تبليغاتX
منتقم زهرا س

مسيح

در برفی‏ترین شب‏ها آمدی تا پرشکوفه‏ترین روزها را به جهانِ بی‏بهار هدیه کنی.

زمین، کوچک‏تر از آن است که وسعتِ مهربانی‏ات را درک کند.

اینک، نخلِ عشق است که در ناگهانی از شکفتن، سبز می‏شود و برگ و بار می‏دهد.

اینک، خورشید است که با آبیِ آسمان، غسلِ تعمید داده می‏شود.

اینک، مریمِ عذرا علیهاالسلام است که «روحِ خدا» را

برای کالبدِ نیمه جانِ عالَم هدیه می‏آورد.

این نوزادِ مبارک، مسیح علیه‏السلام است که لب به سخن می‏گشاید و از زبانِ خدا، پیامبری‏اش را بشارت می‏دهد.

اینک، انجیلِ مقدس است که از دهانِ هستی، می‏تراود.

یا مسیح علیه‏السلام ! روزه سکوتِ مریم مقدس علیهاالسلام ،

 ابتدای سخن گفتنِ تو بود؛ تو که پیام‏آورِ صلح و دوستی هستی.

تو آمدی تا محبت را در جانِ جهان تزریق کنی.

تو آمدی؛ تا با بهارِ نَفَس‏هایت، مردگان را جان ببخشی.

تو آمدی تا دیگر بار، روایتِ چهار مرغِ ابراهیمِ خلیل علیه‏السلام ، زنده شود.

ای خورشید اوالوالعزم!

امروز، جهانِ بیمار، در انتظارِ دست‏های شفای تو و موعود آخرین ماست.

امروز، قلبِ ناقوسِ کلیساهای جهان، در آرزوی طلوعِ شما به تپش درمی‏آید.

تو آن مسیحِ موعودی که قرار است در رکاب آخرین سوار صبح، برای عالم،

 یکْ جهانْ صلح و محبت به ارمغان بیاورید.

ای مُبَشرِ مَلکوت!

ای خورشید اولوالعزم!

میلادت مبارک باد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله 

عيد غدير خم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب عليه السلام

عيد سعيد و بزرگ غدير خم مباركباد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله 

 امام علي النقي عليه السلام

۱- متوكل كاتب و نويسنده‌اي نصراني داشت كه به او بسيار احترام مي‌گذاشت و به خاطر علاقه‌اي که به او داشت او را با كنيه (ابو نوح) صدا مي‌زد. عده‌اي از كاتبان، نويسندگان كاخ اين عمل را نادرست خوانده و گفتند: (جايز نيست كافر را با كنيه صدا بزنيم ). متوكل از فقها استفتا كرد و نتيجه منجر به دو نظر گرديد: گروهي آن را جايز دانستند و گروهي منع كردند. متوكل ناچار از امام استفتا نمود و ماجرا را نوشت. امام هادي عليه السلام در پاسخ نوشتند: "بسم الله الرحمن الرحيم تَبَّت يَدَا اَبِي لَهَبٍ وَ تَب"(آيه اول سوره مسد). اين پاسخ بديع از بي‌نظيرترين پاسخ‌هاي عالم فتوا بشمار مي‌رود و حضرت با استفاده از اين آيه نه تنها جواز كنيه گذاري كافر را ثابت مي‌كند بلكه وقوع آن را نيز در قرآن يعني معتبرترين مدرك فتوا نشان مي‌دهد. متوكل نيز از پاسخ حضرت قانع شد و به آن عمل كرد.۱


۲ - متوكل بيمار شد و نذر كرد اگر بهبود يافت دينارهاي (بسياري) صدقه بدهد. پس از آن كه سلامتي به او بازگشت خواست نذر خود را ادا نمايد، فقها را جمع نمود تا مقدار دقيق بسيار(كثيره) را تعيين كنند و آنان درباره تعيين واحد خاصي براي (بسيار) به جايي نرسيدند. ناچار متوكل از امام پرسش نمود و حضرت پاسخ داد: " بايد ۸۳ دينار صدقه دهي" ‌فقها از اين جواب تعجب كردند و به متوكل گفتند: بپرس مبنا و مدرك اين فتوا چيست؟ متوكل بر اين اساس از حضرت دليل فتوا را خواست. حضرت جواب فرمودند: خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد: (خداوند شما را در مواطن و مواقف بسياري ياري كرد) - سوره توبه/ ۲۵- و همه خاندان ما روايت كرده‌اند كه مواطن و مواقفي كه در جنگ‌ها و غزوات خداوند پيامبرش را در آنها ياري كرد ۸۳ موطن بوده است.۲

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله 

امام محمد باقر ع 

از ابوبصير آمده است كه مى گويد: در مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله خدمت امام باقر عليه السلام نشسته بوديم و هنوز زمان چندانى از رحلت على بن حسين عليه السلام نگذاشته بود. ناگهان منصور با داود بن على وارد شدند.(اين قضيه پيش از رسيدن سلطنت به بنى العباس بود)، فقط داود بن على نزد امام باقر عليه السلام آمد و نشست. امام عليه السلام فرمود: چه باعث شد كه منصور دوانيقى نزد ما نيامد؟ داود گفت: او يك نوع بد خلقى دارد، امام باقر عليه السلام فرمود: طولى نخواهد كشيد كه زمام امر اين مردم را به دست خواهد گرفت و همه مردم را تحت فرمان خود در مى آورد و شرق و غرب عالم را مالك مى شود و عمرى طولانى خواهد كرد تا آن قدر گنجينه‌هاى ثروت را جمع آورى كند كه هيچ كس پيش از او نكرده باشد. پس داود برخاست و رفت و جريان را به اطلاع دوانيقى رساند. او خدمت امام عليه السلام آمد و گفت: تنها عظمت شما مانع نشستن من در خدمت شما شد، حال بفرماييد آنچه داود خبر داد چگونه است؟ فرمود: وقوع آن حتمى است .

عرض كرد: آيا پيش از آن كه شما به قدرت برسيد، ما مى رسيم؟ فرمود: آرى. عرض كرد: كسى از اولاد من هم بعد از من به قدرت مى رسد؟ فرمود: آرى .عرض كرد: آيا مدت حكومت بنى اميه بيشتر است يا مدت حكومت ما؟ فرمود: مدت حكومت شما بيشتر است و كودكان شما به حكومت مى رسند و همچون گوى با آن بازى مى كنند، اين عهد و پيمانى است از پدرم به من . وقتى كه منصور دوانيقى به سلطنت رسيد از گفته هاى امام باقر عليه السلام تعجب كرد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله 

 امام محمد تقي عليه السلام

شخصى به نام محمّد بن وليد گويد:
من نسبت به امامت حضرت جواد عليه السلام در شكّ و شبهه بودم ، تا آن كه روزى به منزل آن حضرت آمدم و جمعيّتى انبوه نيز در آن جا حضور داشتند.
من در گوشه اى نشستم تا زوال ظهر شد؛ پس نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن ها را خواندم ، پس از سلام نماز متوجّه شدم كه شخصى پشت من حركت مى نمايد، چون نگاه كردم ، حضرت ابوجعفر - امام جواد عليه السلام - را ديدم .
لذا به احترام آن حضرت از جاى برخاستم و سلام كردم و دست مبارك آن بزرگوار را بوسيدم و روى پاهايش افتادم .
پس از آن ، حضرت نشست و فرمود: براى چه اين جا آمده اى ؟
و بعد از آن اظهار داشت : تسليم امر خداوند سبحان باش و ايمان خود را تقويت كن .
عرض كردم : اى سرورم ! من تسليم شدم .
حضرت اظهار نمود: واى بر تو، و سپس با حالت تبسّم تكرار فرمود: تسليم شو.
عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! تسليم شدم ، و من شما را به عنوان امام و خليفه رسول اللّه عليهم السلام پذيرفتم و به يقين كامل رسيدم ؛ خداوند متعال آنچه از شكّ و ترديد در قلبم بود، همه را نابود ساخت و از جهت ايمان و عقيده تقويت شدم .
چون فرداى آن روز فرا رسيد، صبح زود به سمت منزل حضرت حركت كردم و تنها آرزويم اين بود كه بتوانم دومرتبه به حضور آن بزرگوار شرفياب شوم ؛ پس مدّتى جلوى منزل حضرت منتظر ماندم تا جائى كه گرسنه شدم .
ناگهان متوجّه شدم كه شخصى چند نوع غذا آورد و به همراه او شخصى ديگرى با لگن و آفتابه آمد و آن ها را جلوى من نهادند و گفتند: مولايت دستور داده است كه اوّل دست هايت را بشوى و سپس اين غذا را تناول نما.
راوى گويد: همين كه دست هايم را شستم و مشغول خوردن غذا شدم ، متوجّه شدم كه حضرت جواد عليه السلام به طرف من مى آمد، پس به احترام از جاى برخاستم ، فرمود: بنشين ، و غذايت را تناول نما، لذا نشستم و چون غذا را خوردم و سير گشتم ، حضرت به غلام خود دستور داد تا باقى مانده غذاها را بردارد.
سپس آن امام همام ، حضرت جوادالا ئمّه عليه السلام به صورت نصيحت و موعظه ، مرا مخاطب قرار داد و فرمود:
اى محمّد! هرگاه در صحرا و بيابان هستى ، غذا را فقط از داخل ظرف غذا و سفره بخور و آنچه كه اطراف آن ريخته مى شود رها كن ، گرچه ران گوسفندى باشد.
ولى چنانچه در منزل خواستى غذا ميل كنى ، سعى نما غذاهائى كه اطراف سفره و ظرف غذا ريخته مى شود، جمع كن و بخور، كه همانا در آن رضايت و خوشنودى خداوند متعال مى باشد؛ و نيز سبب توسعه روزى مى گردد؛ با توجّه بر اين كه در آن درمان و شفاء دردها خواهد بود.
همچنين مجدّدا بعد از آن به من خطاب نمود و فرمود: اكنون آنچه مى خواهى سؤ ال كن ؟
عرضه داشتم : اى مولاى من ! نظر شما در رابطه با مِشك و عنبر چيست ؟
حضرت در پاسخ فرمود: پدرم و سرورم ، حضرت ابوالحسن ، امام رضا عليه السلام از آن استفاده مى نمود؛ و چون فضل بن سهل به موضوع اعتراض ‍ كرد، به وى فرمود:
حضرت يوسف عليه السلام از تمام تجمّلات و زيورآلات دنيوى استفاده مى نمود؛ و از مقام والاى نبوّت و معنويّت آن بزرگوار چيزى كاسته نگرديد.
همچنين حضرت سليمان بن داوود عليهما السلام با آن تاج و تختى كه داشت و نيز داراى آن همه امكانات و تجمّلات پادشاهى ، پيامبر الهى بود و با اين كه تمام حيوانات و جنّ و انس و ديگر موجودات و امكانات در اختيارش بود و با اين حال نقصى و ضربه اى بر نبوّتش وارد نيامد.
و در ادامه فرمايش خود افزود: خداوند متعال در آيات شريفه قرآن حكيم خطاب به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است : قل من حرّم زينة اللّه التى اءخرج لعباده و الطيّبات من الرزق قل هى للذين آمنوا فى الحياة الدنيا
يعنى ؛ اى پيامبر! - به مردمان - بگو: چه كسى زينت هاى الهى را حرام گردانده است ، بگو اى محمّد!: چيزهاى خوب را براى بندگان مؤ من و مخلص ‍ خود قرار داده است تا در زندگى دنيا از آن ها استفاده نمايند و بهره مند شوند

 امام جواد عليه السلام

 احاديثي از آنحضرت

 

الْخُشُوعُ زينَةُالصَّلاةِ، وَ تَرْكُ مالايُعْنى زينَةُالْوَرَعِ
ترجمه :
خشوع و خضوع زينت بخش نماز خواهد بود، ترك و رها كردن آنچه (براى دين و دنيا و آخرت ) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواى انسان مى باشد.


 الاْ مْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما اءعَزَّهُ اللّهُ، وَمَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
ترجمه :
امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است ، هر كه آن ها را يارى و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى گيرد و هر كه آن ها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مى گيرد.

 

إنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ اءنْفَسَهُ لِيَاءجُرَهُ عَلى ذلِكَ.
ترجمه :
همانا خداي متعال بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤمن را مى گيرد (وهلاك و نابود مى گرداند) ،چون دنيا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمى عطايش نمايد

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله 

 اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ

الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى

فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ

 ترجمه

خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد


و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است
و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند

چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد

كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب

الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت

همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق محمد و آل پاكيزه اش

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت   توسط حاج روح الله