|
در برفیترین شبها آمدی تا پرشکوفهترین روزها را به جهانِ بیبهار هدیه کنی. زمین، کوچکتر از آن است که وسعتِ مهربانیات را درک کند. اینک، نخلِ عشق است که در ناگهانی از شکفتن، سبز میشود و برگ و بار میدهد. اینک، خورشید است که با آبیِ آسمان، غسلِ تعمید داده میشود. اینک، مریمِ عذرا علیهاالسلام است که «روحِ خدا» را برای کالبدِ نیمه جانِ عالَم هدیه میآورد. این نوزادِ مبارک، مسیح علیهالسلام است که لب به سخن میگشاید و از زبانِ خدا، پیامبریاش را بشارت میدهد. اینک، انجیلِ مقدس است که از دهانِ هستی، میتراود. یا مسیح علیهالسلام ! روزه سکوتِ مریم مقدس علیهاالسلام ، ابتدای سخن گفتنِ تو بود؛ تو که پیامآورِ صلح و دوستی هستی. تو آمدی تا محبت را در جانِ جهان تزریق کنی. تو آمدی؛ تا با بهارِ نَفَسهایت، مردگان را جان ببخشی. تو آمدی تا دیگر بار، روایتِ چهار مرغِ ابراهیمِ خلیل علیهالسلام ، زنده شود. ای خورشید اوالوالعزم! امروز، جهانِ بیمار، در انتظارِ دستهای شفای تو و موعود آخرین ماست. امروز، قلبِ ناقوسِ کلیساهای جهان، در آرزوی طلوعِ شما به تپش درمیآید. تو آن مسیحِ موعودی که قرار است در رکاب آخرین سوار صبح، برای عالم، یکْ جهانْ صلح و محبت به ارمغان بیاورید. ای مُبَشرِ مَلکوت! ای خورشید اولوالعزم! میلادت مبارک باد!
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب عليه السلام عيد سعيد و بزرگ غدير خم مباركباد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله
۱- متوكل كاتب و نويسندهاي نصراني داشت كه به او بسيار احترام ميگذاشت و به خاطر علاقهاي که به او داشت او را با كنيه (ابو نوح) صدا ميزد. عدهاي از كاتبان، نويسندگان كاخ اين عمل را نادرست خوانده و گفتند: (جايز نيست كافر را با كنيه صدا بزنيم ). متوكل از فقها استفتا كرد و نتيجه منجر به دو نظر گرديد: گروهي آن را جايز دانستند و گروهي منع كردند. متوكل ناچار از امام استفتا نمود و ماجرا را نوشت. امام هادي عليه السلام در پاسخ نوشتند: "بسم الله الرحمن الرحيم تَبَّت يَدَا اَبِي لَهَبٍ وَ تَب"(آيه اول سوره مسد). اين پاسخ بديع از بينظيرترين پاسخهاي عالم فتوا بشمار ميرود و حضرت با استفاده از اين آيه نه تنها جواز كنيه گذاري كافر را ثابت ميكند بلكه وقوع آن را نيز در قرآن يعني معتبرترين مدرك فتوا نشان ميدهد. متوكل نيز از پاسخ حضرت قانع شد و به آن عمل كرد.۱
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله
از ابوبصير آمده است كه مى گويد: در مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله خدمت امام باقر عليه السلام نشسته بوديم و هنوز زمان چندانى از رحلت على بن حسين عليه السلام نگذاشته بود. ناگهان منصور با داود بن على وارد شدند.(اين قضيه پيش از رسيدن سلطنت به بنى العباس بود)، فقط داود بن على نزد امام باقر عليه السلام آمد و نشست. امام عليه السلام فرمود: چه باعث شد كه منصور دوانيقى نزد ما نيامد؟ داود گفت: او يك نوع بد خلقى دارد، امام باقر عليه السلام فرمود: طولى نخواهد كشيد كه زمام امر اين مردم را به دست خواهد گرفت و همه مردم را تحت فرمان خود در مى آورد و شرق و غرب عالم را مالك مى شود و عمرى طولانى خواهد كرد تا آن قدر گنجينههاى ثروت را جمع آورى كند كه هيچ كس پيش از او نكرده باشد. پس داود برخاست و رفت و جريان را به اطلاع دوانيقى رساند. او خدمت امام عليه السلام آمد و گفت: تنها عظمت شما مانع نشستن من در خدمت شما شد، حال بفرماييد آنچه داود خبر داد چگونه است؟ فرمود: وقوع آن حتمى است . عرض كرد: آيا پيش از آن كه شما به قدرت برسيد، ما مى رسيم؟ فرمود: آرى. عرض كرد: كسى از اولاد من هم بعد از من به قدرت مى رسد؟ فرمود: آرى .عرض كرد: آيا مدت حكومت بنى اميه بيشتر است يا مدت حكومت ما؟ فرمود: مدت حكومت شما بيشتر است و كودكان شما به حكومت مى رسند و همچون گوى با آن بازى مى كنند، اين عهد و پيمانى است از پدرم به من . وقتى كه منصور دوانيقى به سلطنت رسيد از گفته هاى امام باقر عليه السلام تعجب كرد
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله
شخصى به نام محمّد بن وليد گويد: احاديثي از آنحضرت
الْخُشُوعُ زينَةُالصَّلاةِ، وَ تَرْكُ مالايُعْنى زينَةُالْوَرَعِ
إنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ اءنْفَسَهُ لِيَاءجُرَهُ عَلى ذلِكَ.
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله
اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله
|
|