظیمه و از نشانه های بزرگ و نیز وجود و رسالت او را برای مردم، مایه خیر و رحمت و هدایت قراردادیم.خداوند متعال دراین آیه کریمه ضمن اینکه به وجودآمدن و ولادت معجزه آسای عیسی بن مریم را یک امرشدنی و یقینی بیان می کند، این خلقت اسرارآمیز و بسیار شگفت انگیز و توأم با عظمت را از نشانه ها و آیات بزرگ الهی و قدرت مطلقه ذات پاک پروردگار عالم درامر شگفتی خلقت جهان هستی و نظام پیچیده آفرینش می داند و آن را جهت پی بردن مردم جهان به قدرت و عظمت لایزال خود ارائه می نماید و نیز وجود مقدس حضرت عیسی بن مریم را بعنوان یک پیامبر، نشانه رحمت و عطوفت و مایه خیر، برکت، کرامت و هدایت جهانیان معرفی می کند.حضرت عیسی(ع)، همچون تمامی انبیاء پیشین، مصدق و تصدیق کننده پیامبران قبلی و مبشر و بشارت دهنده ظهور پیامبر بزرگ اسلام بعد از خود به نام احمد، است. یعنی حضرت عیسی(ع) هم با راهی که پیامبران پیشین پیموده اند و هم با راهی که پیامبر بعد از خود، یعنی پیامبر بزرگ اسلام خواهد پیمود، هماهنگ و منطبق است.او درعین حال زمینه را برای ظهور پیامبر اسلام فراهم نمود و خود از منتظران و بشارت دهندگان طلوع خورشید خاتمیت و بعثت حضرت محمد(ص) در تداوم خط رسالت انبیاء بوده است.پیامبری عیسی دارای ادله و تأییدات الهی«و به عیسی پسر مریم، برای اثبات نبوتش، معجزات و ادله روشن و حجت ها و نشانه های آشکار دادیم و او را به واسطه روح القدس تأیید و تقویت و توانایی بخشیدیم. (سوره بقره- آیه 87)
ارائه معجزات آشکار و حجت های روشن و محکم، از ویژگی های مهم همه پیامبران الهی است. تا اینکه از سویی، دلیل و سندی برای صدق نبوت و حقانیت رسالتشان باشد و از طرفی وسیله ای برای جلب اعتماد و اعتقاد مردم تا آنان را به راه توحید و خداپرستی و آیین الهی دعوت و هدایت کنند.حضرت عیسی(ع) همانند سایر انبیاء بزرگ الهی دارای معجزاتی بود که اهم این معجزات و نشانه ها در قرآن کریم، بیان شده است. و لذا می توان گفت: سرمایه اصلی حضرت عیسی(ع) بینات است که از یک سو حقانیت و رسالت او را تبیین و تأیید می کند و از سوی دیگر حقایق مربوط به مبدأ و معاد و دیگر نیازهای بشر را تبیین و تشریح می نماید، یعنی در حقیقت حضرت عیسی بن مریم وسیله و روش و طریق دعوت خود را حکمت می داند که بدین وسیله انسانها را دعوت به توحید و معنویت و اخلاق و تهذیب نفس و اصلاح امور می نمود و با حکمت الهی حقایق و تعالیم آسمانی و شریعت دینی را تبیین می کرده است.از دیدگاه قرآن کریم، هر پیغمبری از انبیای الهی با مخالفت ها، وکارشکنی های مردم عصر خود، روبرو بوده است و حضرت عیسی(ع) هم از این قاعده مستثنی نبوده است و حضرت عیسی(ع) یکی از پیغمبران بزرگ الهی است که همچون سایر پیامبران اولواالعزم، با صبر و استواری در مقابل ناملایمات و نامردمی ها و توطئه های بنی اسرائیل، مبارزه و مقاومت کرد و چراغ پرنور توحید و هدایت و رحمت را در جهان عصر خود برافروخت و پرچم مکتب توحیدی را برافراشت.سرانجام با کمک یاران خود، کار ابلاغ وحی و رسالت و تعالیم پیامبری خود و برنامه دعوت را با همه مشکلات و موانعی که وجود داشت به نحو احسن به انجام رساند.او به عنوان معلم بزرگ توحید و اخلاق و معنویت قهرمانانه بر عقاید شرک آمیز و اوهام علمای یهود حمله برد و افکار و عقاید پوشالی و باطل آنها را ویران و نابود ساخت.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت   توسط حاج روح الله  | 

emam bagher

موقعيت علمی امام
بی ترديد چنان که بسياری از علمای اهل سنت ، نيز گفته اند ، امام باقرعليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فروانی داشته و همواره محضر او از دوست دارانش ، از تمامی بلاد و سرزمينهای اسلامی ، پر بوده است . موقعيت علمی ايشان ، به مثابه شخصيتی عالم و فقيه ، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت ، بسياری را وا می داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند . در اين ميان ، اهل عراق که بسياری از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند .

مراجعه کنندگان ، خضوعی خاص نسبت به شخصيت علمی امام داشتند چنان که عبدالله بن عطای مکی گويد : علما را در محضر هيچ کسی کوچکتر از زمان حضوردر محضر امام باقرعليه السلام نديدم . حکم بن عينيه با تمام عظمت علمی اش در ميان مردم ، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می رسيد .

در مکارم اخلاق حضرت


مردی از اهل شام در مدينه ساکن بود که به خانه امام بسيار می آمد و به امام می گفت: « ... در روی زمين بغض و کينه کسی را بيش از تو در دل ندارم و با هيچ کس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم . و عقده ام آن است که اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنی با تو است ، اگر به خانه ات رفت و آمد دارم ، بدان جهت است که تو مردی سخنور ، اديب و خوش بيان هستی . »
درعين حال امام باقر عليها السلام با او مدارا می فرمود و به نرمی سخن می گفت . چندی گذشت که مرد شامی بيمار شد و مرگ را روياروی خويش ديد پس از زندگی نااميد شد . وصيت کرد که چون در گذرد « امام باقر» بر او نماز گزارد شب به نيمه رسيد و بستگانش او را مرده  يافتند . بامداد وصی او به مسجد آمد و امام را ديد که نماز صبح به پايان برده و به تعقيبات نماز نشسته است
عرض کرد : آن مرد شامی به ديگر سرای شتافته و وصيت نموده که شما بر او نماز گزاري
امام فرمود : او نمرده است... شتاب مکنيد تا من بيايم
پس برخاست ، دو رکعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت ، سپس به سجده رفت و تا طلوع خورشيد ، در سجده ماند ، آنگاه به خانه شامی آمد ، بربالين او نشست ، او را صدا زد و پاسخ داد ، امام او را نشانيد ، پشتش را بر ديوار تکيه داد و شربتی طلبيده ، به کام او ريخت و به بستگانش فرمود : غذاهای سرد به او بدهند و خود بازگشت
پس از مدتی کوتاه ، مرد شامی شفا يافت ، به نزد امام آمد و عرض کرد : گواهی می دهم که تو حجت خدا بر مردمانی

شهادت نور ولايت

امام باقر عليه السلام ، هفت ذيحجه سال 114 هجری در پنجاه و هفت سالگی در زمان حاکم ستمگر اموی " هشام بن عبدالملک" مسموم گرديده و شهيد شدند . در شامگاه شهادت به فرزند خويش امام صادق عليه السلام فرمود : " من امشب جهان را بدرود خواهم گفت ، هم اکنون پدرم را ديدم که شربتی گوارا نزد من آورد و نوشيدم ، او مرا به سرای جاويد و ديدار حق بشارت داد . "بدن مطهر آن دريای بيکران دانش خدايی در خاک بقيع ، درکنار پدروجدش امام مجتبی و امام سجاد عليه السلام به خاک سپرده شده است

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت   توسط حاج روح الله  | 

امام جواد

ترس مامون از علويان و محبت قلبی مسلمانان نسبت به اهل بيت(علیهم السلام) از يك سو و متهم بودن وي در به شهادت رساندن امام رضا (علیه السلام) در جهان اسلام از سوي ديگر، وي را بر آن داشت تا با تزويج دختر خويش ام الفضل به امام(علیه السلام) ، خویش را تبرئه کند. همچنین مامون می خواست تا بوسیله این اقدام، با استمرار حركت عوامفريبانه خود در دوست داشتن اهل بيت (علیهم السلام)، پايه هاي حكومت خويش را مستحكم سازد .

اين حركت مامون همانند سپردن ولايتعهدي به امام رضا (علیه السلام)، مورد اعتراض بزرگان بني عباس قرار گرفت؛ اما مشاهده علم و درايت حضرت جواد(علیه السلام) در همان سن اندک، آنان را نسبت به قبول اين ازدواج ترغيب ساخت. آن حضرت شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديد، از اين رو با پذيرش ازدواج با ام الفضل، نقشه پليد مامون در به قتل رساندن وي و شيعيان را از صفحه ذهن مامون زدود.

امام جواد (علیه السلام) كه به خوبي از سياستها و نقشه هاي مامون در بهره برداري از جايگاه ديني و اجتماعي خود باخبر بود، پس از ازدواج، اقامت در بغداد را رد کرد و به مدينه بازگشت.

نامه هاي ام الفضل به پدر خويش مبني بر عدم توجه امام جواد (علیه السلام) به وي، بيانگر اجباري بودن ازدواج وي با ام الفضل است و اینکه آن حضرت فرزندي از ام الفضل نداشت، پرده از هوشمندي امام (علیه السلام) برمي دارد؛ چرا كه مامون بر آن بود تا با به دنيا آمدن فرزندي از ام الفضل، آن فرزند را به عنوان يكي از فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بين شيعيان مطرح کند  و این موضوع را محور حركتهاي آينده خود و بني عباس قرار دهد.

مامون در سال 218 ه .ق در مسير حركت به سوي جنگ با روم درگذشت. علي رغم تمايل سپاهیان و سران بني عباس نسبت به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش "معتصم" بيعت كرد.

معتصم که هشتمين خليفه عباسي به شمار می آید، پس از ورود به بغداد امام جواد(علیه السلام) را از مدينه به بغداد فرا خواند .لذا آن حضرت نیز پس از معرفي امام هادي (علیه السلام) به جانشيني خود، به همراه ام الفضل به بغداد رفت .

در اين سفر حضرت با شخصيتي متفاوت نسبت به شخصیت مامون روبرو شد؛ شخصيتي با روحيه نظامي گري و فاقد بينش علمي . معتصم كه مايه هاي حيله گري و عوامفريبي هاي مامون را در خود نداشت ، با موضعگيري متضاد نسبت به اهل بيت (علیهم السلام)، چهره خویش را در بين مردم آشكار ساخت .

امام (عليه السلام) در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتي و نظامي معتصم قرار گرفت. از اين رو شرايط امام جواد(علیه السلام) به گونه اي شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمي ، امامت خود را به ديگران به اثبات مي رساند .

اما در کنار همه اینها، معتصم براي به شهادت رساندن آن حضرت، نقشه ها می کشید و حيله ها مي اندیشید؛ تا اينكه بنابر نقل علامه مجلسی او به ام الفضل ، همسر آن حضرت دستور داد تا ایشان را مسموم نموده و به شهادت برساند . ام الفضل نیز به دستور عمويش معتصم تن در داد. از آنجا كه معتصم مي دانست كه امام (علیه السلام) انگور را بسيار دوست دارد، زهري را در "انگور رازقي " تزريق كرد و ام الفضل نيز نوزده دانه انگور را به امام جواد (علیه السلام) خورانيد.(2) بدین ترتیب بود که آن حضرت در روز آخر ماه ذیقعده در سن 25 سالگی مظلومانه به شهادت رسید...

 

29 ذيقعده سالروز شهادت مظلومانه اين امام همام را به محضرمبارک امام عصر(عج) تمامي مسلمانان جهان و شما منتظر منتقم زهرا س  تسليت عرض مي نمائيم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت   توسط حاج روح الله  | 

تولی و تبری در قرآن

 

در اسلام دو اصل به نام «تَوَلّي» و «تَبَرّي» و به تعبير ديگر «حُبّ فِي اللهِ» و «بُغْض فِي اللهِ» وجود دارد كه هر دو در واقع اشاره به يك حقيقت است. طبق اين دو اصل ما موظّفيم دوستان خدا را دوست بداريم و دشمنان خدا را دشمن، و پيشوايان بزرگ دين يعني پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ را در همه چيز اسوه و الگوي خود قرار دهيم. اين دستور به قدري مهمّ است، كه در آيات قرآن به عنوان نشانه ي ايمان، و در روايات اسلامي به عنوان «اَوْثَقُ عُرَي الْأَيمانِ» (محكمترين دستگيره ي ايمان) معرّفي شده، و تا «تولّي» و «تبرّي» نباشد، بقيّه ي اعمال، عبادات و اطاعات، بي حاصل شمرده شده است، كه مدارك آن از آيات و روايات را به خواست خدا در بحثهاي آينده خواهيم ديد.
اين تولّي و تبرّي يا «حبّ في الله و بغض في الله» يكي از گامهاي بسيار مهم و مؤثّر در تهذيب نفس و سير و سلوك الي الله است.
روي همين اصل، بسياري از علماي اخلاق وجود استاد و مربّي را براي رهروان اين راه، لازم شمرده اند.
با اين اشاره به سراغ آيات قرآن مي رويم و مسأله تولّي و تبرّي را در قرآن مجيد مورد بررسي قرار مي دهيم:
1. قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره ي ممتحنه، آيه ي 4).
سرمشق خوبي در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند براي شما وجود داشت، در آن هنگام كه به قوم (مشرك) خود گفتند ما از شما و آنچه غير از خدا مي پرستيد بيزاريم!
2. لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (سوره ي ممتحنه، آيه ي 6)
(آري) براي شما در زندگي آنها اسوه ي حسنه (و سرمشق نيكويي) بود، براي كساني كه اميد به خدا و روز قيامت دارند؛ و هر كس سرپيچي كند (به خويشتن ضرر زده است، زيرا) خداوند بي نياز و شايسته ي ستايش است.
3. لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً (سوره ي احزاب، آيه ي21)
مسلّماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيكويي بود، براي آنها كه اُميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي كنند.
4. لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلْهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (سوره ي مجادله، آيه ي 22)
هيچ قومي را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمي يابي كه با دشمنان خدا و رسولش دوستي كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان باشند؛ آنان كساني هستند كه خدا ايمان را بر صفحه ي دلهايشان نوشته، و با روحي از ناحيه ي خودش آنها را تقويت فرموده، و آنها را در باغهايي از بهشت وارد مي كند كه نهرها از زير (درختانش) جاري است، جاودانه در آن مي مانند؛ خدا از آنها خشنود است و آنان (نيز) از خدا خشنودند، آنها «حزب الله»اند، بدانيد «حزب الله» پيروز و رستگارند.
5. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ (سوره ي ممتحنه، آيه ي 12)
اي كساني كه ايمان آورده ايد! با قومي كه خداوند آنان را مورد غضب قرار داده، دوستي نكنيد!
6. وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (سوره ي توبه، آيه ي 71)
مردان و زنان با ايمان وليّ (و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف و نهي از منكر مي كنند؛ نماز را بر پا مي دارند؛ و زكات را مي پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مي كنند؛ به زودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مي دهد؛ خداوند توانا و حكيم است!
7. اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ (سوره ي بقره، آيه ي 257)
خداوند، وليّ و سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوي نور خارج مي سازد؛ (امّا) كساني كه كافر شدند، اولياي آنها طاغوتها هستند كه آنها را از نور، به سوي ظلمتها بيرون مي برند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.
8. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (سوره ي توبه، آيه ي 119)
اي كساني كه ايمان آورده ايد تقواي الهي پيشه كنيد و (هميشه) با صادقان باشيد!
تفسير و جمع بندي
از آيات سوره ي ممتحنه به خوبي بر مي آيد كه بعضي از مؤمنان تازه كار و بي خبر از دستورات اسلام، با دشمنان سر و سرّي داشتند.
از شأن نزول آيات آغاز اين سوره استفاده مي شود كه پيش از فتح مكّه فردي به نام «حاطب بن ابي بلتعه» توسط زني به نام «ساره» نامه اي مخفيانه به اهل مكّه نوشت كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ قصد دارد به سوي شما بيايد و مكّه را فتح كند، آماده ي دفاع از خود باشيد.
اين در حالي بود كه پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ آماده ي فتح مكّه مي شد، و ترتيبي داده بود كه اين خبر به هيچ وجه منتقل به مردم مكّه نشود تا مقاومت چنداني نشود، و خونها كمتر ريخته شود.
زن آن نامه را گرفت و در لاي گيسوان خود پنهان نمود و به سرعت به سوي مكّه حركت نمود.
جبرئيل اين ماجرا را به پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ خبر داد، و آن حضرت، علي ـ عليه السلام ـ را براي گرفتن نامه به تعقيب او فرستاد؛ او در آغاز منكر شد، و هنگامي كه مورد تهديد قرار گرفت، نامه را بيرون آورد و خدمت حضرت علي ـ عليه السلام ـ داد؛ و آن حضرت نامه را خدمت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ آورد.
حاطب احضار شد، و سخت مورد سرزنش قرار گرفت؛ و عذري آورد و پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ عذر او را ظاهراً پذيرفت؛ و آيات آغاز سوره ي ممتحنه به عنوان يك هشدار براي پيشگيري از تكرار اين گونه اعمال نازل گرديد؛ و يكي از اصول اساسي اسلام، يعني مسأله ي اقتداء به نيكان و پاكان و اولياء الله و قطع علاقه و پيوند با دشمنان حق و در يك جمله «حب في الله و بغض في الله» را بيان كرد.

 

آيه الله مكارم شيرازي- اخلاق در قرآن, ج1, ص375

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت   توسط حاج روح الله  | 

صدقه

 

استحباب سه روز روزه هر ماه
از جمله سنت هاي رسول خدا(ص) كه در روايت به آن اشاره شده سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. بيش از چهل حديث در اين زمينه وارد شده است. البته در كيفيت آن اختلاف نظر وجود دارد و آنچه مشهور است و با اخبار فراواني موافقت دارد و رسول خدا(ص) در اواخر عمر به آن عمل كرده اين است كهآن سه روز عبارت است از روزه پنج شنبه اول ماه كه روز عرضه اعمال است و چهارشنبه اول دهه دوم كه روز نحس مستمر و روز نزول عذاب است و پنج شنبه آخر از دهه آخر ماه مي باشد كه باز روز عرضه اعمال است. در روايتي آمده است كه هر گاه قرار بود بر امت هاي گذشته عذابي نازل شود، در يكي از اين روزها اتفاق مي افتاد؛ لذا رسول خدا(ص) در اين ايام خوفناك روزه گرفت. در حديث است كه روزه اين سه روز معادل روزه هميشگي است و به اين آيه اشاره شده "كه هر كس كار نيكي انجام بدهد، ده برابر آن پاداش مي بيند." (انعام/160)

فضيلت صدقه دادن
از ديگر سنت هاي رسول خدا(ص) كه در اين روايت به آن اشاره شده صدقه دادن است. كمتر مستحبي است كه به پايه صدقه دادن برسد و روايات بر استحباب اين عمل دلالت دارند؛ حتي بر كساني كه خارج از مذهبند و حتي نسبت به حيوانات.
ابن سنان مي گويد: "امام صادق(ع) فرمود: براي شيطان هيچ چيز از صدقه دادن مؤمن گران تر نيست. وصدقه قبل از آن كه به دست بنده برسد، در دست پروردگار متعال قرار مي گيرد."

همچنين آن حضرت فرمود:

"خداي متعال چيزي را خلق نكرد مگر آن كه براي آن نگاهباني است كه آن را نگه مي دارد، مگر صدقه كه خداي متعال خودش آن را نگه مي دارد و پدرم وقتي صدقه مي داد، آن را در دست سائل قرار مي داد، پس آن را از وي مي گرفت و مي بوسيد و مي بوييد، سپس آن را به سائل بر مي گرداند".

اين مضمون در روايات ديگر هم وارد شده و شخص بايد بداند كه صدقه در دست چه كسي قرار مي گيرد؛ لذا مبادا آزار و منتي بر آن واقع گردد و اگر خاضعانه آن را به سائل مؤمن برگرداند، نسبت به پروردگار خضوع كرده است؛ و خدا مي داند اين كه امام باقر(ع) صدقه را از سائل بازپس مي گرفت و مي بوسيد و مي بوييد، چه آرامش و سكونت خاطري پيدا مي كرد. افسوس كه اين نويسنده غرق در هواي نفس از محبت اولياء دركي نكرده و از جذبات چيزي نفهميده است. خداوندا! تو خود ما را به نور هدايت دستگيري فرما و از اين خواب سنگين بيدار كن!

همچنين امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود: "زمين قيامت، آتش است مگر سايه مؤمن و جوار او كه صدقه وي او را سايه انداخته و حفظ كرده است".

همچنين در روايت آمده است: "خداي متعال، صدقه را تربيت مي كند، آن گونه كه شما بچه شتر را تربيت مي كنيد و اگر شما نصف خرما صدقه دهيد، خداوند آن را تربيت مي كند و روز قيامت آن را به بنده مي دهند، حتي اگر مثل كوه احد يا بزرگ تر از آن باشد".

هر كس صبح صدقه بدهد، از بلاهاي آسماني در آن روز مصون مي ماند و اگر در اول شب صدقه دهد، از بلاهاي آسماني در آن شب در امان مي ماند، و اگر كسي اهل بيت مسلماني را كفايت نمايد، گرسنگي شان را رفع نمايد، بدن آنها را بپوشاند و آبروي آنها را حفظ كند از هفتاد حج برتر است.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت   توسط حاج روح الله  |