تبليغاتX
منتقم زهرا س

پیمان از زندگی انسان

دیگر گام بلندی که از سوی پیامبر به جهت تمدن بشر برداشته شده است اندیشه بزرگی و شرافت انسان بود و آن نیز یکی از نتایج طبیعی اعتقاد به یگانگی مبدأ آفرینش است که پیامبر اسلام در تعلیمات خود اهمیت فراوانی به آن می داد و بر حسب گفته اش انسان اشرف آفریدگان خداست و جز خدا هیچکس شایسته پرستش او نیست .

در دعوت حضرت  محمد صلی الله علیه واله  ، انسان به چنان پایگاهی از رفعت و عظمت رسیده که فرشتگان بر او سجده می کنند.3  خورشید وماه و ستارگان برای خدمتگذاری او آفریده شده اند و آنچه در آسمان و زمین است به فرمان خداوند مسخر انسان شده و او جانشین خدا در زمین است.4

 

 خدمت گذاری بشر

 برای تشکیل جامعه واحد و متمدن، بایستی همه افراد جامعه به یکدیگر بپیوندند توانایان به ناتوانان خدمت کنند و همگی حلقه های کبیر به هم پیوسته و گسست ناپذیری را تشکیل دهند و همین همگامی و حس همکاری است که تحت عنوان زکات یکی از بزرگ ترین فرامین اسلامی را تشکیل می دهد و همه جا مرادف فریضه صلوه که رمز بقاء و رقاء روحی بشر است قرار می گیرد و در این صورت حلقه برادری دینی به وجود می آید.

«اگر توبه آوردند و نماز کردند و زکات دادند در این دین برادران شمایند.»5

بشردوستی و مهرورزی در جان و طبیعت پیامبر جای داشت. او نه تنها برای دردهای مادی و نیازهای دنیا یی مردم نگران بود، بلکه برای فسادهای اخلاقی و انحرافهای روحی بشری بیشتر نگران بود. تا آن جا که خداوند به او فرمود:

«شاید از غصه ایمان نیاوردن آنان خود را هلاک کنی.»

پیامبر می فرمایند: «افراد مسلمان در دلسوزی و مهربانی با یکدیگر مانند اندامهای یک پیکرند که هرگاه عضوی به درد آید دیگر عضوها نیز دردناک می شوند.» و این بهترین دستورالعمل  حیات، مدلی برای ایجاد یک ملت زنده، بیدار، پیشرو و متمدن است.

از دیگر امور مهم که پیامبر در آن نقش داشتند می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- بنیانگذار کاخ اخلاق

2- پی ریزی حکومت جهانی

3- بسط و گسترش فرهنگ اسلامی

4- ایجاد کتابخانه های اسلامی و ...

بیان کردن سهم پیامبر در مدنیت انسان و موارد گوناگون به بحث گسترده ای نیاز دارد و ما گوشه ای از خدمات این انسان وارسته را بر روی کاغذ گنجاندیم.

پی نوشت:

 

2. افکار جاوید محمد(ص)

3. سوره بقره، 2- 34

4. سوره بقره، آل عمران، نساء

5. سوره توبه، آیه11     

 

با تشکر از خانم معصومه . ن

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت   توسط حاج روح الله  | 

haram

امام حسن عسکری (ع ) در در 8 ربیع الثانی سال 232 هجری در مدینه چشم به جهان گشود. کنیه آن حضرت ابا محمد بود. امام یازدهم بیانی شیرین و جذاب داشت و با شخصیت الهی و با شکوه خود ، مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود. وی راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را در ایام عمر کوتاه خود، برای مردم و به ویژه اصحاب بزرگوارش روشن کرد

دوران عمر 29 ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسیم می شود. دوره اول 13 سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت. دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت ایشان بود و دوره سوم نیز نزدیک به 6 سال امامت آن حضرت است. امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران امامتش، سه سال را در زندان گذراند. ایشان در مدت شش سال امامت آثار از تفسیر قرآن، نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راه های دور برای کسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جای گذاشت.

امام يازدهم در زمان خود تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجديد کرد و فرهنگ شيعی که تا آن زمان شناخته شده بود در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام حضرت قرار گرفته بود، شد

ghom

شفاى چشم بيمار

در عصر مرجعيت آيت الله العظمى بروجردى چند نفر از آشنايان و بستگان معظم له براى درمان بيمارى چشم يك بانوى علويه از خانواده خود به قم آمده بودند تا پس از زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) و ديدار آيت الله بروجردى براى مداواى چشم آن علويه به تهران بروند.
آن ها پس از ديدار با معظم له به حرم مطهر مشرف مى شوند. يكى از اساتيد مورد اطمينان مى گفت: در همان روز (پس از درس) همراه حضرت آيت الله العظمى بروجردى به منزلش مى رفتيم، در مسير راه چند نفر از اهالى بروجرد به حضور آيت الله بروجردى آمدند، آيت الله بروجردى از آن ها پرسيد: «پس چرا براى درمان چشم بانو علويه به تهران نرفتيد؟!» آن ها با خوشحالى جواب دادند آن علويه در حرم حضرت معصومه(س) متوسل شد و به بركت آن حضرت، چشمانش شفا يافت! آيت الله بروجردى بى آن كه ترديد كند، با شنيدن اين كرامت، از رفتن به منزل منصرف شده و همان دم براى تشرف به حرم حضرت معصومه(س) روانه شد و با نهايت تواضع به زيارت و شكرگزارى پرداخت.
به اين ترتيب آن بانوى علويه شفا يافت و ديگر براى معالجه به تهران نرفت. نكته قابل توجه اين كه، مرجع كل آيت الله العظمى بروجردى به صحت اين گونه كرامت ها اطمينان داشت، از اين رو بى درنگ و خاضعانه از خداى بزرگ و سپس از حضرت معصومه تشكر مى كرد


منبع: كتاب حضرت معصومه(س)، چشمه جوشان كوثر، با اندكى تلخيص

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت   توسط حاج روح الله  | 

تمدن چیزی جز تشکیل هیأت اجتماعیه با معتقدات و مقررات حکومتی و آداب مربوطه نیست.

 اینک به بررسی نکاتی در مورد تمدن می پردازیم:

1- تمدن و اجتماع بشری از قدیمی ترین مراحل خود زاییده مذهب و تحت تأثیر شدید آن بوده است.

2- اداره هیأت اجتماعیه یا تمدن از یک طرف و مذهب از طرف دیگر پا به پای هم پیش رفته اند.

3- توسعه، تمدن و هیأت اجتماعیه ناگزیر احتیاج به معتقدات مذهبی مشترک و متکامل دارد.

4- در سایه اشتراک در عقیده و توحید در پرستش است که رفع دشمنی و ایجاد ائتلاف و اتحاد در طریق تأسیس دولتی که تمام افراد بشر بتواند در سایه آن زیست کند امکان پذیر می باشد.

5- با ظهور دین مسیح عاملی که میان ملتها دشمنی و جدایی انداخته و سد بزرگی که مانع تأسیس دولت واحد جهانی

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) درباره پیامبران می فرماید:

«فبعث فیهم رسله لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیرولهم دفائن العقول ویردهم الآیات المقدره.»1

«پس خداوند، پیامبران خود را بین مردمان برانگیخت تا پیمان خدا را از آنها بخواهند و نعمت فراموش شده حق را یادآوری کنند و از راه تبلیغ با آنان سخن گویند و خردهای پنهان شده را برانگیزند و به کار اندازند و شانه های قدرت را به آنان بنمایانند.»

پس وظیفه پیامبران برانگیختن خردها و روشنگری اندیشه هاست در پرتو پیوستگی عقول به مبدأ حکمت الهی و دریدن پرده های جهل و خرافه و گسستن زنجیرهای بردگی و همین است رمز اوج فکری انسان و چرخش مولد خرد آدمی که موجب بروز دانشها و ایجاد تمدنها و اخلاقیات و فرهنگهاست.

  اساس دعوت محمد(صلی الله علیه واله)

پیامبر اسلام برای بنیانگذاری یک جامعه جاوید و امت واحد به عنوان بزرگترین و مقدس ترین معمار کاخ اجتماع به پی افکنی بنای برومند و استواری پرداخت که در سایه آن روشن ترین، اصیل ترین و جاوید ترین تمد نها به وجود آمد و بشر را از همه مزایای یک تمدن عالی انسانی که هرگز دستخوش توفان روزگار نخواهد گردید، برخوردار ساخت و اساس چنین دعوت جاوید را برچنین مبانی مقدس و عالی استوار کرد:

 1. وحدت بشریت

عقیده وحدت بشریت یکی از کمکهای بی مانندی است که پیامبر اسلام در راه تمدن بشر انجام داد و این وحدت در حقیقت یکی از ثمرات طبیعی اعتقاد به یگانگی خداوند است که اساس تعلیمات اسلامی است.

قرآن مجید از بیان پروردگار چنین می فرماید:

«شما مردمی یگانه اید و من خدای یکتای شمایم؛ پس از نافرمانی من بپرهیزید.»

وحدت بشریت یک امر عملی واقعی بود که با تمام شئونش در مراتب علمی و عملی وحی و رفتار پیامبر مورد عنایت قرار گرفت. بنابراین افراد بشر در هر کشوری زندگی کنند و با هرزبانی سخن بگویند و هر رنگی که داشته باشند همه آنها یک خانواده شناخته شده اند چنانکه خداوند فرمود:

«ای مردم از نافرمانی خدایی که شما را از یک پدر آفرید، بپرهیزید.»

زندگی بر اساس این افکار قیافه جدیدی به خود گرفت و نتیجه طبیعی، آن شد که بردگان سیاه و شریف ترین مردان قریش در جامعه اسلامی در یک رتبه شناخته می شدند و این بزرگ ترین قدم اساسی بود که در راه ایجاد وحدت بشریت و پی ریزی اساسی ترین مراحل تمدن بشر برداشته شده است.

 

منابع: 1. نهج البلاغه

 

     ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط حاج روح الله  | 

keraat

با هواپيما همراه بعضى از دوستان اهل علم و مداح تهرانى و همچنين عده‏اى از مسئولين كشور عازم مشهد مقدس بوديم.

وقتى هواپيما به فرودگاه مشهد رسيد، خود را آماده پياده شدن مى‏كرديم، يك مرتبه متوجه شديم هواپيما دچار نقص فنى شده است و نمى‏تواند در باند فرودگاه بنشيند، نزديك 45دقيقه تا يك ساعت، هواپيما در آسمان مشهد سرگردان مى‏چرخيد. در نهايت مجبور شديم به تهران برگرديم كه حدود شش ساعت رفت و آمد و معطل شدنمان در آسمان شهر طول كشيد.

همه سرنشينان نگران بودند كه چه اتفاقى پيش خواهد آمد. وقتى از خلبان و خدمه هواپيما سؤال مى‏شد، اول جريان را نمى‏گفتند. ولى وقتى يكى از مسئولين به طور خصوصى از خلبان پرسيد، گفت: وقتى آماده فرود مى‏شدم، متوجه شدم كه چرخ‏هاى هواپيما باز نمى‏شوند و هرچه سعى كرديم، نتيجه نگرفتيم و الآن هم به طرف تهران بر مى‏گرديم و دستور داده‏اند كه در آنجا آتش‏نشانى آماده باشد، به خاطر اينكه احتمالا سقوط مى‏كنيم و هواپيما آتش مى‏گيرد!

همين كه به نزديكى فرودگاه تهران رسيديم، مسئولين هواپيما اعلام كردند:

كه ما به هيچ وجه نتوانستيم چرخ‏هاى هواپيما را باز كنيم و امكان نشستن به صورت عادى وجود ندارد، بايد آماده سقوط باشيم، اگر كسى دندان مصنوعى دارد، بيرون بياورد، همه كفش‏هايشان را در آورند و هركس هم عينك دارد از روى چشمش بردارد.

خوب معلوم است كه انسان در چنين موقعيتى چه حالى پيدا مى‏كند. بنده هم مثل سايرين منقلب شده بودم و در آخرين لحظات، عمامه‏ام را برداشتم و گفتم: آقايان اگر آخرين لحظه زنده بودنمان هست، بهتر است كه به امام زمان حجة بن الحسن عليه‏السلام متوسل شويم.

همه منقلب بوديم، من دستم را روى سرم گذاشتم و گفتم: همه بگوييد:

يا أبا صالح المهدي ادركني، يا أبا صالح المهدي أدركني...

همه مسافران با همان حالى كه داشتند با صداى بلند مى‏گفتند: يا أبا صالح المهدي أدركنى ...

همه در حال توسل بودند كه يك دفعه خلبان گفت: بشارت! امام زمان عليه‏السلام عنايت فرمود، چرخ‏ها باز شد.

همه يك صدا صلوات فرستادند و به سلامت به زمين نشستيم. تمامى سرنشينان هواپيما مطمئن بودند كه تنها معجزه امام زمان عليه‏السلام بود كه در آن لحظات آخر، ما را نجات داد و به زائرين جدّش امام رضا عليه‏السلام توجه فرمود

 

شرح واقعه از زبان آقاي م ح :

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت   توسط حاج روح الله  | 

لحظه تحویل سل 1387 هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران

ساعت 9 و 18 دقیقه و 19 ثانیه روز پنج شنبه اول فروردین 1387 هجری شمسی

noroz

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

 

سلام علی ابراهیم سوره صافات آیه 108

سلام قولا من رب رحیم سوره یس آیه 58

سلام علی آل یاسین سوره صافات آیه 129

سوره هی حتی مطلع الفجر سوره قدر آیه 6

سلام علی نوخ فی العالمین سوره صافات آیه 79

سلام علی موسی و هارون سوره صافات آیه 119

سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین سوره الزمر آیه 73

par2par3par4

حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آن‏جا راه نيافته است.معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست. پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت: آيا تو برترى يا موسى بن عمران; آن پيامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟ پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند ولكن(در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى. خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن دردريا ترسيد گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى من‏الغرق‏»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد. حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلى‏»  نترس. مسلما تو برترى.اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال اونداشت.اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏سر اونماز مى‏خواند

milad

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

1-   از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است  كه تنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.

2- رساله اي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام .

3- كتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفي است.

4- كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد كرده اند.

6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كرده است.

7-  رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8-  بعضي رسائل كه جابربن حيان كوفي از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10-  چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري،‌  که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.

همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة) : مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام)  در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) منتشر کرده است

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت   توسط حاج روح الله  |